X
تبلیغات
ویژه

ویژه

عکس


 استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان . . .
.
.
.
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آنکس است که بخشیده می شود
**عید فطر مبارک**



 

 

شب قدر است و من قدري ندارم، چه سازم توشه قبري ندارم . . .

.

.

.

مبادا ليله القدرت سرآيد، گنه بر نالم ام افزون تر آيد

مبادا ماه تو پايان پذيرد، ولي اين بنده ات سامان نگيرد . . .

.

.

.

خورشيد چراغکي ز رخساره علي ست، مه نقطه کوچکي ز پرگار علي ست هرکس که

 فرستد به محمد(ص) صلوات، همسايه ديوار به ديوار علي ست . . .

.

.

.

دعا بدون علي قابل اجابت نيست، که مهر اصل اجابت به هر دعاست علي- بزن تو دست

 توسل به دامن مولا، که درد جامعه را بهترين دواست علي(ع.)

 

با ادامه مطالب همراه باشید

 

 


 

 

 

ميگن هر موقع که آب نوشيدي بگو "ياحسين" اما اين روزا که آب مي بيني و نمي نوشي

آروم بگو  "يا ابالفضل" . . .

.

.

.

در زندگی ۳ راه برای رسیدن به هدف وجود دارد :

۱)اندیشه  والاترین راه

۲)تقلید آسان ترین راه

۳)تجربه تلخ ترین راه

 

با ادامه مطالب همراه باشید



 

 

جویند همه هلال و من ابرویت

گیرند همه روزه و من گیسویت

از جمله دوازده ماه تمام

یک ماه مبارک است ، آن هم رویت

***یا مهدی***

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک

 

با ادامه مطالب همراه باشید

 



 

آدرس موفقیت : بزرگراه توکل ، بلوار آرامش ، خیابان آزاده

میدان عمل ، مجتمع نشاط ، واحد پشتکار ، پلاک 20 ، منزل خوشبختی

.

.

.

مهم نیست که چند بهار زندگی میکنیم ، مهم اینه که بهاری زندگی کنیم . . .



www.sms4all.iranblog.com

سرنوشت سه دفعه بهت دروغ ميگه:

اولين بار وقتي به دنيات مياره

دومين بار وقتي عاشقت ميكنه

 سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس . . .

با ادامه مطالب همراه باشید

 


یه ضرب المثل چینی هست که میگه : طوفان که میاد ٬ بعضی ها جلوش دیوار میسازند ٬ بعضی ها آسیاب  . . .


یه ادم موفق کسی هست که بنایی محکم از آجر هایی میسازه که دیگران به سمتش پرتاب کرده اند . . .




آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره. . .( ويكتور هوگو )


نبودن هيچگاه به تلخي فراموش کردن يک بودن نيست . . .


اس ام اس های جدید در ادامه مطالب

 


ميگن عشق مثل خورشيد مي مونه
هنوز از طلوعش به حد كافي لذت نبردي كه از غروبش دلگير ميشي . . .



گنجشك و خدا ا روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : " می آید. من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد. " و سرانجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ! " گنجشك گفت : " لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی كسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم،‌ كجای دنیا را گرفته بود ؟ " و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.خدا گفت : " ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی. " گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت : " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی..." اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد...!



روزی با خودم فکر کردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم ولی امروز حاظر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست . . .


 امام على‏عليه السلام: لاتَفرَحَنَّ بِسَقطَةِ غَيرِكَ فَإنَّكَ لاتَدري ما يُحدِثُ بِكَ الزَّمانُ: از زمين خوردن كسى شاد مشو كه نمى‏دانى گردش روزگار براى تو چه در آستين دارد . . .

(نظر بدهید.) | 3:52 AM دوشنبه، 12 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


یه مثل قدیمی هست که میگه : آنچه را خداوند به تو اختصاص میدهد از دست نخواهی

داد ٬ حتی اگر بر بال نسیم باشد  . . .



روی قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم . . .

(نظر بدهید.) | 9:55 AM شنبه، 10 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش . . .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:28  توسط علی معصومی  | 


 

 

ترکه ميره فرم درخواست پاسپورت پر کنه

جلوي جنسيت مينويسه  : s e x = yes please !!!

.

.

.

پسرها به خاطر دوستاشون حتي از عشقشون ميگذرن

ولي دخترا براي اينکه پسري رو بدست بيارن آرزو ميکنن که

سر به تن دختراي ديگه نباشه !!!

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب نظرات 2 | 1:39 PM سه شنبه، 19 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


ماه رمضانه يه وقت جايي نري که نتونم پيدات کنم

آخه دارم دنبال 60 تا گدا ميگردم رو تو هم حساب کردماااا !!!

.

.

.

احمدي نژاد : پيشنهاد بازي در نقش حضرت يوسف را رد كردم  !!!

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب نظرات 1 | 5:11 PM پنجشنبه، 14 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

برنامه هر شب سیما : بعد از ترانه مادری ٬ تلمبه پدری !!!

.

.

.

سلام از برنامه 90 مزاحمتون میشم می خواستم بگم شما بهترین گل سال انتخاب شدید!

 

با ادامه مطالب همراه باشید

 

 

ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 5:29 PM شنبه، 9 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 

علت های ناکامی تیم المپیک ایران مشخص شد !

 

با ادامه مطالب همراه باشید 

ادامه مطلب نظرات 2 | 12:58 PM سه شنبه، 5 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 
 
1- زشت ترين ايراني : احمدي نژاد ، 2- جوادترين ايراني : بنيامين ، - بي استعدادترين بازيگر سينماي ايراني: محمدرضا گلزار ، 4- پيرترين ايراني: علي دايي ، 5- چاق ترين ايراني : رضا زاده ، 6- بي ادب ترين ايراني : علي پروين ، 7- بدبخت ترين ايراني: دوست پسر ، 8- ورزشكار ترين ايراني: دوست دختر ، 9- باحال ترين ايراني : من ، 10- ضايع ترين ايراني : شك نكن كه خودتي !!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:25  توسط علی معصومی  | 

اس ام اس جوک جدید

با ورود احمدی نژاد به رشت ، زنان رشتی در حین برداشت شالی

دست خود را بریدند !!!!!! Cool

 

اس ام اس سرکاری ، اس ام اس جوک ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس عرفانی

اس ام اس خنده دار ، اس ام اس روز ، اس ام اس مذهبی ، اس ام اس جدید ،

اس ام اس ضایع کننده ، اس ام اس باحال ، اس ام اس تولد ، اس ام اس تک

اس ام اس کم یاب ، اس ام اس نایاب ، مرکز جدیدترین اس ام اس ها اس ام اس های واقعا جدید٬ اس ام اس های کاملا جدید

(نظر بدهید.) | 10:05 PM یکشنبه، 28 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


اس ام اس جوک + سر کاری و خنده دار جدید

 

 

مسیج اورژانسى:همين آلان كه دارى مسج مى خونى،خودت روماچ كن، دلتنگت شدم!!

.

.

.

صلام ، از کلیه آموضگاران و صوات آموضان نحزت صوات آموضی سمیمانه اصطدعا دارم با
 هظور خود و ادای شحادت در سهن مجلص مانع از اصطیضاه من شوید.
با تشکر علی کردان !!!
با ادامه مطالب همراه باشید

از اس ام اس های تکراری خسته شدی !!!؟؟؟

اس ام اس سرکاری ، اس ام اس جوک ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس عرفانی

اس ام اس خنده دار ، اس ام اس روز ، اس ام اس مذهبی ، اس ام اس جدید ،

اس ام اس ضایع کننده ، اس ام اس باحال ، اس ام اس تولد ، اس ام اس تک

اس ام اس کم یاب ، اس ام اس نایاب ، مرکز جدیدترین اس ام اس ها اس ام اس های واقعا جدید٬ اس ام اس های کاملا جدید

smse jadid . sms toop . sms jadid . sms new . sms tavalod

  
ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 3:30 PM یکشنبه، 28 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


انواع سفارش قتل و ضرب و جرح بچه، مادر بچه و پدر بچه با خودرو پذيرفته مي شود!
 
شاهين درايور !!!
با ادامه مطالب همراه باشید
ادامه مطلب نظرات 1 | 1:26 PM چهارشنبه، 24 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

پرچم ایران که میباشد سه رنگ ٬  رنگهایش را زهم وا کرده اند

سرخ آن خون شهیدان وطن ٬  سبز آن را شال آقا کرده اند

از سفیدش ساخته اند عمامه ها ٬ بر سر آخوند و ملا کرده اند

چوب آنرا هم بدون وازلین ٬  در ته مستضعفین جا کرده اند !!!

نظرات 2 | 2:48 PM سه شنبه، 23 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 تعیین جایگاه شما در بهشت یا جهنم

به صورت رایگان ، توسط افسانه بایگان !!!

نظرات 2 | 11:03 AM جمعه، 19 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

اگه کوه باشي استواري  اگه دريا باشي رواني  اگه رود باشي بلندي

اگه آسمان باشي وسيعي  اگه خورشيد باشي پر حرارتي

اگه آدم باشي يه اس ام اس ميفرستي !!!

 

با ادامه مطالب همراه باشید

 

ادامه مطلب نظرات 2 | 3:31 PM پنجشنبه، 18 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 

بعد از دانشگاه آکسفورد و دانشگاه آزاد نهضت سواد آموزي هم اعلام کرد که هيچ گونه

مدرکي به نام کردان صادر نکرده است !!!

.

.

.

استقلال قهرمان می شه خدا می دونه که حقشه

 اگر که جدول برعکس بشه استقلال قهرمان می شه

استقلال قهرمان می شه !!!

.

.

.

این مایه سرور و خوشبختیست که فلک از رنگ قرمز خالیست

تلاءلو آسمان را می بینی؟ گویند که خدا هم استقلالیست!

 

با ادامه مطالب همراه باشید

 

ادامه مطلب نظرات 4 | 12:07 PM یکشنبه، 14 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

احمدی نژاد : امام خمینی روز آخر اومد به خوابم گفت : محمود

گفتم بله آقا جون بذارین دستتون رو ببوسم ! گفت نه نمیخواد

ولی اگه رئیس جمهور شدی باید ۲ دوره بمونی !!!

.

.

.

****ایرانسل****

شما برنده خوش شانس و خوش افبال یک میلیارد ریال شده اید

ضمن عرض تبریک به شما ، برای دریافت جایزه خود به آدرس زیر مراجعه فرمائید . . .

www . ridan barat . com !!!! 

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 12:40 PM شنبه، 6 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 فقط یه سوال ، یکی بگه این تریلی اینجا چه کار میکرده !!!؟؟

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 6:58 PM چهارشنبه، 27 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 

 ترکه روزه مي گيره 5 دقيقه مونده به اذان روزشو ميشکنه مي گن چرا اينکارو کردي ؟

 ميگه : خواستم به خدا ثابت کنم که مي تونم اما نمي گيرم !!!

.

.

.

تعريف دانشجو : موجودي است نحيف  بي پول  و عصبي ! شبيه به انسان !!

که از تخم مرغ و گوجه تغذيه ميکند ! و دشمني عجيبي با کتاب دارد !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:24  توسط علی معصومی  | 

 

دوست دارم شب را به غم سر کنم ٬ دفتری را از اشک چشمم تر کنم

نام آن دفتر نهم دیوان عشق ٬ عشق را عنوان آن دفتر کنم  . . .

.

.

.

زیباست که با خدای خود چت بکنیم ٫ در سایت نماز شب عبادت بکنیم

ای کاش که ما فلاپی دلها را ٬ با عشق علی و آلش فرمت بکنیم  ملتمس دعا ...

 

با ادامه مطالب همراه باشید

 

ادامه مطلب نظرات 2 | 9:49 PM دوشنبه، 1 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 

 سراي محبت کجاست ؟ من آواره ام شهر الفت کجاست ؟

کساني که از عشق دم مي زنند ٬ چرا بين ما را بر هم مي زنند ؟

.

.

.

دل من نرمتر از جنس حرير، دلم از جنس بلور، گر تو را قصد شكستن باشد،

سنگ بي انصافيست ، يك تلنگر كافيست . . .

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب نظرات 2 | 2:28 PM دوشنبه، 25 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 

چه تاجی زدی بر سرم زندگی ؟ به غیر از مصیبت به جز بندگی ٬ یه روزم اگر

به شادی گذشت ٬ ندیدم بهاری ٬ محبت ز یاری ٬ دلم غرق خون شد

عجب روزگاری ...عجب روزگاری . . . 

.

.

.

تیک ... تاک ... تیک ... تاک

با هر تیک ساعت به یادت میوفتم  و با هر تاک ساعت دلتنگت میشم  . . .

 

با ادامه مطالب همراه باشید

 

ادامه مطلب نظرات 4 | 4:06 PM جمعه، 22 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 

 از اداره ثبت مزاحمتون میشم ، ناز نگاهتون تو دل ما ثبت شده !

کی میاین سند بزنین !؟

.

.

.

همیشه فاصله تلخه ، ولی امید باقی هست

نگو آسون خدا حافظ ، تحمل کن ، یه راهی هست . . .

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 6:51 PM یکشنبه، 17 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


خدا تنها معشوقي است كه عاشقاني دارد كه هيچ يك از بودن ديگري

ناراضي نيست و هيچگاه يكي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد . . .

.

.

.

مهر دل ما مدام تقدیم شما عمری که شود به کام تقدیم شما پیدا نشد آن هدیه

که در شان شماست یک باغ گل سلام تقدیم شما

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب نظرات 3 | 11:16 AM یکشنبه، 3 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


www.sms4all.iranblog.com

يه روز يكي دنياي تو ميشه 
يه روز تو دنياي يكي ميشي
يه روز دنياي تو مال يكي ديگه ميشه
يه روز هم بدون اينكه بفهمي دنياي يكي ديگه شدي

 

(نظر بدهید.) | 8:47 PM جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی توی سینه کسی که دوسش

 داری یه خونه گرم و همیشگی بدون همسایه داری !!!!

---------------------------------------------

تکلیف مارو معلوم کن ! یا اجاره قلبمو بده یا بییرونت میکنم !!

.

.

نه

.

.

.

نه

.

.

.

بمون بنامت میکنم !!!

---------------------------------------------

بیا هواسمون رو پرت کنیم مال هرکی دورتر افتاد عاشقتره اول خودم .

 هواسمو بده تا پرت کنم !!!

 

---------------------------------------------

 

زنگ زدم 110 ازت شکایت کنم اخه تو قلبمو دزدیدی بهم گفتن تو هم

همینو گفتی آره شیتون !!!؟؟

 

نظرات 1 | 10:43 AM چهارشنبه، 28 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


www.sms4all.iranblog.com

 امشب شب آخره كه مزاحم دلت شدم/ خورشيد فردا مال تو ببخش كه عاشقت شـــدم/ بذرقه لازم ندارم ميرم عزيز تريـن /نذار بمونه زير پا قلبمو بردار از زمين /دوست دارم براي تو فقط يه حرف ساده بود/ غافل از اينكه قلب من منتظر اشاره بود/ . . .  دوست دارم . . .

.

.

تا حالا تونستی آنقدر پاک باشی که با نگاه کردن به کسی که دوسش داری تمام نیازهات برطرف بشه ؟؟

سنگینیه نگاهت آنقدر بوده که طرفی که نگاهش میکنی سرشو بندازه پایین ؟؟

پاک ترین دوست دارم ها رو میشه با نگاه گفت  . . .

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 4:21 PM جمعه، 23 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


ازم پرسيد به خاطره کی زنده هستی؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچکس" پرسيد : پس به خاطره چی زنده هستی؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغز غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّی" ازش پرسيدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر هيچ زندست.!

(نظر بدهید.) | 4:05 AM شنبه، 10 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


تو رو در آيينه ديدم ، آيينه را شکسستم ، هزار تکه شد ، نه بخاطر اينکه از تو بيزاربودم ... فقط خواستم هزاران هزار بار بيشتر ببينمت ...... !!! دوسستت دارم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:22  توسط علی معصومی  | 

 اس ام اس عاشقانه + اس ام اس شاعرانه + اس ام اس معشوق . . .

 

 

میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم

میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم

نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم

در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم . . .

.

.

.

کلامت گرم و شیرین چون ترانه ، نگاهت دلفریب و شاعرانه

منم قایق به روی موج دریا ، تویی ساحل ، تویی لطف کرانه . . .

 

از اس ام اس های تکراری خسته شدی !!!؟؟؟

اس ام اس سرکاری ، اس ام اس جوک ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس عرفانی

اس ام اس خنده دار ، اس ام اس روز ، اس ام اس مذهبی ، اس ام اس جدید ،

اس ام اس ضایع کننده ، اس ام اس باحال ، اس ام اس تولد ، اس ام اس تک

اس ام اس کم یاب ، اس ام اس نایاب ، مرکز جدیدترین اس ام اس ها اس ام اس های واقعا جدید٬ اس ام اس های کاملا جدید

smse jadid . sms toop . sms jadid . sms new . sms tavalod

نظرات 2 | 2:38 PM جمعه، 26 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد،

ولي نمي دانم چرا به تو که ميرسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است . . .؟

.

.

.

به چه مشغول کنم ديده و دل را؟ که مدام دل تورا مي طلبد و ديده تورا مي جويد . . .

.

.

.

عراق 8 سال جنگيد تا اسير گرفت ما نجنگيده اسيرتيم با وفا . . . !

 

با ادامه مطالب همراه باشید 

ادامه مطلب نظرات 2 | 11:55 AM دوشنبه، 22 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست

ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست . . .

.

.

.

تو دفتر نقاشیهام رنگ چشاتو کم دارم ، بی معرفت نگام بکن فقط نگاتو کم دارم

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب نظرات 2 | 11:22 AM شنبه، 20 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي بر سر دار ،

از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟ پياده مي شوم ، دنيا نگهدار . . .

.

.

.

اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد من بيگمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم

 و تو نيز هرگز نديدن من را . . . آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت . . . ؟

 

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب نظرات 1 | 6:52 PM چهارشنبه، 17 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


 

 

آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد، تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت . . .

.

.

.

ناز نيستي اما ناناز مني ، به فکرم نيستي اما روياي مني

حرفات تلخه اما عسل مني ، با من نيستي اما نفس مني

دوسم نداري اما عشق مني . . .

.

.

.

هزار دليل براي دوست داشتن ، يک دليل براي دوست نداشتن

اون يک دليل رو به خاطر هزار دليلت دوست داشته باش . . .

با ادامه مطالب همراه باشید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:22  توسط علی معصومی  | 


 

 

 از اداره ثبت مزاحمتون میشم ، ناز نگاهتون تو دل ما ثبت شده !

کی میاین سند بزنین !؟

.

.

.

همیشه فاصله تلخه ، ولی امید باقی هست

نگو آسون خدا حافظ ، تحمل کن ، یه راهی هست . . .

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 6:51 PM یکشنبه، 17 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


خدا تنها معشوقي است كه عاشقاني دارد كه هيچ يك از بودن ديگري

ناراضي نيست و هيچگاه يكي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد . . .

.

.

.

مهر دل ما مدام تقدیم شما عمری که شود به کام تقدیم شما پیدا نشد آن هدیه

که در شان شماست یک باغ گل سلام تقدیم شما

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب نظرات 3 | 11:16 AM یکشنبه، 3 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


www.sms4all.iranblog.com

يه روز يكي دنياي تو ميشه 
يه روز تو دنياي يكي ميشي
يه روز دنياي تو مال يكي ديگه ميشه
يه روز هم بدون اينكه بفهمي دنياي يكي ديگه شدي

 

(نظر بدهید.) | 8:47 PM جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی توی سینه کسی که دوسش

 داری یه خونه گرم و همیشگی بدون همسایه داری !!!!

---------------------------------------------

تکلیف مارو معلوم کن ! یا اجاره قلبمو بده یا بییرونت میکنم !!

.

.

نه

.

.

.

نه

.

.

.

بمون بنامت میکنم !!!

---------------------------------------------

بیا هواسمون رو پرت کنیم مال هرکی دورتر افتاد عاشقتره اول خودم .

 هواسمو بده تا پرت کنم !!!

 

---------------------------------------------

 

زنگ زدم 110 ازت شکایت کنم اخه تو قلبمو دزدیدی بهم گفتن تو هم

همینو گفتی آره شیتون !!!؟؟

 

نظرات 1 | 10:43 AM چهارشنبه، 28 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


www.sms4all.iranblog.com

 امشب شب آخره كه مزاحم دلت شدم/ خورشيد فردا مال تو ببخش كه عاشقت شـــدم/ بذرقه لازم ندارم ميرم عزيز تريـن /نذار بمونه زير پا قلبمو بردار از زمين /دوست دارم براي تو فقط يه حرف ساده بود/ غافل از اينكه قلب من منتظر اشاره بود/ . . .  دوست دارم . . .

.

.

تا حالا تونستی آنقدر پاک باشی که با نگاه کردن به کسی که دوسش داری تمام نیازهات برطرف بشه ؟؟

سنگینیه نگاهت آنقدر بوده که طرفی که نگاهش میکنی سرشو بندازه پایین ؟؟

پاک ترین دوست دارم ها رو میشه با نگاه گفت  . . .

 

با ادامه مطالب همراه باشید

ادامه مطلب (نظر بدهید.) | 4:21 PM جمعه، 23 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


ازم پرسيد به خاطره کی زنده هستی؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچکس" پرسيد : پس به خاطره چی زنده هستی؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغز غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّی" ازش پرسيدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر هيچ زندست.!

(نظر بدهید.) | 4:05 AM شنبه، 10 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: راد


تو رو در آيينه ديدم ، آيينه را شکسستم ، هزار تکه شد ، نه بخاطر اينکه از تو بيزاربودم ... فقط خواستم هزاران هزار بار بيشتر ببينمت ...... !!! دوسستت دارم ...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:18  توسط علی معصومی  | 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

بازارچه بهرام وفرهاد درقصرشیرین افتتاح شد


روزیکشنبه 28/7/87 باحضور غفوری استاندار کرمانشاه وفرهاد تجری نماینده مجلس بازارچه شاه عباسی سابق برای تجارت چمدانی بازگشائی شد.درابتدای مراسم چند کولی که بنا بدعوت علیشاه سهرابی آمده بودند ساز ودهل زدند وسپس بختیاری یکی از مردم محترم گوران قطعه شعری خواند.جمعی در حدود 500نفر از آقایان گوران وقلخانی از اقصی نقاط استان حضور داشتند وحدود 300 نفر از متدینین قصرشیرینی نیز در فاصله 200 متری آنطرفتر مراسم را نگاه می کردند.با توجه به اینکه بیش از 90 درصد ثبت نام شدگان تجارت چمدانی وهمچنین غرفه داران از مردم محترم اهل حق هستند که بیشترشان به تازگی وبا دستور آقای تجری وهمت وپشتکار برادرش(نامدار)وخسروی راد(کارمند فرمانداری) وهمراهی کامل وبی چون وچرا وبزرگوارانه آقای بهرام تیموری فرماندارقصرشیرین وارد قصرشیرین شده وقرار است امورات تجاری را رونق دهند لذا در میان مردم این بازار بنام بازارچه بابایادگار(فرهاد وبهرام) نام گذاری شده است که مارا به یاد بهرام چوبین وفرهادکوهکن درزمان ساسانیان می اندازد که برقصرشیرین حکومت میکردند وتاریخ پادشاهی دوباره درحال تکراراست.بازگشائی بازارچه بابایادگار را به آقای تجری وتیموری وسایر مردم محترم اهل حق استان تبریک می گوئیم.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان علمی و دانشجویان

رهبر معظم انقلاب خطاب به دانشجویان فرمودند: صدا و سیما را رهبری اداره نمی‌كند؛ این معلوم باشد. صدا و سیما را رئیس صدا و سیما اداره می‌كند و رهبری هم در موارد زیادی اعتراض‌هایی دارد. همین اعتراضهائی كه شما دارید، بعضی‏هایش یا خیلی‏هایش، اعتراضهای ما هم هست.
رهبر معظم انقلاب خطاب به دانشجویان فرمودند:

یكی از دوستان، اعتراضهای صریحی كردند. خصوصیت دانشجو هم همین است. به اشخاص و دستگاه‏ها اعتراضهائی كردند - حالا آن اعتراضها ممكن است وارد باشد، ممكن است وارد نباشد؛ من روی آن نمیخواهم قضاوت بكنم - اصل اینكه دانشجو حرفش را روشن و صریح و آشكار بزند و دچار سیاسی‏كاری نشود، چیز مطلوبی است. بدترین اشكال و اشكال وارد بر محیط دانشجوئی این است كه دانشجو دچار محافظه‏كاری شود و حرفش را با ملاحظه‏ی موقع و مصلحت خیالی بیان كند؛ نه، دانشجو باید حرفش را صریح بزند. البته در كنار این صراحتِ در بیان، صداقت در نیت هم باید وجود داشته باشد و در كنار او، سرعت در پذیرش خطا؛ اگر ثابت شد كه خطاست. فرق شمای جوان و دانشجو و صادق و پاكیزه‏دل، با یك آدم سیاسی‏كار باید در همین باشد؛ حرفتان را صریح بزنید؛ آنچه را كه میزنید، از دل بزنید؛ و اگر چنانچه معلوم شد كه اشتباه است، سریع پس بگیرید؛ راحت. این، به نظر من یكی از بهترین شاخصه‏های دانشجوئی است.
یكی از این اعتراضها، اعتراض به صدا و سیما بود و اینكه بعضی می‌گویند اگر چنانچه صدا و سیما را نقد كنیم، بر خلاف رهبری مطلبی گفته‏ایم؛ چرا؟ چون رهبری رئیس صدا و سیما را معین میكند! اگر واقعاً ملاك این باشد، كه آدم باید به هیچ‏كس اعتراض نكند؛ چون رئیس قوه‏ی قضائیه را هم رهبری انتخاب میكند، رئیس جمهور هم بعد از انتخابات، تنفیذ رهبری دارد؛ میگوید نصب كردم. پس باید به هیچ‏كس اعتراض نكرد. نه آقا، اولاً صدا و سیما را رهبری اداره نمیكند؛ این معلوم باشد. صدا و سیما را رئیس صدا و سیما اداره می‌كند. و رهبری هم در موارد زیادی اعتراضهائی دارد. همین اعتراضهائی كه شما دارید، بعضی‏هایش یا خیلی‏هایش، اعتراضهای ما هم هست. احتمالاً اعتراضهای دیگری هم هست كه چون برای من از جوانب مختلف گزارش می‏آورند - با اینكه خود من ممكن است به قدر شما تماشاچی تلویزیون یا گوش‏كننده‏ی رادیو نباشم - اطلاعاتم زیاد است. از وضع صدا و سیما اعتراضهائی هم می‌كنیم، اشكالاتی هم می‌كنیم، گاهی با آنها دعوا هم می‌كنیم. بالاخره آنها هم یك ضرورتهائی دارند و جواب می‌دهند؛ گاهی جوابشان درست است، گاهی هم نادرست است. به هر حال اعتراض هست و انتقاد شما از صدا و سیما مطلقاً به رهبری منتقل نمی‌شود. شما حق دارید انتقاد كنید؛ هیچ اشكالی ندارد.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

جهادکشاورزی سرپل ذهاب مرکز فرماندهی نماینده آبستن حوادث!!

به گفته قصرنیوز:صبح امروز فرهاد شریفی به عنوان سرپرست جهاد کشاورزی شهرستان سرپل ذهاب معرفی شد و از خدمات علی عباسی مدیر سابق این اداره تقدیر شد . عباسی از سوی نماینده اسلام آباد غرب به عنوان مدیر جهاد کشاورزی آن شهرستان منصوب شد . نکته قابل توجه مراسم معارفه امروز عدم حضو ر جهانگیری مشاورنماینده قصرشیرین در این مراسم بود اخبار دریافتی حاکیست به وی تذکر داده بودند در جلسه معارفه شریفی شرکت نکند تا شائبه دخالت وی در چینش مدیران این حوزه بوجود نیاید اما گفته میشود جهانگیری قبل از مراسم معارفه شریفی در یک گفتگوی تلفنی از شریفی خواسته بود پست سرپرستی در آن مدیریت را بپذیرد تا در آینده در خصوص تغییرات بوجود آمده در آن اداره به توافق برسند.

بیستون جاوید:بازهم تغییر مدیری دیگر درحوزه قصرشیرین بافشارنماینده انجام گرفت ومهندس عباسی برکنارشد واین قابل پیش بینی بود که نماینده هیچکدام ازمدیران منتسب به نماینده قبلی راازتیغش مصون نخواهدگذاشت وبامشورت مشاوران امینش ؟!مدیرانی که سالها تجربه کسب نموده اند رابرکنار کندوافرادبی تجربه وگاهاً معلوم الحال راتعیین کند تاچندصباحی برمردم محروم منطقه حکومت کنند اما دراین میان برای مهندس شریفی که ازنیروهای تحصیلکرده است متاسفم که بازیچه دست عده ای قرار گرفته وقراراست درروی پرده دستورهای پشت پرده تعدادی افراد رانت خوار رااجرا کند وبه همین خاطر حکم مدیریت به اونداده اند که اگر اوامر راخوب اجرانکرد به سادگی اورابرکنارکنند لازم به توضیح است مهندس شریفی یکباردیگردرزمان برکناری جهانگیری مدتی سرپرست بود واین برای باردوم است که سرپرست میشود وبه نوعی زاپاس ویدکی مدیران آن شهرستان میباشد واین برای شخصیت یک مهندس توهین محسوب شده وایشان نباید سرپرستی راقبول میکرد به هرحال مدیریت جهادکشاورزی سرپلذهاب آبستن حوادثی خواهد شدکه عامل آن نماینده وبرادرش وجهانگیری خواهند بودودراین میان دودش به چشم مردم خواهدرفت. 

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  2 نظر

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387

خطر دربیخ گوش دونماینده مجلس وشورای شهر!؟

به نقل از کرمانشاه نیوز:درخبرهای روز گذشته داشتیم که یکی از محضرداران اسناد رسمی کرمانشاه به اتهام جعل اسناد دولتی در بحث زمین خواری توسط دستگاه قضایی بازداشت شده است . براساس اخبار رسیده این فرد ارتباط تنگاتنگی با برخی از نمایندگان استان  در مجلس شورای اسلامی ( بخصوص دو تن که چندی قبل در تلاش برای مسدود کردن سایتهای اینترنتی منتقد خود بودند ) دارد و در جریان انتخابات اخیر مجلس هشتم کمکهای زیادی را در اختیار این دو نماینده از قبیل در اختیار قرار دادن ساختمان ستاد تبلیغاتی نموده است . به نظر می رسد فرد مذکور جرمهای مربوط به زمین خواری را به کمک این نمایندگان انجام داده باشد تا جایی که از قرار مسموع نمایندگان مذکور فشارهای زیادی بر قاضی پرونده برای تبرئه این فرد وارد کرده اند! حال همگان بخوبی راز  تلاش چندی قبل این دو نماینده برای برخورد با وبلاگ کرمانشاه نیوز را خواهند دانست ! دو نماینده ای که می خواهند صدای منتقدین خود را خفه نمایند.

بیستون جاوید: یکی ازاین نمایندگان سابقه خرید اراضی ازافرادمالباخته وورشکسته محکوم دردادگاه وسوءاستفاده ازنفوذ خود رادرگذشته دارد همچنین گویا یکی از اعضای شورای اسلامی کرمانشاه ویکی ازروسای شورای شهر یکی ازشهرستانهای تابعه استان که نسبت فامیلی بااین سردفتر دارد دراین معاملات نقشهائی داشته اند وتعدادی افراد بانفوذدیگرکه بزودی ابعاد این جرائم بیشتر مشخص واعلام خواهدشد.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387

خاتمی:در دنياي امروز جامعه با خواست و سليقه يک فرد يا گروه اداره نمي‌‏شود

سيد محمد خاتمي با اشاره به اينکه ايران و انقلاب قوي‌‏تر از آن است که با بعضي انحرافات از بين برود، گفت: بايد واقع بينانه قضايا را ديد. البته اين وضع، وضع مناسب ايران و جامعه ايراني نيست و بايد تغيير کند. اگر کسي در اين رابطه حرف مي‌‏زند قصد تضعيف ندارد، چه خوب بود کساني که مورد اعتماد مردم قرار گرفته‌‏اند، خودشان متوجه قضايا باشند و با برنامه‌‏هاي درست‌‏تري مسير را طي کنند. اگر انتقادي از سر دلسوزي مي‌‏شود يا حرفي به زبان مي‌‏آيد نبايد لجاجت کرد. بايد اعتماد از دست رفته مردم را مجدداً جلب نمود. بدون شک اين امر براي آينده خودشان و جامعه بهتر است.
وي در ادامه افزود: براي رفع مشکلات همه بايد در عرصه حاضر باشند. هر گامي که در زمينه استفاده از منابع مادي و معنوي ايران به نفع آباداني،پيشرفت و سربلندي کشور برداشته شود و قدمي به سوي پاسخگويي به نيازهاي به حق مردم باشد گام مثبتي است که همه ما بايد به سمت آن حرکت کنيم.
رئيس بنياد باران در ادامه درباره کانديداتوري خود در انتخابات آتي گفت: در مورد خودم نمي‌‏خواهم بگويم که من در انتخابات آتي شرکت مي‌‏کنم يا خير؛ بنده ديدگاه‌‏ها و حرف‌‏هايي دارم که در اين روزها کم و بيش درباره آنها صحبت کرده‌‏ام و ان شاء الله کم کم مسأله را روشن‌‏تر خواهم کرد.در دنياي امروز جامعه با خواست و سليقه يک فرد يا گروه اداره نمي‌‏شود، بلکه با يک قرارداد جمعي که پشتوانه اش رأي و نظارت مردم است، مديريت مي‌‏شود. آنچه دنيا امروزه بر سر آن توافق دارد اين است که مردم حقوقي دارند و حکومت نيز حد و حدودي دارد. گرچه ريشه اين امر را در آموزش‌‏هاي اسلامي و شيوه و سنت پيامبر (ص) و حضرت علي (ع) هم مي‌‏توان يافت.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

شنبه بیست و هفتم مهر 1387

دستگیری باند جعل اسناد درکرمانشاه

به نقل ازکرمانشاه نیوز:گزارشهای رسیده حاکی است یکی از دفاتر اسنادرسمی کرمانشاه به نام ع.ش به جرم جعل اسناد اراضی دولتی وماشینهای وارداتی عراقی وتشکیل باند زمین خواری توسط دادستانی بازداشت وپس ازپلمب دفتر به دادگاه معرفی گردید قاضی پرونده که ازقضات متعهد میباشد باقرار 5میلیاردریالی نامبرده راروانه زندان نمود این گزارش حاکی است نامبرده باتشکیل باندی اقدام به سندسازی اراضی دولتی ویا بلا صاحب نموده ویا ماشینهای عراقی راپس ازورود به کمک عوامل خود سندسازی میکرد ومیفروخت نامبرده ازاین طریق تاکنون میلیاردها تومان صاحب شده ودریک فقره 120هکتار زمین کشاورزی درماهیدشت ویک ساختمان دومیلیاردی دربلوارشهید بهشتی خریداری نموده گفته میشود فشارهای زیادی به قاضی پرونده از طرف برخی منابع قدرت ازجمله نایب رئیس کمیسیون قضائی مجلس ونماینده قصرشیرین که گویا ازدوستان نامبرده میباشد جهت آزادی فرددستگیرشده واردشده ولی قاضی باشرف ومتعهد پرونده به هیچ طریقی زیر بارنرفته ودرصدد اجرای حکم عدالت میباشد.

بیستون جاوید:ازجناب ملکشاهی ریاست محترم دادگستری واستاندارمحترم تقاضاداریم به خاطر حفظ قداست خون شهداباعوامل فساد به شدت برخورد وبه هیچ وجه ازحیف ومیل بیت المال توسط این باند به سادگی عبورننمایند وبا تمام کسانی که با این باند درهرلباسی هستند برخورد قاطع وانقلابی نمایند.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

جمعه بیست و ششم مهر 1387

حرکت خزنده جهانگیری در تغییرات جهادکشاورزی

به نقل از قصر نیوز حاکیست روز گذشته عباسی مدیر جهاد کشاورزی سرپل ذهاب طی حکمی با تلاش جهانگیری از کار برکنار شد و بلافاصله توسط فلاحت پیشه به عنوان مدیر جهاد کشاورزی شهرستان اسلام آباد غرب منصوب شد . فرهاد شریفی که معاونت آن اداره را بر عهده داشت و قرار بود به عنوان مدیر جهاد کشاورزی سرپل ذهاب معرفی شود روز گذشته با مخالفتهای جهانگیری حکم وی به عنوان سرپرست موقت آن اداره اعلام شد این در حالی است که گفته میشود فرهاد شریفی از پذیرفتن حکم سرپرستی آن اداره استنکاف نموده است و عنوان نموده مسئولیت جدید را نمی پذیرد . یک منبع آگاه به قصر نیوز گفت : جهانگیری به شریفی گفته است اگر شما معین مسئول  دلسوز حراست و کیانی از نیروهای توانمند و مخلص جهاد کشاورزی و همچنین سید حشمت جاسمی از نیروهای جهاد گر و ... رابرکنار نمایید   مسئولیت جهاد کشاورزی سرپل ذهاب را به وی خواهند داد چرا که افراد مذکور در زمان سید حشمت جاسمی وی را از کار برکنار کرده بودند. این درخواست جهانگیری مورد موافقت فرهاد شریفی قرار نگرفته و سرانجام پست موقت سرپرستی را برای وی منظور نموده اند که این امر نیز با مخالفت شریفی واقع شده و عنوان نموده است به هر قیمتی این مسئولیت را نمی پذیرد .

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387

شهر شاهو درهیئت دولت تصویب شد

باتلاش سیدفتح الله حسینی نماینده پاوه شهرشاهو درهیئت دولت تصویب شد

هيأت وزيران درجلسه امروزخود بنا بر پيشنهاد وزارت كشور با ايجاد پنج تغيير در تقسيمات كشوري موافقت كرد كه به موجب آن شهرهاي شاهو، قهستان و طبس مينا به نقشه تقسيمات كشوري جمهوري اسلامي ايران افزوده خواهند شد.

روستاي منصور آقايي مركز بخش شاهو از توابع شهرستان روانسر در استان كرمانشاه پس از تجميع با روستاي قشلاق به شهر تبديل شد و از اين پس به عنوان شهر شاهو شناخته مي‌شود

بیستون جاوید این موفقیت راکه نتیجه تلاش نماینده این شهرستان است رابه مردم قهرمان وعزیز این خطه ونماینده تلاشگرشان تبریک میگوید.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387

بیائید همدیگررا تقویت کنیم نه تخریب!!

درخبرها مطلبی درخصوص اختلاف موجودبین جناب مصری تنها وزیر کرمانشاهی دولت نهم وابراهیمی مسئول سابق کمیته امداد دیدم که خیلی ناراحت کننده بود واین همان نکته ای است که درطول زمان به استان ما لطمه زده است وباعث عدم پیشرفت استانمان شده ودرغفلت ما استانهای دیگربهره برداری کرده اند دوستان عزیز وجود آقای مصری که خود سالها با محرومان درارتباط بوده دردولت برای استانمان غنیمت است وما باید ازوجودایشان وارتباط بادیگر وزرا درجهت رشداستانمان بهره برداری کنیم نه با انتشار اخبار اختلاف سلیقه باعث شکاف بیشتردرمیان مسئولان وافراد ذینفوذ هم استانی درسطح کشور شویم .دوستان چندین ماه است کاریکعده درسطح استان وکشور تخریب آقای قنبری که فردی دردآشنا وباتجربه درکمیته امداد استان است میباشد وبه نوعی سعی در ممانعت ازصدور حکم مسئولیت ایشان دارند عزیزان چه کسی از آقای قنبری که هم استانی مااست ودردها را خود درک کرده وسالها مانندمولایش علی(ع) شبانه وگمنام به ایتام کمک کرده(مطمئن هستم ایشان راضی به تعریف بنده وگفتن این جملات نیست)بهتراست چرا با مسموم کردن فضا باعث عدم پیشرفت استانمان میشویم محرومان تحت پوشش کمیته امداد چشم به راه کمک بیشتر هستند بیائیم با همدلی واتحاد دست دردست همدیگر به استانمان کمک کنیم وهرکسی درهرلباس وپستی به این حرکت کمک کند

 به امید فردائی بهتر برای هرکرمانشاهی وهمدلی واتحادبیشترمان

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  2 نظر

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387

فلاحت پیشه:آقای رئیس جمهور به داد ذرت کاران برسید.

خبرفوری ومهم بیستون جاوید:بعد از دیگرکشاورزان٬ ذرت کاران نیز قربانی مسئولان ناآگاه میشوند. باتوجه به افت شدیدقیمت ذرت دراستانهای غربی کشور جناب دکترفلاحت پیشه رئیس مجمع نمایندگان استان کرمانشاه باارسال نامه ای خطاب به رئیس جمهور ووزیر جهادکشاورزی نسبت به تبعات این موضوع هشداردادمتن این نامه به قرار ذیل است:

جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

احتراماً باتوجه به اعتراضات جدی کشاورزان به سقوط قیمت ذرت به اطلاع میرساند که بعد از ضربات سنگین به نخودکاران٬چغندرکاران وسیب زمینی کاران کشوراکنون برخی ازمسئولان آگاهانه یا ناخودآگاه به کشت ذرت نیزآسیبهای جدی واردمیکننددرکشوری که کشاورزان به علت تعلق به قشرآسیب پذیرمملکت قربانیان اصلی تورم وگرانی هستند٬بابی تفاوتی دولت ازنتایج تولیدات خود نیزبرخوردار نمیشوند این ضعف باتوجه به خشکسالی بی سابقه کشور ٬قابل تحمل نیست وعزیزان کشاورزبه جای تشویق باتنبیه مواجه میشوندامیدوارم چاره ای اندیشیده شود.ج

باسپاس حشمت الله فلاحت پیشه رئیس مجمع نمایندگان استان کرمانشاه

رونوشت:وزیرمحترم جهادکشاورزی جناب آقای مهندس اسکندری جهت پیگیری 

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387

افشاگری قصرنیوز

به گزارش قصرنیوز:کیومرث شهبازی مدیر جهاد کشاورزی قصرشیرین در آستانه تغییر قرار گرفته وفشارهایی بر او وارد شده که بزودی استعفا دهد و یا به شهرستانی دیگر برود . این گزارش در حالی منتشر میشود که شهبازی یکی از مدیرانی است که تاکنون کارنامه موفقی از خود نشان داده است گفته میشود حمیدرضا جهانگیری مدیر یکی از گلخانه های آن شهرستان دز تلاش برای برکناری شهبازی و بدست گرفتن مدیریت آن اداره میباشد اما بعید بنظر میرسد که بتواند از فیلتر برخی از نهادها بگذرد.

بیستون جاوید: جالب است وبلاگ قصرنیوز درنهایت به کارنامه جهانگیری مدیر برکنارشده ومشاورتجری اعتراف کرد وبا اشاره به سوابق درخشان ایشان درزمینه رانت خواری وفساد اخلاقی عامل فشار برمدیران توانمند وخوب شهرستان رابه مردم معرفی کرد ما این حرکت خوب قصرنیوز رابه فال نیک میگیریم ودرراستای افشای حقایق پشت پرده جهانگیری درجهت تخریب نیروهای توانمند به این دوستان دست مریزاد میگوئیم واطمینان داریم سربازان گمنام امام زمان(عج) بیداروهوشیارند واجازه به دست گرفتن مسئولیتها را که نتیجه زحمات رزمندگان وخون شهیدان است به نیروهای فاسدنخواهند داد.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  3 نظر

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387

پروژه جدید تجری درقصرشیرین

آقای تجری در حال تقویت فرقه ای خاص در قصرشیرین است.نگاهی به اطرافیان وی این موضوع را به اثبات می رساند.پروژه جدید تجری که هم اکنون توسط نامدار تجری وخسروی راد (که بعدازآمدن تیموری همه کاره فرمانداری قصرشده است)با ثبت نام از افراد برای تجارت چمدانی درحال اجرائی شدن است.اکثریت کسانی توسط این دو نفر ثبت نام شده اند غیر بومی واز فرقه خاصی هستند.حالا که آقای تیموری فرماندار قصرشیرین (که باید بازنشسته شود ودنبال تمدید یکساله خدمتش می باشد)همراه آنان است مقامات استان فکری کنند.دراین بین سکوت رضایت آمیز فرامرزی معاون برنامه ریزی فرمانداری قصرشیرین بسیار تعجب برانگیز است ماازایشان بعنوان فردی مومن بیشترتوقع داریم.

                                                                                                        آقامرادی از قصرشیرین

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  4 نظر

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387

فرهاد تجری شریک رضاموزونی

با سلام و تشکر از روشنگری های شما
به اطلاع می رسانم فرهاد تجری نماینده مردم اهل حق در مجلس شورای اسلامی در حالی برای مدیر کل شدن امثال رضا موزونی تلاش می کند که همین آقا با تخلفاتی مانند تقلب در مناقصات و خریدهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه بخور بخور راه انداخته و در حالی که نهادهای نظارتی مانند سازمان بازرسی در خواب خرگوشی به سر می برند او و دارودسته اش در حال به تاراج بردن بیت المال هستند که نمونه آخر آن کافی نت مجتمع فرهنگی کانون در سه را 22 بهمن است که دارای بیش از 30 دستگاه کامپیوتر مجهز بوده و امکاناتی بسیار عالی در در بهترین نقطه کرمانشاه و با سرمایه ای بیش از 40 میلیون تومان به سمن بخس و بدون رعایت شرایط قانونی و مناقصه ای صوری به آقای نادر حسینی یکی از کارمندان کانون پرورش فکری اجاره داده که در حقیقت خود موزونی آنرا با کمترین قیمت ممکن اجاره کرده و پول آن به حساب موزونی ریخته می شود و در این میان بیت المال است که به بیت الحال تبدیل می شود و همین شخص با حمایت آقای تجری در حال مدیر کل شدن است چون موزونی قول استخدام چند نفر از اقوام اهل حق آقای تجری را به نامهای علی - ب --صادق -ر و... داده که در صورت لزوم اسامی همه آنها را می دهیم و تاسف امثال ما این است آیا مردم به آقای تجری رای دادند که او فردی ملی گرا. پانکردیسم و طرفدار پژاک را به مدیرکلی برساند و آن هم برای استخدام فقط 5 فامیلش که در گزینش سایر ادارات رد شده اند و ما متعجب از سکوت ارگانهای نظارتی می باشیم.
منتظر اعلام تخلفات بعدی باشید

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  2 نظر

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387

تذکرفلاحت پیشه وزمانی به رئیس جمهور

جواد زمانی و فلاحت پیشه نمایندگان کنگاور واسلام آباد غرب نسبت به دستور رسیدگی و پیگیری علل عدم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری با توجه به انتظارات به وجود آمده در بین کارمندان دولت به احمدی نژاد رئیس دولت تذکر دادند.(آفرین به شما که به فکر کارمندان مظلوم هستید)

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387

پیشرفتهای صنعتی اسلام آبادباتلاش نماینده

دکترفلاحت پیشه در  اقدامات انجام گرفته در بخش توسعه صنعت اشاره کرد و با تاکید به مسئولان محلی مبنی بر لزوم جذب سرمایه گذاری خصوصی، اظهار داشت: در حال حاضر که شعار و دغدغه اصلی دولت عدالت محور بحث اشتغالزایی است اقدامات ساختاری و زیربنایی مناسبی در استان کرمانشاه در حال انجام است که به تبع آن در شهرستانهای اسلام آباد غرب و دالاهو نیز شاهد رشد مناسبی در بخش صنعت و توسعه سرمایه گذاری بوده ایم.
وی توسعه 56 هکتاری شهرک صنعتی شهر اسلام آباد و اخذ مجوز شهرک صنعتی دالاهو و دومین شهرک صنعتی اسلام آباد در مساحتی 70 هکتاری در سفر استانی هیات دولت را از مهمترین زیرساختهای موجود دراین زمینه برشمرد و تصریح کرد: خوشبختانه با تلاشهای انجام گرفته امروز شاهد باز شدن پای صنایع بزرگ به این منطقه هستیم و این مسئله نوید بخش آینده ای صنعتی برای آن است وی با اشاره به بهره برداری از کارخانه بزرگ پاک مایع اسلام آباد غرب در دهه فجر سال جاری، گفت: مهمترین کارخانه در حال ساخت در این حوزه کارخانه کاشی کاژه است که از بزرگترین کارخانجات کشور در این زمینه خواهد بود که 80 درصد سهام آن متعلق به بخش خصوصی است.
وی افزود: در این کارخانه بخش خصوصی 58 میلیارد تومان سرمایه گذاری کرده که با کل اعتبار بنگاه های زودبازده اقتصادی شهرستان اسلام آباد برابری می کند.
این نماینده مجلس با اشاره به ایجاد یک کارگروه غیر رسمی در شهرستان اسلام آباد غرب در راستای جذب سرمایه گذاران خصوصی، گفت: با ورود هر سرمایه گذار جلسه ای در شهرستان برگزار و اصلی ترین موانع کار برای سرمایه گذاری تاحد ممکن رفع خواهد شد و به این افراد اطمینان سرمایه گذاری مطمئنی را می دهیم.
فلاحت پیشه با اشاره به مصوبه استانی هیات دولت در مورد ایجاد منطقه ویژه تجاری در شهرستان اسلام آباد غرب به عنوان دومین شهرستان استان کرمانشاه، از این اقدام به عنوان یک کار اساسی یاد و تصریح کرد: تاکنون بیش از یک میلیارد تومان در این طرح هزینه شده و موضوع آن در فراکسیون مناطق ویژه و محروم مجلس شورای اسلامی به صورت دستور کار فوریتی و خارج از نوبت در حال بررسی است.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387

قابل توجه مسئولین مخابرات استان

با سلام و عرض ادب خدمت مدیریت محترم
با توجه به رسالت خبری ما و اطلاع رسانی شفاف ، وظیفه حکم می نماید گهگاهی وظیفه برخی از مسئولین نالایق را به آنان گوشزد نماییم .
متاسفانه از طرف اداره مخابرات عده ای از همشهریان عزیز مورد بی مهری قرار گرفته اند. یعنی به عبارتی بهتر اینکه اداره مخابرات اقدام به انتشار قبوضی برای برخی از همشهریان نموده است که به هیچ وجه از نظر مصرفی متعلق به آنان نمی باشد. بنابراین سایت کرد پرس مطلبی را در این مورد در یکی از پست های خود نشر داده است.
از آن مدیریت محترم تقاضامند است که در صورت امکان و در جهت مدد به کسانی که هر چند وقت یکبار مورد ظللم یکی از مسئولین قرار می گیرند و هیچ دادرسی هم وجود ندارد که به این بی عدالتی ها رسیدگی نماید ، مطلب ما را جهت روشن شدن مردم و بالاخص تلنگر به این مسئولین در پایگاه خبری خود درج نمایید.
کرد پرس به طور کامل مسئولیت این مطلب را بر عهده خواهد گرفت .
آن دود سیه فام که از بام برخاست         از ماست که بر ماست

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  2 نظر

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387

چوایران نباشدتن من مباد بدین بوم وبرزنده یکتن مباد

نام خلیج عرب در google هچنان باقی مانده. دیر حالی است که ایرانی ها اصلاٌ تمایلی به رای دادن ندارند.
گویا همه سرزمین مادری خود را فراموش کردند. طبق قوانین اگر تعداد رای ها به 1 میلیون رای برسد google باید اسم Persia را دوباره روی این خلیج بگذارد.
50000رای باقی مانده رای ها کامل شود. نگذاریم هویت ما را عوض کنند و ما هم کلمه ای به عنوان اعتراض حرف نزنیم. برای اعتراض به نام جعلی خلیج عربی بر روی لینک زیر کلیک کنید:

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  نظر بدهید

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387

تجری دادطرفدارانش رادرآورد!

بنا به گفته قصرنیوز:بخشدار جدید سومار هفته گذشته انتخاب شد .رنجبر مدیر سابق آموزش و پرورش کرند غرب که به دلیل ناکارامدی توسط فلاحت پیشه کنار گذاشته شد به بخشداری سومار غالب شد و رسما کار خود را شروع نمود . این انتصاب در حالی صورت گرفت که رنجبر ۱۰ ماه اززمان بازنشسته شدنش فاصله دارد و باید در ۱۰ ماه آینده سمت بخشداری را ترک کند . استفاده از چنین فردی هیچ توجیه منطقی ندارد و عاملان این انتصاب باید پاسخگو باشند.

بیستون جاوید: انتخاب ایشان بانظر جناب تجری وبا سفارش ماشاء الله حاتمی انجام گرفته وجای بسی تاسف است مگردرمیان جوانان قصرشیرین وسومارونفتشهر کسی وجودنداشت که ازیک معلم پابه بازنشستگی درسومار که یک بخش محروم ونیازمند توسعه وآبادانی است استفاده شده همچنین فرماندار قصرشیرین نیز یک پای ماجرا ومقصر میباشد.

نظریک کاربر(ح.مرادی):بحث بومی گرائی واستفاده ازنیروهای منطقه همواره یکی ازدغدغه های مردم ونمایندگان گذشته بوده که هرکدام به فراخورقدرت وتوان خود کارهائی انجام دادند اما الحق وانصاف باوجودانتقاداتی که دربعضی مواردبه آقای جاسمی اجاق داشتیم دراین مورد ایشان خوب عمل نمود وتحول زیادی درسه شهرستان ایجادنمود وجوانان شایسته را امیدوارنمود بعنوان مثال درشهرستان قصرشیرین تا ابتدای دوره هفتم بیش از۹۰درصد مدیران غیربومی وازشهرستانهای خارج ازحوزه بودند اما باتوجه به دیدگاه ایشان که مبنی بر تخصص وتعهد وبومی بودن بود تغییرات اساسی درساختار مدیریتی شهرستان شکل گرفت وافرادی نظیر فرامرزی معاون فرماندار٬دکترروشنی نژاد شبکه بهداشت٬محمدی دارائی٬حسین زاده تربیت بدنی٬کرمی ثبت اسناد٬احمدیان پست٬پوررستم مخابرات و......به شایستگیهای خودرسیدند ودربرخی موارد که افراد واجدشرایط ازلحاظ مدرک ورشته تحصیلی وجودنداشت ازگیلانغرب وسرپلذهاب استفاده میکرد اما متاسفانه جناب تجری نه تنها این راه راادامه نداد بلکه با فضاسازی وجوسازی تعدادی ازاین نیروها را برکنار واز افراد خاصی که از یک کانال خاص خط میگیرند استفاده میکند ونه به بومی گرائی ونه اصولگرائی ونه تخصص گرائی هیچ اعتقادی ندارد واین داد همه مردم حتی طرفدارانش رادرآورده است.

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  یک نظر

سه شنبه بیست و سوم مهر 1387

به قصرشیرین بیائید ومظلومیت غریبانه راببینید

درپی درج مطلبی تحت عنوان مظلومیت شیعه درقصرشیرین تحلیلی توسط وبلاگ محترم مصلحین براین مطلب نگاشته شده بود که ماضمن احترام به نظر این وبلاگ جوابیه خود ونظر یک کاربرمحترم را منعکس میکنیم.

دوستان عزیز وبلاگ مصلحین باسلام وتشکر ازتحلیل های زیبا یتان
دوستان عزیز مطلب فوق نظر یکی ازکاربران بود وما فقط بعنوان یک تریبون مردمی وظیفه انعکاس آنرا داشتیم ولی اگر شماهم مدتی به قصرشیرین بروید وآنجا ساکن شوید خیلی ازمسائل رادرک خواهیدنمود که اطرافیان جناب تجری بوجود آورده اند ٬ ازسال گذشته بانوشتن شبنامه علیه مدیران مذهبی وتهمت وافترا گرفته تادلسردکردن مردم ازنظام وخانه نشین کردن مذهبیون وحتی توهین به امام جمعه ونماینده ولی فقیه که میتوانید باایشان تماس بگیرید وشرح ماوقع رابپرسید آرزوی توفیق برای شما ازخداوند سبحان دارم.

نظریک کاربرمحترم:

مطلب را خواندم از نظر بنده نقد شما کاملا از سر دلسوزی واحساس مسئولیت است اما واقعیت تلخی است وباید بپذیریم که مطلب بیستون جاوید از واقعیات امروز شهرستان قصرشیرین است.نیازی به تحقیق گسترده نیست فقط با ۲۴ ساعت حضور دراین شهرستان مظلومیت غریبانه شیعه های قصرشیرینی برشما عزیزان نمایان خواهد شد.امروز اکثر روسای ادارات درراستای منویات همان افراد که دربیستون جاوید نامبرده شده اند حرکت می کنند وتلفن همراه بدستان اطراف آقای تجری هرکس در انجام خواسته هایشان دیر بجنبد در همان لحظه با حاج فرهاد تماس حاصل وخواهان برکناری می شوند.
جلسات شبانه شاپورحسنی-فریدون صوفی-علیشاسهرابی-برومندوسیروس رستمی-فارس میرزابیگی و........تماما مورد تائید آقای تجری است.
نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت   •  2 نظر

سه شنبه بیست و سوم مهر 1387

رازمحبوبت نمایندگان میبد وقصرشیرین

در بین نمایندگان مجلس ، انسان های شریف و گمنامی نیز هستند که به عهد خود با ملت وفادار مانده وباساده زیستی مثال زدنی به خدمتگزاری مشغولند.جانبازشیمیایی حجت‌الاسلام سید جلال یحیی‌زاده (نماینده میبد) نمونه ای از این خدمتگزاران صادق و بی ادعا است؛همو که در بدو ورودش به پارلمان گفته بود:درتهران،دغدغه سرپناه ندارم.نه مراحاجتی به آپارتمان‌های سعادت آباد است و نه نیازی به مقرری چند صد هزار تومانی و ودیعه چند میلیونی برای اجاره خانه در تهران؛ طلبه‌ام و لابد برای شاگرد مکتب امام صادق عليه‌السلام جایی در یک مدرسه علمیه پیدا می‌شود... و چنین بود که در حجره‌ای از مدرسه مروی تهران اقامت گزید.
او از جمله نمایندگانی است که هر هفته یکی دو روز را در میان موکلان خود سپری می‌کند، بی‌آنکه برای هر آمد و شد، هزینه سنگین سفر را بر دوش بیت‌المال نهد، کنار جاده می‌ایستد، جلوی اتوبوس‌های عبوری دست بلند می‌کند. سوارش می‌کنند و چون می‌شناسندش، فرصت را غنیمت شمرده، هر کس در دل ناگفته‌ای دارد، با وکیل خود در میان می‌گذارد و او از این سفر کم‌هزینه خود، تحفه بسیار در سفره ملت و دولت به جا می‌نهد. او گفته است اگر بخواهم با هواپیما به تهران بیایم، صرف نظر از هزینه هر سفر، زمان پروازها چنان است که از رسیدن در ساعت مقرر به مجلس باز می‌مانم اما با اتوبوس شب در راهم و صبح اول وقت در مجلس حاضر. جالب این که وی در حوزه انتخابیه خود نیز از حداقل امکانات استفاده می کند و همچون دوران پیش از تصدی نمایندگی ، با مرکبی بسیار ساده تردد می کند. مرکبی ساده و ارزان به نام موتورسیکلت!
راز محبوبیت بالای امثال وی را نیز باید در مردم داری و تعهد به خون شهدا و از جمله آن ها برادر شهیدش جستجو کرد. به راستی آیا ساده زیستی اینچنینی برای ملت شیرین تر است یا دریافت مبالغ سنگین به عناوین گوناگون ؟!
نماینده قصرشیرین هم درحجره ای درسعادت آبادسکنی گزیده وبجز افرادخاص کسی سعادت دیدارایشان رانداردماهی یکبار با اتوبوسی بنام بوئینگ که کرایه آنرا ملت پرداخت کرده اند جهت سرکشی به املاک واراضی کشاورزی (۲۰۰هکتارزمین آبی)ودامداریش دردشت ذهاب ٬معادن ذغال سنگش درگیلانغرب٬ کارخانه اش درقصرشیرین وشرکای تجاریش دربازارچه پرویزخان میرود وباموتورسیکلتش(زانتیا) به دیدارخوانین وسرمایه داران میرود وپس ازجمع آوری کرایه مغازه های دورمیدان بسیج سرپلذهاب ومنازل اجاره ای سرپلذهاب وقصرشیرین وکرمانشاه(۲۲بهمن وکسری) به تهران برمیگرددوهرچند وقت یکبار برای رفع مشکل دوستان واساتیددانشگاهی به ویلای شراکتیش دربابلسر میرود.این هم رازمحبوبیت نماینده قصرشیرین است!!؟؟ 

نوشته شده توسط احسان در |  لینک ثابت
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:16  توسط علی معصومی  | 

 

خليفه الله

“ و اذ قال ربک للملئکه انى جاعل فى الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد ... انى اعلم ما لا تعلمون “ سوره بقره آيه30 “ و هنگامى که گفت پروردگار تو به فرشتگان که قرار خواهم داد در زمين جانشينى گفتند آيا قرار مى دهى در زمين آن را که فساد مى کند در آن و خون مى ريزد در حالى که ما ستايش و سپاس تو مى گوييم و تو را تقديس مى کنيم گفت :من مى دانم آنچه را که شما نمى دانيد “ امام صادق مى فرمايند : اين آيه درباره حضرت قائم و اصحاب او نازل گشته است.

 

يعسوب الدين

“ و لکل وجهه هو موليها فاستبقوا الخيرات اين ما تکونوا يات بکم الله جميعا ان الله على کل شيء قدير “ سوره بقره آيه148 “ و هر کدام را سويى است که به آن روى مى آورند پس بشتابيد به سوى نيکى ها هر جا که باشيد مى آورد شما را خدا همگى زيرا خدا بر همه چيز تواناست “

در غيبت شيخ طوسى روايت شده از امام صادق (ع) که اميرالمومنين مى فرمود: “پيوسته مردم در نقصانند تا آنکه گفته نمى شود الله يعنى نام خداى تعالى برده نمى‌شود. پس هر گاه چنين شد ثابت مى ماند يعسوب دين با اتباعش. پس مبعوث مى فرمايد خداوند گروهى را از اطراف زمين که مى آيند مانند ابرهاى تنگ پاييز.

قسم به خدا که مى شناسم اسم هاى ايشان و قبيله هاى ايشان و اسم امير ايشان را و ايشان را بر مى دارد خداوند به‌نحوى که مى خواهد از قبيله يک مرد و دو مرد و شمرد تا رسيد به نه. پس جمع مى شود از آفاق سيصد و سيزده مرد بعدد اهل بد روا نيست قول خدا. سيد فرموده که : “ يعسوب دين سيد عظيم مالک امور مردم است در آن روز و قزع پاره هاى ابرى است که در او آب نيست. زمخشرى مى گويد : يعسوب در اصل ملکه کندوى عسل است و ذنب کنايه از انصار آن حضرت است.

 

غيب

“ ذلک الکتب لا ريب فيه هدى للمتقين . الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوه و مما رزقنهم ينفقون “ سوره بقره آيات2 و3 “ اين کتاب که ترديدى در آن نيست راهنماى پرهيزکاران است آنان که به غيب ايمان مى آورند و بر پا مى دارند نماز را و از آنچه به آنها روزى داده ايم مى بخشند. “ در کمال الدين صدوق روايت شده از امام صادق که فرمود در آيه شريفه فوق متقين شيعيان على بن ابيطالب هستند. اما غيب پس او غايب است و شاهد بر اين قول خداوند تبارک و تعالى است که “و يقولون ... من المنتظرين” و مى گويند چرا فرو فرستاده نشده بر او آيتى از پروردگارش پس بگو که نيست غيب مگر خداى را. پس منتظر باشيد. به‌درستى که من با شما از منتظرانم!يعنى براى آمدن آن غيب از آيات خداوندى است.

 

رضوان الله

“ افمن اتبع رضوان الله کمن باء بسخط من الله و ماواه جهنم و بئس المصير “ آل عمران آيه162 “ آيا کسى که در پى خشنودى خداست مانند کسى است که مى انگيزد خشم خدا را و جايش دوزخ است و چه بد بازگشتگاهى است. “ زيد شحام گويد : در شب جمعه امام صادق به من فرمود:”قدرى قرآن بخوان .” خواندم. حضرت فرمود:”به‌خدا ما هستيم که خدا به ما ترحم کند و به‌خدا ما هستيم که خدا استثناء کرد ولى مافايده به حال آن دوستان خود داريم.

 

راسخ

“فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاويله الاالله راسخون فى العلم.” آيه7 “پيروى کنند آنچه را ازآن متشابه باشند براى فتنه جويى وجستجوى از تاويل آن ونمى‌داند تاويلش را جزخدا و راسخون در علم. امام صادق(ع) فرمودند:”راسخون امام على وائمه هستند وکسانى که در دل کجى دارند . يعنى پيروان فلان و فلان ونمى دانند تاويلش را جز خدا وراسخان در علم (خدا وعلى وائمه بعد از آن.”

 

حسن

“ و من يطع الله و الرسول فاولئک مع الذين انعم الله عليهم من النبيئن و الصديقين و الشهداء الصلحين و حسن اولئک رفيقا “ نساء آيه69 “ و آن کس که اطاعت کند خدا و پيامبر را پس آنان با کسانى همراه اند که خدا نعمت به ايشان داده است از پيامبران و راستگويان و کشتگان راه خدا و شايستگان و چه نيکو ايشان رفيقانند. “ امام صادق در ذيل آيه مى فرمايد:”نبيين”رسول خدا(ص) است. “و الصديقين” علي(ع) است. “و الشهداء” حسن و حسين (ع) است. “صالحين” ائمه(ع) مى باشند. “و حسن اولئک رفيقا” قائم آل محمد (ص) مى باشد.

برگرفته از سايت منتظران

+ ترواش ذهن در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 10:43  توسط علی |  گل ياسي ميهمانم كن
آقا قدم به چشمم بنه كه بيتاب توام

دل شده بيتاب دوست، مست تولاي اوست،‌حلقه به در ميزند!!! كو كجاست؟ آنكه اوست:

وارث نام نبي،‌ قوت و جان علي، دُرّ يَِِم فاطمي، صبوري‌اش از حسن،‌قيام گر چون حسين، سجده سجادي اش،‌معرفت باقري،‌صداقت صادقي،‌كظم چوموسي كند،‌عارف حق چون رضا، جود جوادي برش،‌عصمت هادي برش،‌ وارث عسگري است او ، قدرت حيدري است او

+ ترواش ذهن در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 10:40  توسط علی |  گل ياسي ميهمانم كن
روز چهارشنبه یه عکس و یه شعر آذری واسه حضرت علی اکبر علیه السلام نوشته بودم اما حیف که وب بلاگفا خراب بود و با وجود ایمیلی که بهشون زدم تا آخر روز چهارشنبه موفق به درست کردن و حتی دیدن وبلاگم نشدم

 

تا چه قبول افتدو چه در نظر آید

جان بقربان علي پور حسين بن علي

+ ترواش ذهن در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 9:55  توسط علی |  6 شاخه ياس

گوني ميان صحرا         به نسيم گفت جانا                     

     مرو اين چنين شتابان           به ره است موج طوفان 

به لطافتي بخنديد  و بگفت آه جانا 

 من اگر بترسم اين دم      زغريو تند طوفان                                              

دگر از ميان طوفان              كه بگيرد اين بيابان                        

   نتوان دگر گذر كرد                   نشود دمي به سر كرد                                

   بايد اندر اين بيابان                  به ستيز دست طوفان                                        

ماند و جنگيد و رها شد           يا ره دوست فنا شد   

گون از سر محبت        به نسيم زد نگاهي

                كه اگر تو راست پيشه                                  منم و هزار ريشه

 كه ميان اين بيابان                  نه براق و ني به طوفان

           نبرد مرا از آن ره       كه سپرده‌ام بدو جان

  تو بيا و يار ما باش       كه رهيم از اين مصيبت    گذريم از اين طريقت  

چو نسيم دل به او داد   و ميان باد رقصيد        

                   و صدا زد آندم آنجا

كه من ار ضعيف و خوارم                      به خودم چنين نيارم                                               

      منم آن عاشق دل چاك                   كه زده ريشه در اين خاك    

                             نتواندم اسارت زگزند نيش طوفان   

چو رسيد فصل توفان                 همه  جا تيره و ويران     

     چو دو دست دهشت باد                    به زمين و سبزه آميخت

ريشه ها به لرزه افتاد                        ساقه ها شكست و آويخت   

    بوته هاي سست و بي چيز                   همه بر دامن طوفان

ولي از گون چه ديدي                 پنجه در پنجه طوفان           نه هراس و نه گريزان            زده مشت  چشم طوفان

و نسيم پر تحمل                      زده خنجر دل طوفان      

به زمين فتاد شاخي     ز نهيب سيلي باد          زنفس فتاده، خندان  

گون و نسيم آندم     ولي از تلاش هرگز           نشدند خسته يكدم        

گرچه طوفان بس قوي بود        به غرور  مبتلي بود   

  زمقاومت در آن بين            گوئيا دگر جدا بود

باد از آنجا رميد        حكومتش فرو ريخت    

سايه ظلمش شكست                               صحرا از او بازرست                    

نسيم پر مهر باز                        بر تن صحرا دويد                         

گون پر از خنده شد         خار و خس معلق        نشست و شرمنده شد

هر كه به خود داد اميد      به پاي خود گر بخواست                                           

بر سر پا ايستاد                           به ظلم كس تن نداد

هر كه به كس شد اميد                          باد در او خوش دويد   

                   تا كندش نا اميد                      بركندش از زمين

 با توام اي نااميد                   دست به زانو بگير

                       خويشتن از غم رهان                        به لطف حق شو روان 

+ ترواش ذهن در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 9:42  توسط علی |  تنها یک شاخه ياس

اين روزها، اين روزها، حالم خراب است اي عزيز              نقش و نگار زندگي بر روي آب است اي عزيز

از بس كه هر سو بنگرم غير از ريا رويت نشد                     گويا كه شهد زندگي مثل سراب است اي عزيز

اما نه گويا كه كسي پيدا شده در اين ميان                        ديدار روي خوب او گويا كه خواب است اي عزيز

ميخواند آوازي غريب در گوشهايم بي شكيب              ميگويد از عشق و طرب پر آب و تاب است اي عزيز

مست و خمار و بيخودم از خويش هم وامانده ام                  شايد كه بيدارم كند از بس كه ناب است اي عزيز

از دل چه گويم چون كوير، خشكيده و بي رنگ و روي             در اين ميانه گوئيا او سيم ناب است اي عزيز

 

+ ترواش ذهن در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:31  توسط علی |  8 شاخه ياس

کفش هایم کو ؟!

دم در چیزی نیست

لنگه کفش من این جاها بود !

زیر اندیشه ی این جا کفشی !

مادرم شاید این جا دیشب

کفش خندان مرا، برده باشد به اتاق

که کسی پا نتپاند در آن

هیچ جایی اثر از کفشم نیست

نازنین کفش مرا درک کنید

کفش من کفشی بود

کفشستان !

و به اندازه ی انگشتانم معنی داشت ...

پای غمگین من احساس غریبی دارد

شست پای من از این غصه ورم خواهد کرد

شست پایم به شکاف سر کفش ، عادت داشت ...!

نبض جیبم امروز

تند تر می زند از قلب خروسی که در اندوه غروب

کوپن مرغش باطل بشود ...

جیب من از غم فقدان هزار و صد و هشتاد و سه چوق

که پی کفش ، به کفاش محل خواهد داد

« خواب در چشم ترش می شکند »

کفش من پاره ترین قسمت این دنیا بود

سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود

« یاد باد آن که نهانش نظری با ما بود »

دوستان ! کفش پریشان مرا کشف کنید !

کفش من می فهمید که کجا باید رفت

که کجا باید خندید

کفش من له می شد گاهی

زیر کفش حسن و جعفر و عباس و علی

توی صف های دراز

من درین کله صبح ، پی کفشم هستم

تا کنم پای در آن

و به جایی بروم

که به آن « نانوایی» می گویند !

شاید آنجا بتوان ، نان صبحانه فرزندان را

توی صف پیدا کرد

باید الان بروم ،... اما نه !

کفش هایم نیست ! کفش هایم ... کو ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:15  توسط علی معصومی  | 

صدها نفر ز رقص جنون جامانده

          سالار در این قافله تنها مانده

دلها شده پردرد مگر علت چیست؟

 

 

 

 

 

هفتاد و دو روز تا به محرم مانده

 

صدای زنگ قافله عشق میرسد به گوش

کیست که بر همرهی اش گشته است بهوش

+ ترواش ذهن در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 9:58  توسط علی |  گل ياسي ميهمانم كن
خواب نوشين ميشود تلخ اگر يار نباشد
              شهد شيرين ميشود زهر چو دلدار نيايد
 مستي باده كه در شعر شكوفا گردد
             ميكند مخمور مي هم چون گرفتار نباشد
 دلبري و دلربايي نگار مهربان طي ميشود
                     ميرود بر باد اگر دنيا بر اينكار نباشد
يار شيرين سخن ار مددكار نگشت
                    ميشود دنيا برايم سجن و اين عار نباشد
+ ترواش ذهن در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:14  توسط علی |  2 شاخه ياس
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت 

        مست گفت : ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت : مستی ، زان سبب افتان و خیزان می روی

        گفت : جرم راه رفتن نیست ، ره هموار نیست

گفت : می باید تو را تا خانه ی قاضی برم

        گفت : رو صبح آی ، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت : نزدیک است والی را سرای ، آنجا شویم

        گفت : والی از کجا در خانه ی خمار نیست ؟

گفت : تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب

        گفت : مسجد خوابگاه آدم بدکار نیست

گفت : دیناری بده پنهان و خود را وارهان

        گفت : کار شرع ، کار درهم و دینار نیست

گفت : از بهر عزامت جا مه ات بیرون کنم

        گفت : پوسیده است ، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت : آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه ؟

        گفت : در سر عقل باید ، بی کلاهی آر نیست

گفت : می بسیار خوردی ، زان چنین بی خود شدی

        گفت : ای بیهوده گو ، حرف کم و بسیار نیست

گفت : باید حد زند هشیار مردم ، مست را

        گفت : هشیاری بیار ، اینجا کسی هشیار نیست

شعر از: پروین اعتصامی

+ ترواش ذهن در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 14:48  توسط علی |  گل ياسي ميهمانم كن

سلیم حمدان راننده ی اسامه بن لادن در یک دادگاه نظامی امریکایی محاکمه می شود. حمدان گفته است که او در برابر دوصد دالر در ماه ، تنها برای اسامه بن لادن راننده گی می کرده و کاری به دیگر کارهای او نداشته است. به نظر من امریکایی ها باید هرچه زودتر خلیفه سلیم را آزاد کنند. اینها به موتروان ها هم کار دارند.


 


من فقط راننده بودم !


 گر چه چندین سال پیش ِ شیخ خدمت می نمودم


گر چه مهرش تا کنون زنده است در عمق ِ وجودم


گرچه با ایمان به امر شیخ آدم می ربودم


یا کسی را مثل ِ گرد از لوح ِ هستی می زدودم


                                                      من فقط راننده بودم!


حاصل ِ توفیق من در کشتن ده ها نفر بود


از پی ِ صد امتحان در قطع دست و پا و سر بود


(گرچه شرط ِ اول اش پابوسی ِ ملاعمر بود)


این که بن لادن به جمع خویش داد اذن ِ ورودم؛


                                                    من فقط راننده بودم!                                                                                                                    


یادم آید در عملیاتی به نام " القیامه "


داشت در هر سوی قریه غارت و کشتار ادامه


خنده می کردند امیرالمومنین و شیخ اسامه


من بروی پشته یی از کشته آتش می گشودم ؛


 


                                            من فقط راننده بودم!


 


خوب ،  می کردم جهاد ِ فی سبیل الله گاهی


مردمان را زنده می انداختم در چاه گاهی


می بریدم گردن گردن کشان را گاه گاهی 


لطف کرده وارهانید از غل و زنجیر زودم ؛


                                             من فقط راننده بودم!

+ ترواش ذهن در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 11:31  توسط علی |  2 شاخه ياس

نخستین فضیلت این دو امام معصوم آن است که نیای بزرگوارشان محمد مصطفی برجسته ترین فرزند آدم ، پدرشان علی مرتضی پیشتاز پیشوایان الهی و مادرشان فاطمه زهرا پاره تن رسول الله (ص) و بانوی بانوان جهان می باشد . مادر مادرشان نیز خدیجه بنت خویلد است که اولین بانوی مسلمان و نخستین کسی است که تمام دارایی خود را در راه گسترش اسلام پخش کرد و یاور همیشگی پیامبر اکرم بود و او را در تلاشهای بی امانش در مبارزه با کفر همراهی می نمود و با دلداری و دلگرمی ، رنجهای ناشی از آزار مردمان را در او تخفیف می داد .

نمونه دست خط امام مجتبي(ع)

عم بزرگوار این دو برادر ، جعفر بن ابیطالب و عموی پدر و جدشان حمزه شیر بیشه الهی و شیر رسول خدا و سرور شهیدان است . جد پدریشان ابوطالب یار خستگی ناپذیر پیامبر و پاسدار حریم او میباشد که در راه او سختیها را به جان خرید . جد پدرشان عبدالمطلب ، شیبه الحمد و آقای سرزمین بطحا و جد جدشان هاشم ، مهمان نواز راهیان خانه خدا و آماده کننده غذا برای نیازمندان و سرپرست قبیله قریش بوده اند .

آری ، این شرافت را نوادگان رسول خدا از پدران خود و آنان نیز از پدرانشان به ارث برده اند، و گویی گره های نیزه است که یکی بر روی دیگری قرار می گیرد . اینان شاخساری از درختی هستند که ریشه اش استوار و ساقه ها و شاخه ها و برگهایش بهترین ساقه ها و شاخه ها و برگها می باشند .

رسول گرامی (ص) فرمود : « خدای یکتا نسل هر پیامبر را از پشت خود او قرار داد ، اما نسل مرا از پشت علی بن ابیطالب (ع) قرار داده است » . بنابراین فرزندان پیامبر منحصر به حسن و حسین علیهما السلام و نسل این دو امام هُمام می باشند .

نسائی در « خصائص » و ابن عبدالبر در « الاستیعاب » از ابوسعید خدری نقل می کنند که رسول الله (ص) فرمودند :

« حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت هستند . »

نسائی در روایت دیگری از انس بن مالک نقل می کند که می گوید : « بارها می شد که به خدمت پیامبر عظیم الشان (ص) شرفیاب می شدم و حسن و حسین (ع) را می دیدم که بر روی سینه و شکم جد خویش حرکت می کنند و آن بزرگوار می فرماید :

« این دو ، گلهای خوشبوی امت من هستند . »

در کتاب « اُسدُ الغابه » از عمر بن ابی سلمه پسر همسر رسول خدا نقل شده است که گفت : «پیامبر در خانه ام سلمه تشریف داشتند که این آیه نازل شد:

« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا »  ( قرآن، سوره احزاب، آیه 33 )

« خداوند اراده کرده است که از شما اهل البیت پلیدی را بزداید و پاکیزگیتان بخشد . »

دوست داشتن این دو دلداده زهرا (س) واجب است و دوست داشتن آنان چیزی جز دوستی پیامبر نیست و دشمنی با آنان نیز دشمنی با پیامبر است .

شیخ مفید در کتاب ارشاد می نویسد : « حسن و حسین علیهما السلام دو محبوب رسول الله در میان خاندان بودند . »

قبور مطهره ائمه بقيع

ترمذی در « صحیح » خود از انس بن مالک روایت می کند که از پیامبر خدا پرسیدند: « در میان افراد خاندان شما چه کسی نزدتان محبوبتر است » . پاسخ شنیدند : « حسن و حسین . »

آن حضرت همواره به فاطمه (س) میفرمودند : « دو پسر دلبند مرا به نزدم فراخوان » و چون حسن و حسین به خدمت جد بزرگوار خود می شتافتند ، آنان را به سینه می فشرد و می بویید .

نسایی در « خصایص » از اُسامه بن زید نقل می نماید که پیامبر (ص) در حالیکه حسن و حسین برروی پاهای او نشسته بودند ، میفرمود :

« این دو ، پسران من و پسران دختر من هستند . خدایا تو میدانی که من این دو را دوست دارم ، پس تو هم دوستشان بدار . »

در اسدالغابه عین همین روایت با همان سند آمده است .

در کتاب « الاستیعاب » بطرق مختلف از رسول گرامی (ص) روایت شده که درباره حسن و حسین فرمود :

« خدایا من این دو را دوست دارم ، تو نیز آنان را و هر کس را که دوستدارشان است ، دوست بدار . »

در کتاب « الاصابه » از طریق عبدالرحمن بن مسعود از ابوهریره نقل می کند که رسول خدا (ص) بر ما خارج شد ، در حالی که حسن و حسین هر یک بر یک دوش او نشسته بودند و آن حضرت هر بار یکی از آن دو را می بوسید تا به ما رسید و چنین فرمود :

« هر کس دوستدار این دو باشد ، مرا دوست داشته است و هر کس دشمنی با این دو نماید ، با من دشمنی کرده است . »

و نیز فرمود :

« هر کس حسن و حسین (ع) را دوست بدارد من او را دوست دارم و هر کس را من دوست داشته باشم ، خدا او را دوست دارد و هر کس را خدا دوست بدارد، او را به بهشت داخل می کند . هر کس با حسن و حسین دشمنی ورزد ، من با او دشمن خواهم شد و هر کس را من دشمن بدارم ، خدا دشمن او خواهد شد و آن کس را که خدا دشمن بدارد ، به جهنم داخلش خواهد نمود . »

ابوعمروزاهد در کتاب « الیواقیت » از زید بن ارقم روایت می کند که من در مسجد نزد رسول الله بودم . در این هنگام فاطمه (ع) همراه با حسن و حسین از خانه اش خارج شد و به سوی جایگاه پدر گرامیش شتافت و بدنبال او علی (ع) نیز در رسید . آنگاه پیامبر رو به جانب من کرده و فرمود:

« هر کس این چند را دوست بدارد ، با من دوستی نموده است و هر کس آنان را دشمن باشد ، با من دشمنی ورزیده است . »

همچنین « زید بن ارقم » می گوید : « رسول خدا ، علی (ع) و فاطمه و دو فرزندشان حسن و حسین را مورد خطاب قرار داده فرمود :

« من با هر کس که شما با او مهر ورزید ، مهر می ورزم و با هر کس که شما با او در ستیزید ، می ستیزم . »

« اسلم » روایت کرده است که من حسن و حسین (ع) را دیدم که بر شانه های پیامبر سوار شده اند . به آن دو رو کرده گفتم : چه مرکب راهواری دارید! در این لحظه پیامبر مرا مخاطب ساخت فرمود :

« و چه سواران نیکویی! »

اي نگار آسموني كاش به ياد من بموني

ترمذی و نسایی در کتب صحیح خود از « بُرَیدَه » نقل می کنند که رسول الله (ص) در حال خطاب بود که ناگاه حسن و حسین(ع) را دید که لباسی قرمز رنگ بر تن دارند و بسوی او می شتابند و پیوسته بزمین می افتند . حضرت بی اختیار از منبر فرود آمد و آن دو را در آغوش گرفت و بر روی دو پای خود نشاند ، سپس فرمود :

« خدای بزرگ راست گفته است که داراییهای شما و فرزندانتان سبب آزمایش شمایند . من بر این دو کودک خردسال نگریستم که راه می رفتند و بر زمین می افتادند ، دیگر نتوانستم درنگ کنم ؛ سخن خود را بریدم و آن دو را در آغوش گرفتم . »

روایتی از رسول خدا (ص) آمده است : « لو کان العقل رجلا لکان الحسن ، اگر عقل در مردی مجسم می شد، همانا حسن بود . » (فرائد المسطین ، ج2 ، ص 68 )

+ ترواش ذهن در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11:3  توسط علی |  4 شاخه ياس

امشب ز فلک سوی زمین نور بریزد

                  از دست ستاره بر زمین شور بریزد

دامان گل یاس شده پر ز گل نار

              در دست نبی حسن چه مخمور بریزد

خجسته میلا گل خوشبوی ولایت و امامت اولین ثمر باغ ولایت سبط الاکبر امام حسن مجتبی کریم اهل بیت مبارکباد.

+ ترواش ذهن در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 10:40  توسط علی |  2 شاخه ياس

ماهى هميشه تشنه ام
در زلال لطف بيكران تو
مى برد مرا بهر كجا كه ميل اوست
موج ديدگان مهربان تو

زير بال مرغكان خنده هات
زير آفتاب داغ بوسه هات
- اى زلال پاك - !
جرعه جرعه جرعه ميكشم ترا بكام خويش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو !

اى هميشه خوب !
اى هميشه آشنا !
هر طرف كه ميكنم نگاه
تا همه كرانه هاى دور
عطر و خنده و ترانه ميكند شنا
در ميان بازوان تو !

ماهى هميشه تشنه ام
اى زلال تابناك !
يك نفس اگر مرا بحال خود رها كنى
ماهى تو جان سپرده روى خاك !

فريدون مشيرى

+ ترواش ذهن در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 10:2  توسط علی |  3 شاخه ياس
اگرت هست گذر زکوچه بی‌کسی‌ام
کن نگاهی که اسير غم دلواپسی‌ام
نکند مرگ بيايد به سراغم گل من
و هنوز از تو نباشد خبر ای همدل من


هرکجا مينگرم جشن برای تو کنند
نه پريشان که چنين همه يار تواند
کف زنند و دف و شادند همه بهر تو ليک
کسی از خويش نپرسيد نيامد زچه آن گوهر نيک
همه گويند تورا يار و مددکار شوند
آنزمانی که ظهورت به جهان بار شود
ليک ميترسم از آن روز ظهور
که من از حلقه يارانت دور
آه مولا ز يم عشق بنوشان جامی
و زمستی وصالت بده ما را کامی
گر تو را نشناسم ای شيرين وصال
ميشوم گمراه از دين و ضلال

+ ترواش ذهن در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:33  توسط علی |  تنها یک شاخه ياس

ای با طلوع مهرت، خورشید گشته تابان

   وی از نگاه گرمت، جنت شده نمایان

ماييم و سوز سرما، جانا چو از تو دوريم

  بيتاب روي مهريم،‌رخ در جنان مپوشان

در زمهرير غربت، سوزد تمام پرهام

   با گرمي دعايت، جان و دلم بسوزان

شرم است در دل و جان، از شومي گناهم

گرزحمتي نباشد،‌ديده از آن بپوشان

در غربتي اسيريم، غافل ز صاحب خويش

ارباب هرچه بنده، رويت دمي نمايان

دلتنگ ريح جنت،‌اندر فراق خاتم

اي حجت نهايي، بر ما دلت بسوزان

از چشمه سار چشمت، باران رحمتي آر

داني كه آتش قهر، بر پيكرم شد افشان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:15  توسط علی معصومی  | 


به نام خدا

۱۵۹

چه بسا سکوت از حرف زدن رساتر باشد

اوایل خرداد ۸۷

+ نوشته شده در  جمعه 10 خرداد1387ساعت 14:25  توسط محمد هادی و محسن  |  یک نظر

به نام خدا

                                                          ۱۵۹

اول كلام بايست از اونايي كه بلاگ ما رو مي خونند  ، عذر خواهس كنم كه البته فكر نكنم هيشكي به طور مستمر بلاگ من رو بخونه آخه سالي پيداري يه وقت آپ مي كنم ، شايدم واسه دل خودم مي نويسم ، خدا داند.

تا دلت بخواد قضيه هست كه ما پنبه وا زني كنيم: مثلا انرژي هس  ته اي يا مثلا بن  زين يا تو  رم

البته واسه هس  ته كه پست گذاشتم و قرار نيست دوباره ياسين بخونم.

الآن اينا به كنار همه ما مي دونيم اين حرفا همش بهونس ،

و همه اين مشكلات عوارض ناشي از علت اساسي هست كه شايد منتقدين يا ندانند يا نخواهند (اينم شايد از ترس) به اون بپردازند ، خوب من هم اگه جاي اين سري از آدم ها بودم محافظه كار مي شدم اينجا تو نت و بي هويت شير هستم.

چرا تو بلاد ما اكثر چيزا با همه جاي دنيا فرق مي كنه ، براي اينكه زياد آشمون شور نشه نمي گم اسرائيل ميگم پاكستان ما انرژي هسته ايمون با اونا فرق داره ،نه ، آره و اقتصاد و  دموكراسي و   ....... اين قبيل مسائل ما چه فرقي با ما بقي عالم داره كه هم خودمون هم مابقي فرقش مي دن.

بايست فكر كرد.

اين فعلا باشه پيش غذا                                                                                    اوايل تير1385

+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 11:20  توسط محمد هادی و محسن  |  4 نظر

به نام خدا

159

چند وقتي كه آب بد جوري گل آلود شده و هر كسي از اين آب گل آلود داره به وفور ماهي مي گيره.

هم مدعيان دروغين تمدن فارس و هم .....

گرد وغباري كه فيلم 300 به پا كرد باعث شده تا من فكر كنم و حتي آقايون كه ديد مردم كم شده و ديگه هيچي ، اما من مي خوام بگم نه فيلم 300 قسمت دوم معادله ماست و  300 تاي اول كه با اون جمع شده از كجاست ، تا يه كارگردان امريكايي را به اين جرات برسونه كه يه فيلم اين جوري بسازه و تماشاگر آمريكايي رو هم به اينجا برسونه كه اين فيلم رو يه فيلم با فروش خوب بكنه.

آره همه از 300 تاي دوم ميگند و من مي خوام از 300 تاي اول بگم، آقايوني كه 300 تاي اول را گذاشتند و عملشون ايناست قضاوت با شما:

1-     يادتونه چند سال پيش سخناي آقاي حسيني خامنه اي كه گفت تعطيلات اين مملكت نسبت به ساير كشورهاي دنيا خيلي زياده! او با اشاره مستقيم به اعياد ملي و باستاني نوروز خواهان كاهش آنها شد ، در حالي كه ما براي يك انقلاب نو پا داراي 4 يا بيشتر روز تعطيلي هستيم(شديم(22 بهمن،12 فروردين، فوت موسوي خميني،15 خرداد و شايد در آينده روز فن آوري هسته و عذاهاي عمومي به علت مرگ افراد سرشناس)) او حتي حاضر نبود براي 2500 سال تمدن رسما و هزاران سال تمدن واقعي كشف شده در جيرفت و كاشان و خوزستان اين 5 يا 6 (البته اگر ملي شدن صنعت نفت هنوز به ادعاي اونا به حساب كاشاني باشه همان 4 روز ) را تحمل كند اين يعني بي ارزشي تمدن ايران در نظر فردي كه خود را وارث اين تمدن و پيشواي اين ملت مي داند و اين استارت 600 نبود ولي جهشي بزرگ بود.

2-  سخنراني ها و تفاسير حضرات در موقع تلاقي اعياد نوروز با ايام عزا داري سالارشهيدان مولا و سرورم حضرت ابا عبدالله الحسين روحي فداك ، البته من نمي خوام از عزاداري بگم و بگم مخالف اونم و حتي اعتقاد من اينه كه ما براي حضرت ثارالله روحي فداك خيلي هم كم گذاشتيم ولي حرف من اينه كه بجاي اينكه حضرات بگن اين شادي در مقابل عزاي به اين بزرگي رنگ مي بازه و از عظمت ابا عبدالله الحسين روحي فداك بگن اومدند و شروع به كوچك كردن و تحقير اعياد و تاريخ تمدن ايران و شاهان بزرگي مثل كورش كردند و صدا و سيما يكه تاز اين حركت بود . ساخت مجموعه هايي مثل روشن تر از خاموشي و ..... كه از شاهان مقتدر و با صلابت و البته بسيار خوشنام ايراني فقط خصايل بد مانند عياشي ، حرم سرا ، بي ديني ، سستي ، جهالت و خشم وووووو.... نشان مي داد اعضاي همين سناريو بودند نبايد در اين شتاب تعجب كرد كه چرا يك بيگانه چرا به شكل  فيلمي به نام 300 از ما ياد كند كه خود ما چه كرده ايم.

3- اگر به اين كم كاري ها شك داريد بگذاريد تا بگويم طبق روال معمول آقايان سوار بر امواج احساسات مردم شدند و براي كسب وجه شروع به چرب كردن تخته موج خود شدند در حالي كه هنوز گيجي اين بلوف و زرنگي امريكايي ها را در سر خود از اين مسئله حس مي كردند . تعريف از تمدن ايران بالا گرفت و ذكر و بازگويي نوشته هاي تاريخي از مهرباني و صلح دوستي ، بزرگي تمدن و مملكت پيشرفته با حكومت و شاهاني عادل از قول غربي ها شروع شد حتي روزي ذي القرنين در قران كه از او در اين كتاب مقدس و الهي ما مسلمان ها به پادشاهي با تدبير ياد شده به كورش تفسير شد. پس چه بايد گفت كه اگر اينها درست است پس تا به حال كجا بود.

4-علي رغم قول وزير نيرو سد سيوند در روز 12 فروردين روز جمهوري اسلامي شروع به آب گيري شد.همان طوري كه مي دانيم درياچه اين سد در محل تنگه اي به نام بلاغي قرار مي گيرد،‹‹ تنگه 18 كيلومتري بلاغي در فاصله 4 كيلومتري از محوطه ثبت جهاني پاسارگاد قرار دارد››‹‹تاكنون نشانه هاي بسيار عظيم و درخشاني از تمدن ايران در اين تنگه يافته اند كه از جمله مي توان به جاده‌اي اشاره کرد كه به فرمان داريوش بزرگ هخامنشي ساخته شد. اين جاده از سارد (پايتخت ليدي) مي گذشت و پس از اينكه پاسارگاد را به تخت جمشيد متصل مي كرد به شوش پايتخت هخامنشيان مي رسيد. اين جاده از همان زمان به نام راه شاهي معروف شد. همچنين كشف شواهد سفالگري از 7500 سال پيش، يك محوطه باستاني 7000 ساله، آثار تدفين اموات، قبرستاني مربوط به 6000 سال پيش، آثاري از بقاياي دوران ايلامي، بقاياي معماري يك روستاي هخامنشي با ديوارهاي دفاعي ولوله‌هاي سفالي دفع فاضلاب، يك گورستان كلان سنگي ساساني، دو اسكلت دفن شده به همراه اشياء در گور، حوض ساخته شده از لاشه سنگ با اندود گچ، كارگاه توليد شراب، خمره ذخيره آذوقه، بزرگ‌ترين ظرف باستاني ايران با 120 كيلوگرم وزن و... در تنگه بر اهميت تاريخي آن مي افزايد.›› وگذشته از آن ‹‹اين در حالي است كه بسياري از فعالان ميراث فرهنگي و همچنين كارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند هرچند فاصله سد تا پاسارگاد بسيار زياد است امارطوبت ناشي از درياچه 11 كيلو متر مربعي سد مي تواند در دراز مدت اين آثار را با فرسايش مواجه كند.››روزآنلاين
با تمام اين اوصاف وزير نيرو با آوردن رقم 100 ميليارد توماني هزينه اين سد از ناچار بودن خود جهت آبگيري اين سد مي گويد. خوب وقتي در مملكت فارس اينقدر ميراث كهن ما ارزش ندارد پس چگونه از يك كمپاني غير فارسي بخواهيم كه از سود مالي (جدا از سود هاي ديگر) حاصل از تحريف باستان ما دست بردارد ، نه آنها ادامه دهندگان را شما هستند.

و5و6و.... بماند كه تو حديث مجمل بخوان از اين مختصر

26 فرودين ماه 86

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 0:21  توسط محمد هادی و محسن  |  5 نظر

به نام خدا

159

چند وقتي كه ننوشتم آخه چيزي براي گفتن نمونده بود مي خواستم از مصدق ره بگم و ملي شدن نفت كه از تلوزيون ديدم آقاي سيدي داره از اون ميگه و ميگه كه انرژي اتمي خيلي بزرگتر از اونه خيلي ناراحت شدم و فقط به احترام جدش خنديدم و هيچي نگفتم ؛ نگفتم كه خيلي خوب از سال ديگه بودجه كشور رو با حق مسلمتون ببنديد و.........تلويزيون هم يه تيزر گذاشت برا 29 اسفند كه نامي از مرد نامي دكتر مصدق تو اون نبود الا آخرش كه كودتاي مرداد و شكست ملي شدن نفت رو به نا كارامدي اون نسبت مي داد.

خيلي مي خواستم بنويسم و بگم نه بابا اين اوني نيست كه شما ادعاش رو داريد نه اما بابا بي خيالش كه هرانچه كه بگيم تو اين آقايون تاثيري نداره فقط سرشون بايست به سنگ بخوره ، اينم را بگم خداي نا كرده اگه خوني از دماغ ملت بريزه ديگه كسي نمي تونه ادعا كنه كه اونا رو سر ما بمب و موشك ريختند در حالي كه ما خواب بوديم ، ما بيدار بيدار بوديم و شما گفتيد كه بابا بي خيال خبري ني ، اگه 20 سال ديگه تو اين منطقه اول نبوديم هيچ بهونه اي نيست چرا كه وسيله پيشرفت انرژي اتمي تو دست ماست .

از قرار مصدق خيلي دلم گرفت كاش مثل هميشه از او نامي نمي بردند و اين گونه با او نمي كردند .............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 21:22  توسط محمد هادی و محسن  |  یک نظر

به نام خدا

159

خدا آخر عاقبت كار ما را به خير كنه ، مي خوام براي  روز جهاني زن بنويسم : نه فمينيستم نه آنتيش

آيا با انقلاب اسلامي نظام كشور اسلامي شد يا نه اسلام ما نظامي شد؟

جواب اين سوال را من مي دهم شما هم بديد ، به نظر من  اين اسلام بود كه بوسيله آقايان نظامي شد شاهد مثال هم دارم ،دخود شما هم زياد ديديد : اوايل انقلاب بهتر بگم قبل از پيروزي انقلاب و اوايل ورود موسوي خميني به ايران از حاج آقا پرسيد روزنامه ي كيهان كه با قضيه حجاب و زن چگونه برخورد مي كنيد خميني گفت : الان وقت اين گف و سوالها نيست 1 در پاريس از رهبر انقلاب پرسيده شد كه با كمونيست ها پس از رسيدن به قدرت اگر برسيد چه مي كنيد گفت: زندگي2

از دولت اسلامي قبل از انتخابات از پرسيدند با مسئله جوانان و خصوصا دختران چه مي كنيد گفت:واقعا مسئله اساسي مملكت ما الان اينه 3و....4و.....

چرا چنين گردشي در نظراتي كه ادعاي اتصال به يك سري مباني لايتغر را دارند حاصل مي شود اين خود گواه بر مدعاي من است.

من خواهشم از اقايان اين است كه لطفا يا به اسلام ناب محمدي پايبند باشيد يا اينكه حساب خود را ازين اسلام جدا شايد يه فرقه ي جديد يا شايد مكتب جديد بسازيد و اين قدر با دست خود به اسلام ضربه نزنيد.

اوايل اسفند 1385

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 13:0  توسط محمد هادی و محسن  |  2 نظر

به نام خدا

159

قضيه استقلال رو كه ديگه همه ما مي دونيم.

من نمي خوام بگم اين نمونه را به قياس از كل گرفتم و بگم هان بابا دولت هم مثل همين  آقايون كه خودشون همه كاره دولت هستند البته عمل مي كنه و عاقبتش همينه و....چهار روز ديگه مثلا قضيه اتمي مثل اين ميشه و م.احمدي نژاد الآن داره مثا آقاي قلعه نوئي مي گه هيچ طوري نشده فوقش يه چيزي جريمه مثلا ده سال عقب افتادگي مي ديم        نه نيم خوام  ازين قبيل مسائل گپ بزنم چرا كه اگه روز روشنه كه ديگه برهان نمي خواد و جر بحثش ديگه چيه بعدش آقايان نشان داده اند كه داناي كل و نخبه و تيم كارشناسي هستند نيازي به نقد كمك جهال ندارند و تازه هر كه هم از روي حسن نيت حرفي بزنه فريفته دشمنان و كم خرد و عامل نفوذي و ....هست ما هم لا اقلش هيچ كدوم از اينا نمي خواهيم باشيم خوب پس زيپ و كشيديم اما ميگن رو سياهي به زغال مي مونه........

من مي خوام از اون ورقضيه بگم.خوب تو ورزش ما مشكلي بوجود آمدكه زحمات سه ساله باشگاه استقلال را حدر داد ، وقتي ديشب برنامه نود را ديدم  گفتم  طبق سيستم مملكت ما صد در صد تقصير بر گردن خانم حسيني منشي باشگاه هست ولي وقتي ديدم آقاي فردوسي پور با فراغ بال متهمين رو كم كساني نبودند كوچيكشون مربي تيم ملي و بزرگاشون معاون رئيس جمهور و نماينده گان مجلسي مثل اميد وار رضايي و..... بودند را احضار كنه و هركي هم نياد حكمش رو براش بفرسته و جلوي مردم شرمندش كنه دلم اساسي سوخت اينجا كه مسئله دوتا بازي و يه كاپ هست اين جوري ولي جاهايي كه جون آدمها و عمر آدماست اصلا هيچ .

چه زندانيايي كه حقشون خورده يه مبارزيني و لو معاند كه جونشون گرفته شده و اجازه نداشتند از خودشون دفاع صحيح يا در منظر عموم بكنند كه بابا لااقل  مردم بفهمند جرمشون چيه ، خودشون هم نگويند اگه عادلانه هست چرا مخفيانه.......

مگه امام تو حومه پاريس به جواب خبر نگاري نگفت ما با كمونيسيت ها زندگي مي كنيم پس چگون است كه شما با برادران مسلمان و هم خونتان اين گونه برخورد مي كنيد مگر شما نمي گوييد حرف اما برايتان حجت است پس چرا وقتي ر.صفوي فرماننده سپاه مي گويد ما ضد انقلاب را سركوب مي كنيم هنوز در مسند رياست با اين حرفش مي ماند. مگر اينجا قبيله ي سرخپوستي يا غار عصر حجر است مگر اينجا امامش و مقتدايش علي نيست پس چگونه مقتداي او هستيد.

خجالت بكشيد از علي كه براي همين قبيل مسائل بود كه هستي لولاكي خودش را تقديم كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:14  توسط علی معصومی  | 

به نام خدا

۱۵۹

خاطرات جواد علی زاده از بند 209 زندان اوین
امواج حوادث ایران
این نسل را به کجا خواهد برد؟
بخش آخر

 
 
 
 

وضعیت انفرادی من در سلول 102 یک ماه طول کشید. در این مدت، تمام زندگی من در سلول تقریباً در خوردن، خوابیدن و فکر کردن خلاصه شده بود. در این اعمال، نظم و ترتیب خاصی دیده نمی شد و همه ساعات شبانه روز در نزد من از ارزش و اعتبار یکسانی برخوردار بود. در دو هفته اول که هوای داخل سلول خیلی سرد نبود، معمولاً دو تخته پتو روی شانه ام می انداختم و چند ساعت از شبانه روز را در عرض سلول قدم می زدم و به موضوعات مختلف فکر می کردم. در هفته های سوم و چهارم، به دلیل سرما، فقط برای گرفتن غذا و رفتن به توالت از زیر پتو بیرون می آمدم.

قبلاً سرمایی با آن شدت را تجربه نکرده بودم. وقتی که برای چندمین بار به زندانبان به خاطر سرمای غیر قابل تحمل سلول اعتراض کردم او گفت": به خاطر بارش سنگین برف، سراسر کشور یخبندان شده. امروز، اعلام کردن که هوای تهران، چند درجه زیر صفره. تازه، اینجا که زیر کوهه، سرما از بقیه جاها بیشتره." پاسخ زندانبان مرا قانع نکرد و به مشاجره با او پرداختم:

-         چرا شوفاژ رو خاموش کردین؟

-         ما اونو خاموش نکردیم. شوفاژ قدیمیه. در هوای سرد کار نمی کنه

-          اینها ربطی به ما نداره. ما داریم اینجا یخ می زنیم. لا اقل پتوی اضافه به ما بدین

-          چند تا پتو داری؟

-          سه تا

-         یه پتوی دیگه بهت میدم

-         یه دونه کفایت نمی کنه. به بقیه هم باید بدین

-         خیلی هاشون گرفتن

-         به هر کدوم باید حد اقل دو تا بدین

-         کم داریم. حالا یه دونه بهت میدم

 

پتوی اضافه را به اندازه عرض شانه ام، چند لا تا زدم و آن را روی پتویی که به همان ترتیب تا زده بودم پهن کردم. حالا، دو تخته پتو زیرم بود و دو تخته دیگر را روی خودم کشیده بودم. اما، چند شبی می شد که چیزی برای گذاشتن در زیر سرم نداشتم. آن شب، با وجود یک تخته پتوی اضافی، در اثر شدت سرما و درد مهره های گردنم(به علت عدم استفاده از بالش) نتوانستم بخوابم.

در روزهای آخری که در انفرادی بودم یک دست لباس گرم به ما دادند که آن را زیر لباس زندان پوشیدم. یک هفته بعد، با کاهش مداوم دما، بلوز و جوراب مان را که در روز اول از ما گرفته بودند به ما برگرداندند و یک تخته پتوی دیگر نیز به ما دادند. با وجود این، هوای داخل سلول به قدری سرد شده بود که تمام ساعات شبانه روز را در زیر پتو بودیم و با سرما دست و پنجه نرم می کردیم. این وضعیت، تا اواسط بهمن ادامه داشت. در نیمه دوم بهمن، اندکی از شدت سرما کاسته شد و  روزها می توانستیم در داخل سلول قدم بزنیم. یک بار که با بهیار بازداشتگاه در مورد سرمای سلول صحبت کردم، با لحن دوستانه ای از من خواست تا از این تصمیم منصرف بشوم. او عقیده داشت که سلول من یکی از گرمترین سلول ها است.  بعدها که مرا به سلول دیگری بردند از فردی که مدتی را در سلولی در طبقه پایین گذرانده بود شنیدم که سرمای سلول من در مقایسه با سلول های طبقه پایین، هوای بهاری محسوب می شد.

سرمای شدید، آب غیر بهداشتی و عدم تحرک، باعث شده بود زخم معده ام عود بکند. از هفته دوم، بهیار، روزی یک عدد قرص رانیتیدین به من میداد که از هفته چهارم به روزی دو عدد رسید. بهیارها، برخلاف اغلب زندانبانان، مودب و مهربان بودند.

در یکی از روزهای پایانی هفته دوم که به دور از چشم زندانبانان، از لای سوراخ های ریز صفحه فلزی سلول جلویی با علی سالم صحبت می کردم به من گفت که از زندانبان بخواهم تا کتابی در اختیارم قرار بدهد. وقتی این خواسته را با زندانبان مطرح کردم، او این کار را به اجازه بازجو موکول کرد. شب بعد، طبق توصیه علی سالم، دوباره تقاضایم را مطرح کردم. زندانبان جدید، بدون چانه زنی پذیرفت و دو جلد کتاب،  قران با ترجمه فارسی و انگلیسی و نهج البلا غه، برایم آورد. هنگام خواب، نهج البلاغه را زیر سرم می گذاشتم. به مرور، درد مهره های گردنم بر طرف شد.

بخش مردان بازداشتگاه 209، هیجده زندانبان داشت که اغلب آنها مسن یا میانسال بودند. آنها در گروه های 6 نفره و به صورت چرخشی، در شیفت های 12 یا 24 ساعته کار می کردند و یکدیگر را با شماره صدا می زدند. چند نفرشان در سنین پایین تر از 30 سال بودند که بعضی از آنها رفتار بهتری داشتند و یا دست کم، جواب سلام زندانیان را با ملایمت می دادند. من، معمولاً، خواسته هایم را با دو نفر از آنها در میان می گذاشتم. از هفته چهارم، این دو نفر، مرا با خود به کتابخانه می بردند تا کتاب های دلخواهم را بردارم. در آن هفته، چند کتاب تاریخی و داستان برداشتم و با ولع زیاد آنها را خواندم. در آخرین روزی که در سلول انفرادی بودم، نوولی از خانم سیمین بهبهانی با عنوان"صورتخانه" را خواندم که از لحاظ تکنیکی و شخصیت پردازی، فوق العاده بود. این داستان، یکی از بیست داستان کوتاه از بیست نویسنده زن ایرانی بود که در یک مجلد گردآوری شده بود.

نوشتن یادداشت بر روی صفحات کتاب ممنوع بود و معمولاً زندانبانان هنگام تعویض کتاب، آن را کنترل می کردند. با وجود این، اغلب بچه هایی که قلم در اختیار داشتند اقدام به نوشتن شعار و مشخصات و شماره سلول خود در حواشی صفحات میانی کتاب می کردند. من و سهراب کریمی از این طریق از شماره سلول یکدیگر آگاه شده بودیم.

 در روز های اول، خواندن دیوار نوشته ها سرگرمی کوچک من بود. از میان آنها فقط نوشته کیوان امیری الیاسی که تا دو روز قبل از ورود من در آن سلول بود، مشخصات نویسنده اش را با خود داشت. او بر روی سطح صاف بالای صفحه فلزی مشبک با خطی خوانا نوشته بود:

" کیوان امیری الیاسی هستم، دانشجوی سوسیالیست دانشگاه صنعتی شریف. در تاریخ11/9/1386 در خیابان بهار دستگیر شدم. مرا خیلی تحت فشار گذاشته اند. نامزدم را برای اعمال فشار بیشتر بر من،  دستگیر کرده اند. نامزدم دو ترم تعلیقی دارد. تا آنجا که بتوانم مقاومت می کنم."

کیوان بر روی یکی از درب ها نیز در مورد زندان و جایگاه آن در نظام ها ی سرمایه داری چنین نوشته بود ": نظام سرمایه داری، انسان را از خود و از سایر انسان ها بیگانه می کند. سرمایه داری را باید در زندان هایش شناخت. سرمایه داری اصلاح نا پذیر است."

 

از اواسط هفته دوم که بازجو قلم و کاغذ در اختیارم قرار داد تا در سلول به سوالاتی در مورد شخصیت ها و احزاب کردی پاسخ بدهم، شروع به نوشتن بر روی درب و صفحه فلزی مشبک کردم. ابتدا، مشخصات خودم و دوستان کردم و زمان و نحوه دستگیری مان را بر روی سطح صاف بالای صفحه فلزی، درکنار نوشته های کیوان، یادداشت کردم. در روز های بعد، دفعات و زمان بازجوئی هایی را که از من صورت گرفت به نوشته هایم اضافه کردم. از همان روز اول که نوشته های کیوان را خواندم، حس عجیبی به من دست داد. خواندن چند باره آن در روز های بعد، مرا به چند دهه قبل برد و بارها، تاریخ چپ را در ذهنم مرور کردم. با خودم فکر می کردم که آیا ممکن است تاریخ، تکرار شود و چپ، دوباره، به جذاب ترین و فراگیر ترین گفتمان در میان دانشجویان تبدیل شود؟ آیا خیل عظیم دانشجویان چپ در سلول های بند 209، حقیقتاً از تلاش چپ برای حضوری دوباره و قدرتمند حکایت می کند؟ آیا آنان، پیش قراولان ارتش سرخی هستند که به پشت دروازه های شهر رسیده است؟

کیوان، زندان را جزء ذاتی نظام سرمایه داری معرفی کرده بود ولی در مورد پدیده زندان در نظام های سوسیالیستی نظری نداشت. در دیدگاه مبتنی بر حقوق بشر، پدیده زندان، به عنوان یک نوع مجازات، مشمول قواعد و استاندارد های بسیاری است که رعایت آن  برای همه دولت ها الزامی است. هر بار که نوشته کیوان را می خواندم احساس می کردم که دیدگاه او در مورد پدیده زندان(بویژه به عنوان یک نوع مجازات برای مخالفان سیاسی و عقیدتی) تقلیل گرایانه است. از اینرو، مطلب زیر را(بر اساس آموزه های حقوق بشر، نه دیدگاه سیاسی و ایدئولوژیک) در کنار نوشته کیوان یادداشت کردم:

" کیوان جان! پر واضح است که در همه نظام ها با پدیده زندان مواجه هستیم.... حقوق بشر، مجموعه ای از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را لازمه شأن انسانی برای تمامی افراد بشر می داند و از حقوق فردی و جمعی شهروندان در مقابل دولت ها که ابزار اعمال زور و سرکوب را در اختیار دارند دفاع می کند. در دهه های اخیر، حقوق مدنی و سیاسی شهروندان( که اغلب جنبه فردی دارد)، بیشتر در نظام های سوسیالیستی، و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی( که اغلب جنبه جمعی دارد)، بیشتر در نظام های سرمایه داری، مورد تهدید قرار گرفته است. در دیدگاه مبتنی بر حقوق بشر، حقوق فردی و جمعی، از اعتبار و اهمیت یکسان برخوردار است و تنها با رعایت و تضمین توأمان و همزمان آنها است که شأن انسانی، پاس داشته می شود. شایسته است که با نقض حقوق بشر توسط دولت ها(از جمله با مجازات زندان برای مخالفان سیاسی) ، صرفنظر از تفاوت های ایدئولوژیک شان، مخالف باشیم."

بعد از اینکه یادداشت مذکور را نوشتم، به جداره صفحه فلزی تکیه زدم و در کار مبارزان چپگرای ایرانی در دهه های اخیر دقیق شدم. لحظاتی بعد، در اثر فلاش بک های غیر ارادی، صحنه هایی از سرگذشت تراژیک آرمانخواهان نسل گذشته در پیش چشمانم ظاهر شد:

صحنه نخست

مخالفان حکومت در سلول های زندان اوین، در جمع های چند نفره در حال گفتگو هستند. هر یک به توصیف جامعه آرمانی مورد نظر خود می پردازند. یکی از جامعه بی طبقه می گوید، دیگری از دموکراسی لیبرال می گوید، آن یکی به توصیف حکومت اسلامی می پردازد و.... . اکثریت زندانیان، همسلو لی های مذهبی و گفتمان آنها را جدی نمی گیرند. هیچ کس، فروپاشی نظام سلطنتی را، دست کم در آینده نزدیک، پیش بینی نمی کند. جایگزینی نظام سلطنتی با حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه، حتی در تصور خوشبین ترین طرفداران آیت الله خمینی هم نمی گنجد. قرار است چند نفر با پایان یافتن مدت محکومیت شان آزاد شوند. نشانی و شماره تماس، در فضایی آکنده از احساسات دوستانه، میان همسلولی ها رد و بدل می شود. زندانیان با چشمانی اشکبار، همسلولی هایشان را بدرقه می کنند.

صحنه دوم

با سرنگون شدن رژیم پهلوی، زندانیان سیاسی آزاد می شوند و مورد استقبال شدید مردم قرار می گیرند. روحانیون انقلابی، قدرت واقعی را در دست دارند و دولت میانه روی بازرگان، مطلوب آنها نیست. با استعفای بازرگان، خشونت ها و رادیکالیسم تشدید می شود. روحانیون حاکم، روز به روز، حلقه سیاست را تنگ تر می کنند و به هیچ حزب یا گروه سیاسی مجال عرض اندام نمی دهند. با تهاجم عراق به ایران، بر دامنه خشونت ها افزوده می شود. روحانیون، سایر گروه ها را غیرخودی می دانند و آخرین گام را برای حذف آنها بر می دارند. بسیاری از زندانیان سابق توسط همسلولی های سابق شان دستگیر شده و در سلول های سابقشان زندانی می شوند. دوباره بازجوئی، دوباره شکنجه، دوباره اعتراف، دوباره حبس و اعدام؛ ... تابستان داغ 67 و خلق خاوران؛ و.....

 

با یادآوری این صحنه ها بر ناکامی های نسل های پیاپی این سرزمین در رهایی از چنگال تیز استبداد حسرت می خوردم و از چاله به چاه افتادن های چندباره این مردمان دلم می گرفت. با خودم فکر می کردم که چگونه از دل دو انقلاب بزرگ ضد استبدادی(انقلاب مشروطیت و انقلاب آزادیخواهانه سال 1357) و یک نهضت بزرگ ضد استعماری(نهضت ملی شدن صنعت نفت)، سیستمی سربرآورده است که کمترین نسبت را با آرمان های تاریخی این مردمان در طول یک صد سال گذشته دارد؟  مگر خواسته اساسی ما در یک صد سال گذشته" آزادی" و "قانون مندی"( پایان دادن به خودسری های حاکمان) نبود؟ اگر آزادی ها و حقوق انسانی شهروندان پاس داشته نشود، چه تفاوتی می کند که نظام حاکم، شاهنشاهی باشد یا جمهوری اسلامی؟ اگر با وجود سرازیر شدن میلیارد ها دلار بادآورده به جیب دولت از محل فروش ثروت های عمومی(نفت وگاز و...) اکثریت مردم، همچنان در زیر شلاق کشنده فقر دست و پا بزنند، چه فرقی می کند که دولت وقت، پسوند اسلامی داشته باشد یا نه؟ اگر ماشین سرکوب، با تعویض مدل و تغییر شکل و پر قدرت تر از قبل، تن های آزادیخواهان را  له کند، چه تفاوتی می کند که گرداننده آن چه کسی و یا با چه بهانه ای به این کار مبادرت کند؟ اگر صدا های متفاوت از صدای گروه حاکم به بهانه در خطر افتادن امنیت و منافع ملی در نطفه خفه شود، چه تفاوتی می کند که  گروه حاکمی که منافع خود را عین منافع ملی و آسودگی خیال خود را عین امنیت ملی تلقی می کند معمم باشد یا مکلا؟ اگر همه رسانه های مکتوب، صوتی و تصویری در انحصار یا کنترل شدید دولت باشد چه تفاوتی می کند که آن دولت به بهانه صیانت از دین، مبادرت به این کار کرده باشد یا به بهانه جلوگیری از رخنه ارتجاع سرخ و سیاه؟ اگر احزاب و گروه های سیاسی، قلع و قمع شوند و نظام حاکم برای روتوش کردن ماهیت انحصارطلبانه خود، مبادرت به راه اندازی احزاب دولت ساخت بکند چه تفاوتی می کند که آن احزاب دولت ساخت از جنس حزب رستاخیز پهلوی باشند یا از جنس روحانیون مبارز یا روحانیت مبارز جمهوری اسلامی؟ اگر سینه بهترین فرزندان ایران در دانشگاه با دشنه جلادان شکافته شود، چه تفاوتی می کند که آن جنایت در 16 آذر 1332 در دانشکده فنی دانشگاه تهران رخ داده باشد یا در 18 تیر 1378 در کوی دانشگاه تهران؟ اگر به مطالبه حقوق جمعی اقلیت های ملی ایران، از جمله ملت کرد، با گلوله پاسخ داده شود چه فرقی می کند که قاضی محمد و یارانش در شهر های مختلف کردستان به دار آویخته شوند، یا دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی در شهر های اروپایی آماج تیرها قرار گیرند؟ و اگر.....

هر گاه به این سوالات و سیاست ها و عملکردهای یکسان رژیم پهلوی و دولت جمهوری اسلامی در سرکوب حقوق و آزادی های اساسی شهروندان فکر می کردم، بیشتر یقین حاصل می کردم که در غیاب دموکراسی و حقوق بشر، اوضاع، بسامان نخواهد شد و جامعه ایران، همچنان، آبستن حوادث ناگوار خواهد بود.

 

در روز بیست و هشتم، سلول فرشاد دوستی پور را عوض کردند. میلاد عمرانی و سعید آقام علی را هم به ترتیب در هفته های دوم و سوم برده بودند. بدین ترتیب، فقط من و صدرا پیر حیاتی در آن راهرو باقی مانده بودیم. در بعد از ظهر روز سی ام، زندانبان وارد سلولم شد و دستور داد فوراً وسایلم را جمع کنم. لحظاتی بعد، در حالی که چشم بند به چشم داشتم و چند تخته پتو و مسواک و خمیر دندان در دستم گرفته بودم پشت سر زندانبان راه افتادم. زندانبان، دم درب سلول 603 توقف کرد و دستور داد وارد آنجا بشوم. وقتی وارد سلول شدم، با دیدن فرشاد و یک نفر دیگر متعجب شدم. بعد از خوش و بش کوتاهی، فرشاد اصرار می کرد که هرچه زودتر باید راجع به بعضی موضوعات با هم صحبت بکنیم. فرشاد فکر می کرد که زندانبان ما را به اشتباه با هم در یک سلول قرار داده است و به محض اینکه متوجه اشتباهش بشود ما را از هم جدا خواهد کرد. نفر سوم، همانی بود که او را با ما از ساختمان وزارت اطلاعات به اوین آورده بودند. سعید کهنه پوشی که تازه از دانشگاه اصفهان در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت فارغ التحصیل شده بود، در روز دستگیری برای دیدن پسر عمویش به دانشگاه تهران آمده بود. ماموران وزارت اطلاعات بعد از گرفتن شناسنامه اش که از یکی از شهرهای استان کردستان صادر شده است، او را در خیابان 16 آذر دستگیر کرده بودند.

سلول جدید، خیلی کثیف و شیر آبش هم خراب بود. از زندانبان خواستیم ما را به سلول دیگر ببرد. او پذیرفت و ما را به سلول 34 منتقل کرد. سلول 34 را تازه رنگ آمیزی کرده بودند و نیمی از کف آن  کفپوش نداشت. لذا، زندانبان تکه ای از موکت سلول کناری را به ما داد. وقتی که من پتوهایم را به همان شیوه سابق در وسط سلول، و آن دو نفر هم پتوهایشان را در دو طرف من پهن کردند، کف سلول، کاملاً با پتو پوشیده شده بود. ورود ما به آن سلول، با موج تازه سرما همزمان شد. ما به مدت سه هفته، تمام ساعات شبانه روز را در زیر پتو بسر بردیم.

در اواسط هفته ششم، با آزاد شدن کهنه پوشی(با تودیع وثیقه 50 میلیون تومانی)، میلاد عمرانی را به سلول ما آوردند. از سه هفته قبل که میلاد را از سلول 101 برده بودند، او در سلولی انفرادی در طبقه پایین بود. میلاد را همراه با سعید آقام علی، در حالی دستگیر کرده بودند که همراه با دکتر زرافشان عازم منزل ایشان بودند. ماموران پس از اینکه اتومبیل دکتر زرافشان را در حوالی میدان گلها متوقف کرده بودند، تلفنی به آنها دستور داده شده بود که دکتر را دستگیر نکنند. چند روز بعد، میلاد هم پس از تودیع وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد. میلاد، همشهری صادق چوبک، منوچهر آتشی، نجف دریابندری و منیرو روانی پور بود. بوشهر کوچک، نویسندگان بزرگی دارد.

با رفتن میلاد، مرتضی خدمت لو را به سلول ما آوردند. مرتضی را، ده روز قبل، همراه با چند تن از دانشجویان چپ در آپارتمانی در حوالی خیابان آزادی دستگیر کرده بودند. او، ده روز نخست را در سلول انفرادی گذرانده بود. مرتضی، اهل هیدج(از شهرهای استان زنجان) و دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر در دانشگاه هنر بود. یک هفته بعد از آمدن مرتضی، فرشاد دوستی پور با وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شد. سه هفته آخر را با مرتضی در همان سلول بودم. البته چند روزی هم، فردی مسن با گرایشات سلطنت طلبانه را به سلول ما آوردند. همسلولی سلطنت طلب ما که متولد کرمان بود، نظر خوبی در مورد اقوام و ملیت های ایرانی نداشت. او دائماً، با حسرت، از عظمت گذشته ایران یاد می کرد و احساسات ضد عربی او آزار دهنده بود. در آن روز ها، وقت مان را با مطالعه، بحث کردن در مورد موضوعات مختلف و بازی با منچی که درست کرده بودیم سپری می کردیم.

بجز دانشجویان کردی که با هم دستگیر شده بودیم چند کرد دیگر هم، در بند 209 بودند. سامان غاص، اهل سلیمانیه عراق به اتهام جاسوسی؛ و بختیار رحیمی و کریم کانیسانانی، اهل مریوان به اتهام عضویت در احزاب کردی، 6 ماه بود که در انفرادی بودند. من بصورت اتفاقی از وضعیت آنها اطلاع پیدا کردم. کریم را در هفته ششم به سلول 301 که در کنار توالت قرار داشت، آوردند. یک بار که از توالت بر می گشتم او را از زیر چشم بند دیدم که دم در سلولش با زندانبان در مورد وخامت حالش صحبت می کرد. از لهجه اش فهمیدم که کرد است. از آن روز، من و فرشاد دوستی پور با بکاربردن اصطلاحات کردی در هنگام صحبت با زندانبانان قصد داشتیم به او بفهمانیم که او تنها کرد آن راهرو نیست. چند روز بعد، یادداشتی از کریم در توالت پیدا کردم که خطاب به ما نوشته بود:

"کریم کانیسانانی، اهل مریوان هستم. 6 ماه است که در انفرادی هستم. مرا شکنجه می کنند. خیلی مریضم و درد می کشم. بازجوئی ام ادامه دارد. با شماره های ... با خانواده ام تماس بگیرید و بگویید که هفته آینده در روز .... دوباره دادگاه دارم. به آنها بگوییدکه بیایند آنجا....."

در پشت همان تکه مقوایی، چند جمله برای کریم نوشتم و به او اطمینان دادم که در صورت امکان با خانواده اش تماس خواهیم گرفت. یک ساعت بعد به توالت رفتم و یادداشت را در همانجایی گذاشتم که قبلاً کریم گذاشته بود. هنگام بازگشت از توالت، از زندانبان با زبان کردی تشکر کردم و به کریم فهماندم که به توالت برود و یادداشت را بردارد. شماره های تماس بستگان کریم را به خاطر سپردیم و از بچه هایی که در روزهای بعد آزاد شدند خواستیم که به خانواده کریم اطلاع بدهند. چند روز بعد، هنگام برگشتن از دستشویی متوجه شدم که زندانبان در راهرو نیست لذا، سرم را بالا گرفتم و از زیر چشم بند کریم را دیدم که در انتهای راهرو نشسته و به دیوار تکیه داده است. او 40 ساله به نظر می رسید و در حالی که چشم بند داشت سرش را کاملاً به سمت پایین خم کرده بود. از ظاهرش میشد فهمید که درد می کشد. احتمالاً، زندانبان او را برای بردن به بهداری از سلول خارج کرده بود. در همان روز، سلول کریم را عوض کردند.

سامان غاص را سه روز قبل از آنکه آزاد بشوم به سلول 305 آوردند. هنگامی که او را آوردند من و مرتضی خدمت لو مشغول خوردن شام بودیم. بعد از آنکه او را وارد سلول کردند و درب سلول را بستند، تا 15 دقیقه بعد صدایش را می شنیدیم که داشت با زندانبانان حرف می زد. او فارسی را خوب صحبت نمی کرد و لهجه کردی اش مشخص بود. بعد از رفتن زندانبانان، شروع به خواندن مطلع سرود ملی کردستان (ای رقیب)کردم:

         ئه ی ره قیب هه ر ماوه قه ومی کورد زه مان                نایشکینی دانه ی تو پی زه مان

                              که س نه لی کورد مردووه، که س نه لی کورد مردووه

                               کورد زیند ووه،  زیندووه قه د  نا نه وی  ئا لا که مان

( ای دشمن! هنوز زنده است ملت کرد زبان                            بلاهای روزگار او را از پای درنخواهد آورد

کس نگوید کرد مرده است،  کرد زنده است                            زنده است و هرگز  نخواهد افتاد  بیرق ما

ای رقیب، توسط شاعر کرد، یونس ملا رئوف، متخلص به دلدار(1947- 1918) در زندان حکومت وقت عراق در سال 1938 سروده شده است. این سرود به گویش سورانی سروده شده و برای اولین بار در جمهوری مهاباد مورد استفاده قرار گرفت. در حال حاضر، سرود ای رقیب، توسط حکومت اقلیم کردستان عراق مورد استفاده قرار می گیرد)

 سامان با شنیدن صدای من، شروع به خواندن سرود ای رقیب کرد. سپس فریاد زد: بژی گه لی کورد، بژی کوردستان، بژی مام جه لال(زنده باد ملت کرد، زنده باد کردستان، زنده باد عمو جلال(جلال طالبانی)). چند لحظه بعد، از پنجره، آهسته با او صحبت کردم. سامان گفت": مرا 6 ماه قبل، در حالی که در کنار دریاچه زریبار(در مریوان) مشغول فروختن لباس بودم دستگیر کردند. اتهامم جاسوسی است. بازجوها شکنجه ام می کنند و در سلول انفرادی نگه ام می دارند. به من حوله و پتو نمی دهند و بخاطر اینکه خارجی و اهل سنت هستم بیشتر از بقیه زندانیان اذیتم می کنند. من خیلی مریضم." سامان را در شب آزادی ام از آن سلول بردند.

چند نفر دیگر هم در بند 209 بودند که زندانبانان آنها را "القاعده ای" معرفی می کردند. یکی از آنها در روزهایی که در سلول انفرادی بودم در راهروی پشت من(شمالی ترین راهرو) بود و روزی پنج بار اذان می گفت. در هفته هفتم، هنگامی که مرا از دادگاه انقلاب به زندان برمی گرداندند یکی از ماموران از همکارش در مورد القاعده ای ها پرسید و او جواب داد": چارتاشونو بردیم کرج. چارتای دیگه رو فردا می بریم." آن روز، من، فرشاد و یکی از بچه های چپ را برای تفهیم اتهام و تبدیل قراربازداشت موقت به قرار وثیقه، نزد قاضی موسوی به دادگاه انقلاب برده بودند. ما به همراه ماموران در راهروی یکی از طبقات بالای دادگاه بر روی صندلی نشستیم و منتظر ماندیم تا قاضی اذن ورود بدهد.

در راهرویی که نشسته بودیم خانم چادری مسنی هم آنجا بود که بسیار پریشان و ناامید به نظر می رسید. او بدون وقفه در طول راهرو راه می رفت و با صدای بلند دعا می کرد و ورد می خواند. خانم مسن بعد از مدتی به سمت ما آمد و به هر کدام از ما کاغذی داد که روی آن دعای خلاصی از زندان نوشته شده بود. وقتی به دور از چشم ماموران از علت بی تابی اش پرسیدم آهسته چند جمله ای گفت و از من فاصله گرفت. او گفت": برادرم دانشمند هسته ای است. ماه ها است که به اتهام جاسوسی در زندان است. او چند سال سابقه جبهه دارد. قرار است امروز وثیقه را بپذیرند و او از زندان آزاد شود. فکر نمی کردم هیچوقت بتوانم او را زنده ببینم. من فقط همین یک برادر را دارم." دقایقی بعد، وقتی که رئیس دفتر قاضی، خبر موافقت قاضی با وثیقه و آزادی برادرش را به اطلاعش رساند او از فرط خوشحالی چنان شیونی کرد که صدایش در تمام آن طبقه پیچید.

بالاخره بعد از گذشت حدود دو ساعت، ما را یکی یکی به اتاق قاضی بردند. من، نفر آخر بودم. وقتی وارد اتاق شدم، قاضی و چند نفر دیگر در اتاق بودند و مورد کرامات و کارهای خارق العاده یکی از شخصیت های مذهبی صحبت می کردند. قاضی به من اشاره کرد روی صندلی که در طرف مقابل میزش قرار داشت بنشینم. او نگاهی به پرونده ام انداخت و از داخل آن برگه ای را برداشت و آن را جلوی من گذاشت. قاضی از من خواست تا به اتهامات "اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی و تبلیغ علیه نظام" که در آن برگه درج شده بود پاسخ بدهم. من دفاعم همانی بود که در بازجوئی ها گفته بودم. بعد از اینکه دفاعیه ام را تحویل قاضی دادم نگاهی سطحی به آن انداخت و به من سفارش کرد که با خانواده ام برای تودیع وثیقه به مبلغ 80 میلیون تومان تماس بگیرم. در پاسخ به او گفتم ": من فعالیت حقوق بشری خودم را مقوم امنیت ملی می دانم. کسانی باید محاکمه و مجازات بشوندکه حقوق بشر از جمله حقوق اقوام و ملیت های ایرانی را نقض می کنند و باعث نارضایتی آنها می شوند. من، لایق پاداشم نه مستحق مجازات. من و سایر بچه ها باید بدون قید و شرط آزاد بشویم. حاضر نیستم حتی یک ریال به عنوان وثیقه بپردازم."

 

از ابتدای بازداشت، بر این باور بودم که من و دوستانم هیچ جرمی مرتکب نشده ایم، مگر آنکه تبلیغ و دفاع از دموکراسی و حقوق بشر، در قوانین جمهوری اسلامی، عمل مجرمانه شناخته شده باشد که دراین صورت، ما و سایر شهروندان در مقابل آن وظیفه ای نداریم. شهروندان، بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، صرفاً در مقابل جامعه ای وظیفه دارند که در قوانین آن، حقوق بشر، مورد احترام قرار گرفته و تضمین شده باشد، چرا که تحقق این حقوق، مقدمه ضروری رهایی و شکوفایی نوع بشر است.

ماده 29 اعلامیه جهانی حقوق بشر:

1-    هر کس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد شخصیت او را میسر سازد.

2-  هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود، فقط تابع محدودیت هایی است به وسیله قانون، منحصراً به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع شده باشد.

3-    این حقوق و آزادی ها، در هیچ موردی نمی تواند برخلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا شود.

 

ماده 30 اعلامیه جهانی حقوق بشر(ماده آخر) به صراحت تفسیر خارج از متن را ممنوع و راه سوء استفاده از مفاد آن بویژه از سوی دولت ها را مسدود کرده است:

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را از بین ببرد و یا در آن راه فعالیتی بنماید. 

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر، سند مادر و الحام بخش سایر اسناد حقوق بشر از جمله میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی،اجماعی و فرهنگی است. کشور ما، هم، جزو نخستین امضاء کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر، و هم، از اعضای میثاقین مذکور است. میثاقین به تصویب قوه مقننه ایران رسیده و بر اساس ماده 9 قانون مدنی در حکم قانون و لازم الاجرا است.

 

بعد از برگشتن از دادگاه، از آنجا که قصد نداشتم با تودیع وثیقه آزاد بشوم، نامه ای به بازجو نوشتم و از وی خواستم با تحویل کتاب به من موافقت کنند. در نظر داشتم، در صورت موافقت بازجو، از خانواده ام بخواهم برایم کتاب بیاورند. وقتی با گذشت سه هفته، پاسخی دریافت نکردم تصمیم گرفتم در اعتراض به شرایط غیر انسانی بازداشتگاه، از اول بهمن، دست به اعتصاب غذا بزنم. از اینرو، ده روز قبل از آزاد شدن با منزل تماس گرفتم و از خانواده ام خواستم تا از تودیع وثیقه جداً خودداری بکنند. قبل از آن هم، فقط یک بار، در چهاردهمین روز دستگیری، با منزل تماس گرفته و بعد از آن از تماس با خانواده خودداری کرده بودم.

صبح روز یکشنبه، بیست و هشتم دی، من و مرتضی خدمت لو مشغول بازی منچ بودیم که درب سلول باز شد و چند نفر وارد سلول شدند و دم درب ایستادند. یکی از آنها که احتمالاً از مسئولان زندان اوین بود دستور داد تا رو به دیوار و پشت به آنها بایستیم. میهمانان ناخواسته از مسئول زندان در مورد وضعیت غذا و بهداشت سلول سوال کردند و او هم همه چیز را خوب معرفی کرد. آنها بدون اینکه حتی کلمه ای با ما صحبت کنند رفتند و ما بر نظارت مسخره مقامات جمهوری اسلامی بر بد نام ترین زندان ایران خندیدیم و دوباره مشغول بازی شدیم.

چند ساعت بعد، دوباره درب زندان باز شد. این بار، زندانبان بود که وارد سلول شد. او دستور داد فوراً وسایلم را بردارم و چشم بند بزنم. وقتی دلیل آن کار را پرسیدم، او پاسخی نداد و فقط تاکید کرد که سریعتر آماده رفتن بشوم. وقتی که زندانبان با اصرار من مواجه شد گفت که خانواده ام وثیقه را تودیع کرده اند و باید برای انجام مقدمات آزاد شدن با او بروم. به زندانبان گفتم که با این کار خانواده ام موافق نیستم و با شما نمی آیم. او با شنیدن این حرف عصبانی شد و گفت": برام دردسر درست نکن. وقتی دستور آزادی زندانی بیاد ما نمی تونیم اونو حتی یه دقیقه هم اینجا نگه داریم. حالا من مجبورم هر طور که شده تو رو با خودم ببرم." زندانبان با این توضیح، جلو آمد و دستور داد که هر چه زودتر وسایلم را بردارم و با او بروم. ناگزیر، با مرتضی خداحافظی کردم و به دنبال زندانبان راه افتادم.

به انتهای راهرو که رسیدیم زندانبان دستور داد که رو به دیوار، کنار فردی که به همان ترتیب ایستاده بود، بایستم. اندکی بعد، زندانبان دستور حرکت داد. او ما را به اتاقی برد و از ما خواست چشم بند ها را برداریم. وقتی چشم بندم را برداشتم، سعید آقام علی را دیدم که کنار من ایستاده بود. سعید، نخستین کسی بود که هفتاد روزقبل، در بازداشتگاه، دور از چشم زندانبانان، با او صحبت کرده بودم. بعد از خوش و بش با سعید، وسایل شخصی مان را تحویل گرفتیم و پس از انجام مراحل کوتاه در اداره بازداشتگاه به سمت درب خروجی بازداشتگاه راه افتادیم. ما را از همان دربی خارج کردند که در روز نخست، از آنجا وارد بازداشتگاه کرده بودند. زندانبان ما را به ساختمانی برد که در محوطه بازداشتگاه، نزدیک درب خروجی آن قرار داشت. بعداز  انجام انگشت نگاری به سمت درب خروجی بازداشتگاه راه افتادیم. سیگاری آتش زدیم و از آن قفس کوچک به قفس خیلی بزرگ تر پا گذاشتیم.  وقتی از درب خارج شدیم، ساعت، یک بعد از ظهر بود.

منبع پیک نت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:13  توسط علی معصومی  | 

سیاسی و .....

به نام خدا

۱۵۹

نوروز: سيدمصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در هفته‌هاي گذشته مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز بوده اند كه كاربران سئوالاتي را از ايشان پرسيده اند.

آنچه در پي مي‌آيد پاسخ‌هاي ايشان است به كاربران نوروز كه به ترتيب منتشر خواهد شد.

6- مصطفي جماليان :
با سلام و عرض ادب ،خواهشمندم به صورت شفاف به اين سوال بنده پاسخ دهيد كه ايا حضرت عالي به تئوري ولايت فقيه اعتقاد داريد يا خير.ممنون مي شوم به صورت واضح به اين سوال پاسخ دهيد.

جواب سوال 6
با توجه به تفسيرهاي جدید و استبدادي كه از ولايت فقيه می شود و نيز با در نظر گرفتن عملكرد غيرقانوني مديريت بسياري از نهادهاي انتصابي كه حقوق قانوني شهروندان را نقض مي كنند ، ابتدا بايد تكليف خود را با آنچه اقتدارگراها، البته پس از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دربارة جايگاه واختیارات ولايت فقيه تئوريزه و تبليغ كرده اند، روشن كنيم تا امكان بحث آزاد و منطقی درباره نظريه ولايت فقيه مخالف خودکامگی و مدافع حقوق مردم فراهم شود. 1
1. تفسير اقتدارگراها از ولايت فقيه
1. 1. پس از درگذشت رهبر فقید انقلاب اقتدار گراها ولایت مطلقه فقیه را این گونه تفسیر كرده اند که : « يك فقیه از سوي امام غايب برگزیده و توسط خبرگان رهبری كشف مي‌شود. او فراتر از قانون ودارای اختيارات مطلق است و در برابر هیچ کس جز خداوند پاسخگو نيست. سخن او حكم قانون را دارد . ولايت فقيه "استبداد استدلالي" است و اركان حكومت بازوان ولي فقيه اند و نه تنها قوای انتصابی ، بلکه نهادهای انتخاباتی و حتي احزاب و مطبوعات نيز باید گوش به فرمان و در برابر او پاسخگو باشند. «مطالبات رهبر» مقدم بر «مطالبات مردم» است . اعتقاد قلبي و التزام عملي به ولي فقيه (به تعبیر آنان ذوب شدن در شخص رهبر) لازمه بهره‌مندي از حقوق سياسي (حضور درارکان قدرت حتی در نهادهای انتخاباتی) و حتي حقوق مدنی (انتشار روزنامه، تشکیل حزب و...) است . ولی فقیه نه تنها مشروعيت حكومت خود را از مردم نمي‌گيرد ( منصوب امام عصر است)، بلکه مشروعيت بخش نهادها ، سیاست ها و اشخاص است . او در تمام زمینه ها حق دخالت دارد . قدرت به طور مطلق بايد در انحصار رهبر و اطاعت شهروندان بايد مطلق و بی چون و چرا باشد. انتقاد به رهبردشمنی با پیغمبر، ساختارشكني، براندازي و همسويي با بيگانگان است و منتقدان نه فقط بايد از همه حقوق قانوني و خداداد خود محروم شوند، بلكه زنده ماندنشان نشانه رأفت نظام ولايي است. اين ولايت ، مرزسرزميني نمي شناسد و شيعيان و حتي مسلمانان جهان را شامل مي شود».
1. 2. با اينكه مقام رهبري بارها بر معيار بودن قانون اساسي در اداره كشور تاكيد و دردیدار با دانشجویان بسیجی در سال جاري انتقاد از رهبري را بي اشكال خواند اما اقتدارگرايان كاتوليك تر
از پاپ این نگاه و سخن را بر نمي تابند . به همین دلیل باید در صداقتشان حتی هنگامی که از ذوب گرایی سخن می گویند تردید کرد. اگر آنان طرفداران دو آتشه ولایت فقیه هستند، بايد در زمان امام از این اندیشه دفاع می کردند. حال آنكه همين به اصطلاح ذوب شدگان كنوني نظريات بنيانگذار جمهوري اسلامي را به "مولوي – ارشادي" تقسيم مي كردند و تا بتوانند برخلاف آن نظریات گام بر دارند. با این وجود حضور در ارکان حکومت را حق خود می دانستند ولي اكنون نه فقط اين حق را براي اصلاح طلبان قائل نيستند بلكه زنده ماندن منتقدان برخي نظريات يا تصميم هاي مقام رهبري را نشانه رافت نظام مي خوانند.
1. 3. به نظر من اقتدارگراها طرفدار ذوب در ولايت نيستند، بلكه با "حاکمیت قانون" مخالف اند. به همین دلیل به ولایت فقیه جایگاهی فرا قانوني می بخشند تا "قانون شکنی" و "خودسری" خود را در اركان حكومت و نيز در جامعه توجیه کنند. آنان مي‌كوشند ولايت فقيه را از آنچه «زندان قانون اساسي» مي خوانند آزاد و مفهومي خودخواسته و فراتر از قانون اساسي به آن ببخشند تا به اين ترتيب خود را از شر « حكومت قانون» رها و خودسري به ظاهر خیر خواهانه خود را توجيه كنند. آنان در حقيقت در جهت حفظ منافع "طبقه جديد" در حال شكل گيري و مسلط شدن بر شئون جامعه مي كوشند.
1. 4. از ديد اقتدارگراها و هم از نگاه بسياري از منكرين نظريه ولايت فقيه كه در برداشت و فهم اين اصل با اقتدارگرايان اشتراك نظر دارند، ولايت فقيه مين‌گذاري براي انهدام قانون اساسي و بویژه اصولي از آن است كه حافظ حرمت، کرامت و حقوق شهروندان از یک سو و جمهوريت و محدود بودن حكومت ، تفکیک قوا و پاسخ گویی همه ارکان حکومت به ملت، از سوی دیگر است. هم اقتدارگراها و هم اپوزيسيون برانداز، ولايت فقيه را "قيموميت بر مردمي صغير" مي دانند كه قيم، مصلحت صغار را بهتر از خود آنان تشخيص مي دهد و مردم صغير موظف به تبعيت بي چون و چرا از ولي فقيه هستند. اين ديدگاه ، شعار "خدا- شاه – ميهن" را به "خدا – ولي فقيه – ميهن" تبديل كرده و سخن شاه را تكرار مي كند كه آزادي شايسته مردمي بالغ و آگاه همچون ملت سوئيس است، نه مردم صغير ايران. اقتدارگراها نظارت بر ولي فقيه را نيز صرفا بر عهده روحانيون مي دانند و نمايندگان ساير قشرها و از جمله زنان را عملا از نظارت بر عملكرد رهبري محروم كرده اند. آنان توجه ندارند كه تلاش براي مستدل كردن استبداد ، حتي به نام دين ، اولا عملكرد رژيم شاه را توجيه مي كند. ثانيا زمينه روي كار آمدن رژيم استبدادي را ، البته به نام سكولاريزم تسهيل مي كند.
2. نقد تفسير استبدادي از ولايت فقيه
2. 1. تفسير اقتداگراها از ولايت فقيه و در حقيقت توجیه استبداد دینی در قالب دفاع از نظريه فوق با آنچه امام خميني (ره) به مردم وعده داد و در قانون اساسي آمد و مدعيان كنوني نیزخود در زمان حيات بنيانگذار جمهوري اسلامي از آن دفاع مي كردند، «زمين» تا «آسمان» متفاوت است، چرا كه مديريت و رهبری کشور را که بر سرنوشت تک تک ایرانیان و حتی بر استقلال و یکپارچگی سرزمین ایران تأثیر تعيين كننده دارد ، مطلق، مقدس و انتقاد ناپذیر مي‌كند.
2. 2. عقل سليم نمي‌پذيرد يك نفر با اختيارات مطلق در راس حكومتي قرار گيرد كه حق دخالت در همه زمینه ها را دارد و حتي دايره نفوذش فراتر از مرزهاي ملي لست. با وجود اين حتي در برابر تصميمات اشتباه خود نبايد پاسخگو باشد .اگر تفسيرجديد اقتدارگراها از ولايت فقيه را صحيح بخوانيم ، تدوين قانون اساسي و برگزاري همه پرسی درباره آن بيهوده بود . در دموكراتيك ترين شكل كافي بود پس از پيروزي انقلاب در يك همه پرسي از آحاد راي دهنده گان بپرسند، "آيا حاضراست همه حقوق و اختيارات خود و كشور را به يك فقیه واگذار كند و همه در برابر او مسئول باشند و او در برابر خداوند پاسخگو؟" اگر پاسخ مثبت بود «ولايت مطلقه انتصابي فقيه» به تفسير جديد اقتدارگراها حاكم و «فقيه» برگزيده امام معصوم در راس حکومت مستقر مي شد و با داشتن مشروعيت الهی و حق قيموميت، بی نياز از رای و تمايل و نظر مردم، هر گونه مصلحت می دانست، كشور را اداره و تصميمات خود را ولو با کاربرد قهر اجرا مي كرد.
2. 3. چنانچه منظور از ولايت مطلقه فقيه را انحصار مطلق قدرت به فقيه و در واقع انحصار سياست ورزي به روحانيت و اجرای احکام شرع را به ویژه با برداشت های اقتدارگرایانه اجباری بدانيم و در نتیجهُ اعمال انسداد و نقض حقوق مدني، سياسي و فرهنگي شهروندان توسط حكومت را موجه بدانيم ، نه تنها در عصر جديد مقبولیت نخواهد یافت، بلکه به روحانيت و حتی به اعتقادات ديني مردم لطمه خواهد زد.
3. رهبر فقيد انقلاب و ولايت فقيه
3. 1. براي فهم ديدگاه امام درباره حكومت لازم است دقت كنيم كه نخستین رفراندوم نظام برخاسته از انقلاب ، نه سوال پیشگفته درباره به رای گذاشتن ذوب گرایی ، بلکه مربوط به همه پرسي درباره نظام جمهوري اسلامي ايران مبتني بر اصل محدوديت حكومت، پاسخگويي اركان قدرت، تفكيك قوا، انتخابات آزاد، آزادي احزاب و مطبوعات و... بود. اين در حالي است که در شرایط انقلابی آنروز امام خمینی براحتی می توانست ذوب گرایی ولایی را به صورت رسمي و قانوني تحقق بخشد و خود را از رفراندوم جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان و همه پرسي قانون اساسي معاف كند و درگير انتخابات رياست جمهوري و مجلس شورا نشود. امّا نه تنها چنین نکرد بلکه بر اساس تجربه تاریخی خود از نهضت مشروطه وحوادث پس از آن، بویژه تحت تاثیر شخصيت پارلمانتانتر سید حسن مدرس و نیز با توجه به درکی که از رمز ثبات سياسي نظام های دموکراتیک جوامع غربی و نقش انتخابات آزاد داشت ، کوشید تا پایه های نظام برآمده از مردمي ترين انقلاب قرن را بر حاکمیت قانون و رای ملت استوار کند.
3. 2. همچنین تصادفی نیست که امام خميني در دشوارترین سال جنگ و در آستانه انتخابات مجلس سوم، که شرایط برای "یکدست " و یک "صدا" شدن کامل جمهوری اسلامی مهیا بود ، به دو صدایی کردن روحانیت پرداخت و تکثر در درون حکومت را به فال نيك گرفت. بر اين اساس بايد گفت رفراندوم جمهوری اسلامی ، انتخابات مجلس خبرگان، همه پرسي قانون اساسی ، انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورا و خبرگان رهبري و نیز واپسین اقدام رهبر فقید انقلاب در دو صدایی كردن روحانیت مبارز از يك سو و پاسخ روشن امام به نامه نمايندگان خط امامي مجلس سوم كه نگراني خود را درباره نقض برخي اصول قانون اساسي به ايشان اعلام كرده بودند مبني بر اين كه "همه بايد به قانون برگرديم و موارد نقض قانون به علت شرايط جنگي پيش آمده بود" و سرانجام دستور ايشان براي بازنگري و اصلاح اصولي از قانون اساسي در آخرين سال حيات از سوي ديگر، هیچ یک با منطق ذوب گرایی ولایی در حكومت و تک صدا کردن جامعه و حكومت ، نه تنها سازگار نیست بلكه بدعت خطرناكي به شمار مي رود كه با حذف يكي از دو بال پرنده، جمهوري اسلامي ايران را زمين گير مي كند. به همين دليل ادعا مي كنم كه طرفداران جدید ولايت فقيه اگر بخواهند به لوازم منطقي ذوب گرایی در ولی فقیه زنده وفادار باشند نه فقط از امام خمینی (ره) بلکه از جمهوری اسلامی نیز عبور خواهند کرد و به "حکومت اسلامی" "طالبانیسم شیعی" خواهند رسید که صرف نظر از پيامدهاي سوء فراوانش ، در آن مجاهدین شجاع ، فهیم و وارسته اي همچون احمد شاه مسعود نيز حق حیات نخواهند داشت.
3. 3. مشروح مذاكرات خبرگان هنگام تدوين قانون اساسی بيانگر آن است كه ولايت فقيه براي "حفظ جمهوري اسلامي ايران" با همه نهادها ومؤلفه‌هاي قانوني و دموكراتيك آن و جلوگیری از باز توليد استبداد دردل آن سند به درج شد ، دقيقا عكس آنچه اقتدارگراها تبليغ مي كنند. به عبارت ديگر اصل ولایت فقیه برای حفظ جمهوری اسلامی ایران با هر سه مولفه دموکراتیک، اسلامی و ایرانی آن در قانون اساسي آمد نه برای عبور از "جمهوري اسلامي ايران" و "تشكيل حكومت اسلامي" يا "استبداد ديني" و نقض حقوق شهروندان و زير پا گذاشتن "منافع ملي". رهبر فقيد انقلاب بارها تصريح كرد اگر فقيه يك روز ديكتاتوري كند، خود به خود از ولايت عزل خواهد شد.
4. دموكراسي و سياست ورزي فقها
4. 1.اگر ولايت فقيه به معنای سپردن زمام امور جامعه به دانشمندان وارسته و عادل باشد ، آنهم در اعصاری كه شمشير حرف اول را در رسيدن سران عشایر و قبایل به قدرت مي‌زد و حاكمان را تعيين مي‌كرد،اندیشه اي قابل دفاع است. زيرا در برابر نظریه کسب و حفظ حكومت با زور و شمشير ، اين نگاه كه عالم ترین و عادل ترین اشخاص به قدرت برسند، انسانی و موجّه است. با اين نگاه ولایت فقيه به معنای جایگزینی صنف روحاني به جای صنف جنگجويان و نظاميان نیست و «نعلین» جای « پوتین» را نمي گيرد و استبدادي همه جانبه تر حاكم نمي کند.
4. 2. حتي در دموكراسي نيز "دانش " و " پرهيزگاري" مي تواند و مفيد است كه از خصوصيات رهبري جامعه شمرده شود به شرط رقابت آزاد و به دموکراسی بیشتر،عمیق تر و پایدار راه ببرد . شرط دموكراتيك بودن يك نظام سياسي ، حاکمیت قانون است نه حکومت يك نفر . در دموكراسي ، قوا توزیع و مقامات صرفا بر اساس رای آزاد و برابر شهروندان انتخاب ، نقد و جابجا می شوند. هيچ ركن حكومت مقدس و غيرقابل انتقاد نيست و قدرت به صورت مسالمت‌آميز به رقيب واگذار و حقوق شهروندان تحت هر شرایطی رعایت مي شود. با اين وجود در دموكراسي نیز می توان شهروندان را تشویق کرد که عادل ترین و فهيم ‌ترين نامزدها به علوم گوناگون از جمله علوم ديني را به شرط مدیر و مدبر بودن انتخاب کنند.
5. ولايت فقيه ؛ حقوق شهروندي و حق حاكميت ملي
5. 1. با وجود توضيحات فوق سه سوال مهم درباره ولايت فقيه مطرح است:
اول آن كه آيا اختيارات و وظايف "ولايت فقيه" كه اصل آن مورد تاييد اغلب فقهاست، حكومت ، آنهم حكومت همه كاره را شامل مي شود يا بخش هايي از امور اجتماعي بر زمين مانده را در برمی گيرد؟ دوم آنكه آيا ولايت فقيه يعني دادن همه اختيارات به يك نفر است كه راسا و مادام العمر قدرت را در دست بگيرد تا حكومت ديني شود؟ سوم آنكه آيا روحانيون داراي امتياز ويژه بويژه در اجرا يا مصونيت ويژه سياسي هستند؟
5. 2. با گذشت سي سال از تاسيس جمهوري اسلامي ايران مي توان موضوع فوق را همه جانبه ارزيابي كرد و پرسيد كه آيا پيش نويس اوليه قانون اساسي كارآمدتر بود يا آنچه بعدا تدوين شد؟ البته امام هر دو پيش نويس را بدون اشكال خواند ولي پيش نويس اول براساس قانون اساسي مشروطه و متمم آن تدوين شده بود و در عراق آيت الله سيستاني آن روش را اعمال مي كند. طبق ديدگاه فوق مرجعيت ديني رسما و قانونا مسئوليت رهبري حكومت را نمي پذيرد ولي داراي چنان نفوذي است كه دولتمردان و اركان حكومت براي اتخاذ تصميمات ملي، خود را نيازمند جلب نظر و همكاري او مي بينند. روحانيون نيز همچون ساير قشرها در انتخابات آزاد شركت مي كنند و در صورت كسب راي اكثريت شهروندان به مجلس راه مي يابند يا وزير مي شوند. طرفداران اين نظريه معتقدند اقتدار مرجعيت در هدايت امور در اكثر قريب به اتفاق موارد كمتر از فقيهي نيست كه مسئوليت حكومت را رسما در اختيار مي گيرد، با اين تفاوت كه با روش مراجع تقليد مدافع مشروطه، پيش نويس قانون اساسي اول و مشي آيت الله سيستاني كه اخيرا آيت الله منتظري از آن شيوه دفاع مي كنند و نام آن را "تفكيك ولايت" يا "نظارت فقيه" مي خوانند ، فسادها، ضعف ها، ندانم كاري ها و جاه طلبي هاي اركان حكومت به نام روحانيت و مرجعيت ثبت نمي شود زيرا آنان رهبري حكومت را در انحصار خود ندارند. در عين حال ميهن و مردم از خدمات و راهنمايي هاي فقها در درون و برون حكومت كمال بهره را مي برند.
5. 3. در كنار دو ديدگاه فوق، آقاي هاشمي رفسنجاني پيشنهاد ديگري در مجلس بازنگري قانون اساسي مطرح و بعدها آن را تكرار كرد. طبق آن لازم است نظريه ولايت فقيه در راس ساختار كشورقرار گيرد و در قانون اساسي درج شود، اما دوره آن موقت باشد. (مثلا 10 سال) به اين ترتيب نظريات ولي فقيه ضمانت اجرا پيدا مي كند. در عين حال از آفات انحصار و مادام العمر شدن يك نفر در حكومت جلوگيري مي شود.
6. آخوند خراساني و سياست ورزي فقها
6. 1. آخوند ملا محمد كاظم خراسانی رهبر انقلاب مشروطه پيوند ويژه اي بين سنت و مدرنیته ايجاد كرد. طبق نظریه او تشکیل " حکومت اسلامی" يا "حكومت مشروعه" حق یا وظیفه انحصاری امام معصوم است و در عصر غیبت مهدي (عج)، که زمان ظهور ايشان را فقط خداوند می داند، مشروعیت حکومت با جمهور مردم است. ولايت مطلقه نيز متعلق به درگاه احديت است و حتي پيامبر اكرم (ص) داراي چنين اختياراتي نبود. در عين حال مرحوم آخوند بر خلاف ديدگاه انجمن حجتيه، مسلمانان را نه تنها به دوري از عرصه سياست و تمكين به وضع موجود و سکوت در برابر ظلم و فساد و عقب ماندگي تشويق نمي كرد، بلكه عموم مسلمانان و روحانيون را مسئول مي دانست و دعوت مي كرد با ظلم و فساد مبارزه و براي استقرار عدالت و بهبود وضعیت مردم و کشوربکوشند و با شركت در انتخابات (انتخاب كننده يا انتخاب شونده) و برگزيدن اشخاص موجه در صف سربازان امام عصر (عج) قرار گيرند. از منظر آخوند خراساني هدف از سياست ورزي علما و ديگر شهروندان محدود كردن دايره ظلم و فساد حاكمان است نه اجراي اجباري احكام شرع. وي قضا را در انحصار فقها مي خواند اما در اجرا براي فقها نقش ويژه قائل نبود. در عرصه تقين نيزعدم مغايرت قانون در جوامع مسلمان با موازين اسلامي را كافي مي دانست. به اعتقاد او هر قدر مردم و جامعه متدين تر باشند، خود هنجارهاي اسلامي را داوطلبانه رعايت خواهند كرد.
6. 2. مرحوم علامه نائيني شاگرد مرحوم آخوند خراساني و نويسنده كتاب «تنبيه الامه و تنزيه المله» در توجيه مشروطه، «استبداد ديني» را خطرناكتر از استبداد سياسي مي دانست. مرحوم مدرس شاگرد ديگر آخوند خراساني كه الگوي امام محسوب مي شد، طرفدار انتخابات آزاد بود و تا آخر مدافع نهضت مشروطه ماند.
6. 3. به اين ترتيب محروم کردن روحانیون از سیاست ورزی يا ورود به اركان حكومت و حتي قرار گرفتن در راس آن همان قدر غلط است که منحصر كردن سیاست ورزی و حکومت به آنان و محروم کردن قشرهای دیگر از مشارکت در مدیریت کلان کشور نادرست است. به نظر من روحانیون حق دارند مانند سایر قشرها از قبیل حقوقدانان، صنعتگران، پزشکان، معلمان، مهندسان و کارگران و... البته بدون داشتن حق ویژه، در رقابت هاي آزاد انتخابی شرکت کنند.به همان شيوه كه مرحوم مدرس عمل مي كرد. وي در انتخابات نامزد و با اتكا به راي مردم وارد مجلس مي شد. روش او نه تبعات منفی برای روحانیت داشت و نه جامعه را از خدمات امثال وي محروم می کرد. كشور نيز از وجود نمايندگان همه قشرها بهره‌مندمی شد.
7. نظريه "رهبر = خدا"
7. 1. اساس نظريه "تمركز همه اختيارات نزد رهبري و تقديس و غير پاسخگو كردن او" بر پايه بي اعتمادي به مردم استوار شده است و اين كه در صورت برگزاري انتخابات آزاد، اكثريت شهروندان به نامزدهاي منحرف از اسلام و انقلاب راي مي دهند.
7. 2. اقتدارگراها تقديس رهبري، انتظار تبعيت بي چون و چرا از مردم و سركوب شديد منتقدان و مخالفان را از ماركسيسم استاليني وام گرفته اند. در اتحاد جماهير شوروي سوسیالیستی ، استالين جاي خدا نشست اما خداوند در قرآن به مسلمانان غير مستقيم انذار می دهد كه اجازه ندهيد روحانيون جاي خدا بنشيندد.
"اتخذوا اَحْبارهُمْ ورُهْبانهُمْ ارباباًمِنْ دونِ الله "( توبه/آیه31)
خداوند کریم در این آیه می فرماید : " یهودیان ، روحانیون و علمای خود را می پرستیدند. " شخصی از امام محمد باقر (ع) پرسید ،آیا علمای یهود به یهودیان می گفتند ما را بپرستید ؟حضرت فرمودند : نه به خدا سوگند! اگر چنین در خواستی می کردند و می گفتند مارا بپرستید ، یهودیان نمی پذیرفتند. آن شخص می پرسد : پس این آیه که یهودیان علمای خود را می پرستیدند، چه معنایی دارد؟ حضرت در جواب فرمودند : منظور این است که یهودیان با روحانیون خود کاری را می كردند که فقط در برابر خدا باید انجام می دادند . آنان بی چون و چرا حرفهای روحانيون خود را قبول و از آنان تبعيت می کردند ، حال آن که فقط سخنان خدا را باید بی چون و چرا پذیرفت.
پانوشت‌
1. پاسخ هاي آيت الله منتظري به پرسش هاي آقايان سيد محمد ايازي ، محمد تقي فاضل ميبدي ، سيد ابوالفضل موسويان ، محمد حسن موحدي ساوجي ، سيد علي موسوي درباره حكومت ديني و ولايت فقيه اخيرا در كتابي به نام "حكومت ديني و حقوق انسان" منتشر شده است كه مطالعه آن را به همه علاقه مندان عرصه سياست و اجتماع توصيه مي كنم.
ناشر: ارغوان دانش در قم
تلفن:02517741114 فاكس 7740015
پست الكترونيك: AMONTAZERI @ AMONTAZERI.COM

اواخر مهرماه۱۳۸۷

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 10:7  توسط محمد هادی و محسن  |  نظر بدهید

به نام خدا

۱۵۹

در ايران اسلامي علما خودشان حكومت نخواهند كرد و فقط ناظر و هادي امور خواهند بود. خود من نيز هيچ مقام رهبري نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدريس خود در قم برخواهم گشت.
مصاحبه با خبرگزاري رويتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357


در جمهوري اسلامي كمونيستها هم در بيان عقايد خود آزاد خواهند بود.
مصاحبه با سازمان عفو بين الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978


در جمهوري اسلامي زنان در همه چيز حقوقي كاملاً مساوي با مردان خواهند بود.
مصاحبه با روزنامه گاردين، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357


در حكومت اسلامي راديو، تلوزيون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت.
مصاحبه با روزنامه پيزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978


در منطق اينها آزادي يعني به زندان كشيدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههاي تبليغاتي. در اين منطق تمدن و ترقي يعني تبعيت تمام شريانهاي مملكت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاههاي قانونگذاري و قضايي و اجرايي از يك مركز واحد. ما همه اينها را از بين خواهيم برد.
سخنراني براي گروهي از دانشجويان ايراني در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357


ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داريم.
سخنراني براي گروهي از ايرانيان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357



براي همه اقليتهاي مذهبي آزادي بطور كامل خواهد بود و هر كس خواهد توانست اظهار عقيده خودش را بكند.
كنفرانس مطبوعاتي، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978



نه رغبت شخصي من و نه نه وضع مزاجي من اجازه نميدهند كه بعد از سقوط رژيم فعلي شخصاً نقشي در اداره امور مملكت داشته باشنم.
مصاحبه با خبرگذاري اسوشيتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975


دولت اسلامي ما يك دولت دموكراتيك به معني واقعي خواهد بود. من در داخل اين حكومت هيچ فعاليتي براي خودم نخواهم داشت.
مصاحبه با تلوزيون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978


من نميخواهم رهبر جمهوري اسلامي آينده باشم. نميخواهم حكومت يا قدرت را بدست بگيرم.
مصاحبه با تلوزيون اتريش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978


در جمهوري اسلامي زنها آزاد خواهند بود. در تحصيل هم آزاد خواهند بود. در كارهاي ديگر هم آزاد خواهند بود.
مصاحبه با هفته نامه گاردين، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978


پس از رفتن شاه من نه رئيس جمهور خواهم شد، نه هيچ مقام رهبري ديگري را به عهده خواهم گرفت.
مصاحبه با روزنامه لموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانويه 1979

اوایل مردادماه ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 14:56  توسط محمد هادی و محسن  |  یک نظر

به نام خدا

۱۵۹

بسمه تعالی

استمداد از مراجع تقلید و فضلای حوزه های علمیه : بدون شک علمای بزرگوار شیعه در طول تاریخ تشیّع ، پاسداران حریم عقائد و احکام اسلام و مذهب شیعه بوده و در برابر هر گونه کج اندیشی و کجروی به شدت مقابله کرده و در این راه جمع زیادی از بهترین آنان به شهادت رسیده اند . یکی از انحرافات و کج اندیشی های دینی ، ظهور بدعت در دین و افزودن به مفاهیم و احکام اسلام و مذهب توسط شیادان و فرصت طلبان بوده است که به حکم « اذا ظهرت البدع فللعالم ان یظهر علمه و الا فعلیه لعنة الله » عالمان دینی با تمام قدرت بدعتها و نو آوری های غیر دینی به نام دین را زدوده و دست پلید بدعت گزاران را کوتاه کرده اند . از این رو ، سلاطین ، پادشاهان و قدرتهای جهانی تا کنون نتوانسته اند ساحت مقدس اسلام ، تشیّع و اهل بیت عصمت و طهارت را ملکوک و مخدوش سازند .

یکی از عقائد شیعه که می توانست وسیله سوء استفاده شیادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدویّت و اندیشه مترقی و حرکت ساز انتظار فرج است که همه طرفداران ادیان آسمانی به نحوی این عقیده را داشته و در انتظار منجی عالم بشریت می باشند . در روایات رسیده از ائمه طاهرین علیهم السلام ، ضمن تاکید فراوان بر اصل مهدویّت و بشارت قطعی به ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، بمنظور پیشگیری از   هر گونه انحراف و سوء استفاده افرادی از این عقیده ریشه دار توصیه های اکیدی به عمل آمده است از جمله : 1- نهی از تعیین زمان ظهور آن حضرت و بیان اینکه این امر از اسرار الهی است و کسی جز خداوند نسبت به آن آگاهی ندارد با این عبارت که « ما اهل بیت هرگز زمان ظهور را تعیین نخواهیم کرد » و یا « دروغ می گویند تعیین کنندگان زمان برای ظهور حضرت ! دروغ می گویند ... ! دروغ می گویند ... ! »

2- توصیه به تکذیب هر کسی که ادعای مشاهده و زیارت حضرت مهدی (عج) را بکند و او را کاذب و افترا زننده معرفی کردن . ما در یادداشت قبلی برخی از روایات فوق را به طور مستند از کتابهای معتبر روایی نقل کردیم .

نقل قول ها و شایعات : از زمان روی کار آمدن آقای احمدی نژاد و دولت ایشان ، در میان خواصّ و اخیراً عامّه مردم ، یعنی مردم کوچه و بازار مطالبی به نقل از رئیس جمهور و برخی معاونین و نزدیکان ایشان ، بر روی زبانها جاری است و بسیاری از آن مطالب به صورت مستند و با   ذکر زمان و مکان و گوینده های آنها نقل می شود . از باب مثال :

الف : در سال اوّل ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ، با دو واسطه نقل شد که ایشان در سفر استانی به سیستان و بلوچستان و در پاسخ اعتراض یکی از معاونین که اعتبارات کشور محدود است و چرا این همه وعده های دهها میلیارد تومانی به هر شهر داده می شود گفته است : « نگران نباشید دو سال دیگر امام زمان (عج) ظهور می کند و همه مشکلات را حلّ می کند »

ب : نماینده ای از شورای اسلامی ، نقل می کرد روزی در ملاقات رئیس جمهور با مقام معظم رهبری ، نسبت به اظهارات ایشان و وعده ظهور حضرت در دو سال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و او در جواب گفت : « کسانی که با ایشان در تماس هستند گفته اند » و پس از خروج از دفتر رهبری ، اظهار کرده است : « ایشان تصور     می کند من رئیس جمهور او هستم ، من رئیس جمهور امام زمان (عج) می باشم » !!

ج : پس از سفر به نیویورک و شرکت در اجلاس سازمان ملل ، در ملاقات با آیت الله جوادی آملی ، اظهار کرده است : « هنگام سخنرانی هاله ای از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده کردم و همه مخاطبان میخکوب شده و مجذوب من گردیدند » که مورد انتقاد و بی اعتنایی آیت الله جوادی آملی قرار گرفت و CD این ملاقات در سطح وسیع در میان مردم پخش شده است .

د : بین خواص شایع است که گاهی سر سفره خوراک ، یک پشقاب و قاشق و چنگال را در جای خالی کنار گذاشته و اظهار می کنند این برای آقا امام زمان است .

هـ : شخصی نقل کرده است ، روزی یکی از نزدیکان رئیس جمهور مرا دعوت به شرکت در نماز جماعت آقا کرد و من به تصور اینکه امام جماعت ، مقام رهبری است با او به محلی رفتیم . وقت نماز مشاهده کردم صف نماز تشکیل شد در حالی که امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده ای پهن است ، وقتی سئوال کردم که رهبری کی تشریف       می آورند ؟ گفتند : هیس ! امام جماعت ، حضرت ولی عصر (عج) است .

و : اخیراً بارها در اظهارات رئیس جمهور ، معاونین ، مشاورین و ... این جمله فراوان بکار می رود که این دولت را امام زمان (عج) مدیریت یا اداره می فرماید . و موارد فراوان دیگر

ز : در روزهای گذشته آقای رئیس جمهور کسانی را که هاله نور را انکار می کنند به مخدوش بودن عقیده متهم کرده است و مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت طی مصاحبه ای ، از تقدیر و تشکر مراجع عظام و علماء و روحانیون از رئیس جمهور در خصوص مورد عنایت ولی عصر (عج) بودن و استقبال فضلاء از سخنان رئیس جمهوری، حکایت کرده و منتقدان را به « مشکل داشتن در اصل مهدویت » و « تردید در اعتقاد به ولی عصر (عج) » متهم کرده و دستور داده است که « باید در اعتقادات خود تجدید نظر کنند »
 
چند سئوال از رئیس جمهور :
 
صرفنظر از اینکه چنین شایعاتی چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعیف می کند و مورد استهزاء و مسخره دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دشمنان اسلام و تشیع قرار گرفته است ، و قطع نظر از اینکه نتیجه این سخنان ، انتساب همه ضعف ها ، کاستی ها ، سوء مدیریت ها ، افزایش تورم و گرانی و ... به حضرت ولی عصر (عج) می باشد و این بزرگترین ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت است .

1-   آیا این نقل قول ها و شایعات در محافل خصوصی و عمومی راست است یا دروغ؟ خواهش می کنیم خیلی صریح و شفاف پاسخ دهید و از کلی گویی و یا فرافکنی و یا متهم کردن دیگران پرهیز کنید .

2-   اگر حتی یک مورد آن راست و صادق است . شما این عقیده را که بر خلاف نظریۀ همه علماء شیعه از صدر تا کنون است . از کجا آورده اید و در برابر آن همه روایت معتبر و فرمایشات بزرگان شیعه چه پاسخی دارید ؟

3-   اگر راست است ، آیا مقصود شما از بیان این مطالب غیر واقعی چیست ؟ آیا تصور می کنید این سخنان ، می تواند نا رضایتی و اعتراضات مردم را نسبت به گرانی ، تورم ، سوء مدیریت دولت ، توجیه کند ؟

4-   اگر راست است ، پس از گذشت سه سال و کذب بودن این وعده ها مسئول مخدوش شدن عقائد مردم و جوانان چه افرادی خواهند بود ؟!
 
چند سئوال از مراجع تقلید و فضلاء :

1-   آیا دستور فرموده اید دربارۀ این نقل قول های شایع و رائج بررسی کنند ؟!

2-    آیا به نظر مبارک آقایان تمامی این نقل ها دروغ و کذب است ؟!

3-   اگر حتی یک مورد از این ادعاها ، صحت نقل داشته باشد، آیا جای آن نیست که در برابر آن با شدت و قاطعیت ایستادگی کنید و از حریم عقائد اسلامی و شیعی ناب پاسداری فرمائید ؟

4-   آیا نقل قول مشاور رئیس جمهور ، مبنی بر« استقبال فضلاء از سخنان رئیس جمهوری و تقدیر مراجع عظام ، علماء و روحانیون از رئیس جمهور در خصوص مورد عنایت حضرت ولی عصر (عج) بودن » صحیح است یا دروغ ؟

5-   اگر صحیح است چرا ؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تکذیب نمی فرمائید ؟!  

منبع وبلاگ ح ا منتجب ني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:12  توسط علی معصومی  | 




پیوندها

...............
بد حجاب








Powered by WebGozar

POWERED BY
BLOGFA.COM
یک روز پائیزی

یک عکس از خاتمی روی دیوار

 نمی دونم چند سال اما مدت زیادی روی اون دیوار سالم مونده.چند وقتیه خیلی به انتخابات ، حضور خاتمی و رقبای او ، انتخاب مردم و نتیجه ی انتخابات دهم ریاست جمهوری ، عوامل تعیین کننده و دخالت ها در این انتخابات فکر می کنم. برای همین که هر چیزی و هرجایی مطلبی در مورد انتخابات به خصوص خاتمی وجود داشته باشد سریع توجه من به خودش جلب می کند.

همین چند روز پیش بود یکی از روزهای پائیزی سال ۱۳۸۷ که برای ثبت دامنه ی khatami.info این وبلاگ رفته بودم به شرکت مربوطه در یکی از کوچه های خیابان فاطمی همین طور که در فکر پیدا کردن آدرس بودم نگاهم به عکسی از سید محمد خاتمی روی دیوار افتاد که فکر می کنم اگر اشتباه نکرده باشم مال تبلیغات دور دوم ریاست جمهوری وی بود.

هم برام جالب بود هم خوشحال کننده جالب از این حیث که پس از گذشت حدودا ۸ سال هنوز این عکس سالم مانده و چطوری در آن قسمت و ارتفاع این عکس زده شده است و باعث شادی از این منظر که ناگهان در ذهنم این طور تدایی شد که او می آید.

ما اصلاح طلبان خیلی در تلاش برای اسطوره ساختن از خاتمی نیستیم اما وقتی فردی را با تمامی شرایط و ساختارهای موجود در کشورمان می یابیم که توان اصلاح امور را دارد جز این نمی توانیم باشیم که از او حمایت کنیم و برای آمدنش تلاش کنیم. 

چند دقیقه ای به عکس روی دیوار خیره شدم تمامی اخبار انتخاباتی چند ماهه ی اخیر در مورد سید محمد خاتمی در چند لحظه در ذهنم مرور شد از درخواستها برای آمدنش تا اعلام حضور با دو پیش شرط. مردم کشورمان هر چه در این دولت از کمبودها و نا کارامدی ها دیدن برعکسش را به طریقی صحیح در دولت اصلاحات به یاد دارند دولتی به ریاست سیدی خندان. همه فهمیدن -برای حضورش لحظه شماری می کنند و حالا دیگر بعضی ها دعا می کنند و بعضی ها نذر می کنند. همه می دانند که تنها راه موجود هستی پس بیا که برای آمدن تو معلم - روزنامه نگار - دانشجو - بازاری - دانش آموز - وبلاگ نویس - نماینده مجلس - پزشک - طلبه - کارگر - احزاب و... همه و همه تلاش می کنند این خواست ملت است پس به خواست ملت لبیک بگو که واجب است.

در همین فکرها متوجه شدم که مدت زیادی دقیقا وسط پیاده رو ایستادم و به این عکس خیره شدم همه کسانی هم که از آنجا رد می شدن یک نگاه به عکس و یک نگاه به من با حالتی متعجب از کنار من رد می شدن بعضی هم زیر لب با خودشون یه چیزایی زمزمه می کردن و رد می شدن من هم با امید اینکه این عکس دوباره در سال ۸۸ تمدید بشه و یکی دیگه با کیفیت بهتر و قشنگ تر از آن در همون جا نصب بشه از آنجا عبور کردم.

امیدوارم توی این روز پائیزی که با بی توجهی خودمون به انتخاب مسئولین کشورمان خیلی از روزهای سال را به روزهای پائیزی تبدیل کردیم این بار در انتخابات سال ۱۳۸۸ دوباره فصل های سال و مرتب کنیم و بتونیم فصل بهارم ببینیم.

  

لينك | نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 15:42 توسط میثاق | 2 نظر
برگی از چلچراغ (طنز)

              همه خوشحال و شادیم و غمی نیست

سلام آقا محمد با ارادت                                      می خواست دکتر بشه از اون قدیما؟ 

و عرض احترام از روی عادت                               تهش شد یا که زایید زیر درسا؟ 

به رسم خوب ایام رفاقت                                     نوشتی توی آن دستخط پیشی 

نوشتم نامه تا گیرم سراغت                                می خواد دکتر شه ... می گفتی : 

نوشتم نامه ای با عشق و امید                           ((نمی شی!)) 

اگر خطم بده لطفا ببخشید                                  یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا

گمانم برده ای ما را ز یادت؟                                 که مدرک می ده مفتی ... ده تا ده تا! 

منم ... ۹کبلا مرادو: از ولایت                                به زیرک ها ... به دانشجوی با هوش... 

چه ایام خوشی با هم سپردیم                             مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش! 

چه بحث و گفتمان هایی که کردیم...                     رفیقت بود که یک ذره تپل بود...

حدودا دوم خرداد بودا...                                        مشاور بود اگر چه عقل کل بود!   

دل مردم ز غم آزاد بودا...                                      دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟ 

مث برق و مث توفان گذشت ها...                         هنوز چیز می نویسه توی سایتش؟

به یادت هست که؟ هفتاد و هشت ها...                فرامرز بچه مش اصغرآقا

کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی ست                   براش کامنت می ذاره ... روزی صدتا 

بدون تو توده صلح و صفا نیست                             آخه پهنای باند ما زیاده...

به این شدت که نه ... اما خدایی                           یه جورایی سر شیرش گشاده

محمد خاتمی!... جدا کجایی؟                               خدا قوت بگو به این رئیسا...

تو یاهو وقتی on هستم که نیستی                   چه حالی داد به این وب لاگ نویسا...

                        .                                                                          .

                        .                                                                          .

                        .                                                                          .

(بقیه در ادامه مطالب)


ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 13:16 توسط میثاق | 15 نظر
یک صفحه خودمونی

می شه بی حجاب نوشت؟!

قدم زدن در خیابان بی حجاب!

می شه در کوچه ی بی حجاب قدم زد-میشه بی حجاب نوشت-می شه و باید بی حجاب نوشت-همه جا نه اما باید یه جاهایی بی حجاب نوشت.

من تا دیروز نمی دونستم خود نام بی حجاب هم حجاب نداره و شامل طرح گشت ارشاد می شه چون اطلاع نداشتم وزارت ارشاد از به ثبت رسیدن دامنه ی بی حجاب جلوگیری می کند به دلیل اینکه این اسم -اسم با حجابی نیست و به معنای دیگر بی حجاب محسوب می شود!

(گشت ارشاد به زودی طرح ارتقائ اجتماعی برای کلمات هم اعمال خواهد کرد!!)

کوچه ی حجاب وجود داره اما کوچه ی بی حجاب وجود نداره دلیلشم مشخص چون بی حجاب -حجاب ندارد و خیلی مناسب نیست در دید مسلمین ایران باشد اما کلمه ی حجاب حتما کلمه ی با حجاب و مورد پسند آنهایی است که امروز متاسفانه به ناحق بر جایی تکیه زدن که نه لیاقتش و نه صلاحیتش را دارند.

منم با بی حجابی مخالفم اما نه با کلمش و نه به صورت کورکورانه پشت جماعت کفن پوش التقاطی من نام این وبلاگ بی حجاب انتخاب کردم نه برای ترویج بی حجابی که در منش مسلمانی من نیست بلکه بی حجاب گذاشتم برای بی حجاب نوشتن که از نظر من در نوشتن اخبار مربوط به خادمان ملت بی حجاب نوشتن از اوجبات واجبات است.پس از آنکه فهمیدم کلمات هم با حجاب و بی حجاب دارن و به دو گروه تقسیم می شن و کلمه بی حجاب هم حجاب نداره!تصمیم گرفتم این وبلاگ کوچه ی بی حجاب باشه تا هرچی که خیلی ها و خیلی جاها از سیاست نوشته نمی شه نمی گن اینجا بنویسم البته این بی حجاب نویسی به معنای نوشتن چیزی مخالف قانون ایران نیست که از اصولیست که همیشه بر آن پایبند خواهم بود.

من بی حجاب می نویسم یعنی هر چی درد دل دارم  اولین درد دل هم همین عدم موافقت وزارت ارشاد برای ثبت دامنه ی bihejab.ir به دلایل بی منطق خودشون که فقط مورد قبول همون کفن پوش های التقاطی مجبور شدم دو دامنه ی دیگر را به ثبت برسانم اولیش  misaghakhtar.ir است و دومیش هم نام سید عزیز است که هم به خاطر سید بودنش انشاالله خوش یومن هست و همین که محبوب ملت و خودم هست khatami.info که شما دوستان عزیز برای قدم زدن در کوچه ی بی حجاب  از این دو آدرس نیز می توانید استفاده کنید.

 بی حجاب می نویسم یعنی به خاطر ترس از کسی خبری حذف و کم نمی کنم بی حجاب می نویسم یعنی به خاطر چیزهایی که خودم به اونها علاقه دارم مطلبی دستکاری نمی کنم.

باید بدانیم که این کلمات نیستند که باعث بی حجابی می شن این انسانها هستند که با ندانستن معنای درست هنجارهای اجتماعی باعث نشر بی حجابی در جامعه میشوند.

شما هم می توانید در این کوچه که نامش بی حجاب است با آزادی قدم بزنید.

/بزودی بخش کلیپ های تصویری نیز به وبلاگ افزوده خواهد شد/ 

لينك | نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:40 توسط میثاق | 22 نظر
مدرك جعلي

دروغي بزرگتر از دروغ اول

كردان: نمي‌دانستم مدركم جعلي است

 

علي كردان دو روز پيش بالاخره اعتراف كرد كه مدركش جعلي است، اما باز هم در اظهاراتي تناقض‌آميز ادعا ‏كرد كه از جعلي بودن مدرك دكتراي خود خبر نداشته است. اين ادعا در حالي است كه رئيس دفتر احمدي‌نژاد يك ‏ماه پيش گفته بود تأييديه مدرك وزير كشور از دانشگاه آكسفورد آمده و معاون حقوقي احمدي‌نژاد هم تأكيد كرده ‏بود كه از تكذيب‌كنندگان اين مدرك شكايت خواهد كرد.‏

در آخرين ساعات دوشنبه شب كه بیشتر مطبوعات، صفحات آخرين شماره پيش از تعطيلات خود را بسته بودند، ‏علي كردان نامه خود خطاب به احمدي‌نژاد را در اختيار روزنامه ايران قرار داد تا براي اولين بار از تريبون ‏رسمي دولت اعتراف شود كه مدرك وزير كشور، جعلي است.‏...

(این پست را دنبال کنید در ادامه مطالب)


ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 12:55 توسط میثاق | 9 نظر
باهنر باز هم نمايندگان را منصرف کرد

برخورد سؤال با ديوار هيات رئيسه

اگرچه با پايان مهلت يک هفته‌اي طراحان سؤال از رئيس جمهور، قرار بود ديروز اين سؤال به رئيس مجلس ‏ارائه و اعلام وصول شود، اما همانطور که پيش‌بيني مي‌شد، هيات رئيسه پس از دريافت اسامي امضاکنندگان، به ‏سرعت تعدادي از آنها را منصرف کرد تا امضاهاي طرح از حدنصاب بيفتد و در نتيجه از احضار احمدي‌نژاد به ‏مجلس جلوگيري شود.‏

بيش از 80 نماينده مجلس هشتم پس از مشاهده بي‌اعتنايي احمدي‌نژاد به درخواست مجلس براي برخورد با مشايي، ‏در اقدامي که در تاريخ جمهوري اسلامي بي‌سابقه است، به سؤال از وي درباره اظهارات و مواضع معاونش ‏پرداخته و خواستار آن شده بودند که احمدي‌نژاد درباره مواضع مشايي در خصوص اسرائيل، حاکميت اسلام و نيز ‏برخي مسائل قوميتي به مجلس توضيح دهد.‏...

(بقیه در ادامه مطالب)


ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:26 توسط میثاق | 20 نظر
نگاهی بر آنچه کروبی کرد

 

خرد جمعی فدای تصمیمات فردی

چند وقتی است که از آقای کروبی شنیده می شود که حزب اعتماد ملی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم یک کاندیدا معرفی می کند برای اینکه فرهنگ حزبی را در جامعه نهادینه کند سعی می کند از درون حزب باشد تا اینجای قضیه خوب و کار قابل قبولی است استفاده از خرد جمعی حزب و در نهایت معرفی فردی درون حزب یا با درصد کمتری خارج از حزب برای کاندیداتوری ریاست جمهوری این یعنی گام برداشتن در جهت فرهنگ حزبی در کشور که بسیار پسندیده است

اما

در زمانی که کاندیداتوری کروبی توسط شورای مرکزی اعتماد ملی اعلام می شود معلوم می شود این حرفها هم شعار بوده و به قول سرکار خانم کدیور این تشنگی شیفتگان خدمت است در همین هنگام با اعلام این خبر آیتی عضو شورای مرکزی اعتماد ملی به دلیل توجه نشدن به آنچه از آن با نام خرد جمعی یاد می شود و به نشانه ی اعتراض به کاندیداتوری کروبی از این حزب استعفا می دهد در اقدامی مشابه اعضای شورای مرکزی این حزب در خراسان جنوبی باز هم به دلیل عدم توجه به خرد جمعی و فقدان تفکر چند صدایی در دفتر این حزب و با اشاره به ناراضی بودن از این تصمیم فردی حزب در لبای خرد جمعی به طور جمعی استعفا می دهند که خود حاکی از گام برداشتن حزب اعتماد ملی در جهت عکس آنچه اعلام می کند در موضع تخریب بیش از بیش فرهنگ حزبی در ایران برآمده است.

 چه فرهنگ حزبی بالاتر از این که در این اوضاع به هم ریخته تمامی احزاب اصلاح طلب ائتلاف کنند و کاندیدایی واحد معرفی کنند درست همان کاری که خوشبختانه تعدادی از احزاب کرده اند.

البته که آقای کروبی از سرمایه های انقلاب ما هستند و سیاست کشور ما نیازمند خدمت ایشان است و انتظار می رود در چنین موقعیتی ایشان به یاری جبهه اصلاحات بشتابند و هم خرد جمعی را زیر پای تصمیمات فردی در حزب خود قرار ندهد و هم در جهت ائتلاف اصلاح طلبان پیش قدم باشند.

امیدواریم شیخ اصلاحات مصلحت اصلاحات - خرد جمعی و در نهایت صلاح حزب خود را در نظر بگیرد و بداند که اینگونه تصمیمات اصلاح طلب بودن ایشان را زیر سوال می برد و قرار گرفتن جلوی خاتمی نه خواست حزب اعتماد ملی نه خواست ملت و نه خواست جبهه ی اصلاحات است. چون تنها گزینه ی پیروزی برای اصلاحات حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی است و بهترین راه برای حمایت ائتلاف اصلاح طلبان بر سر اوست چه زیباتر که اعتماد ملی نیز گام در این راه بردارد.

(misagh.akhtar@yahoo.com)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:11  توسط علی معصومی  | 

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(لَیْسَ بَیْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَبَیْنَ أَحَد قِرابَهٌ، وَمَنْ أَنْكَرَنی فَلَیْسَ مِنّی، وَسَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح)

بین خداوند عزّوجلّ و هیچ كس قرابت و خویشاوندى نیست، هر كه مرا انكار كند از من نیست، و راهِ او راه فرزند نوح است.

كمال الدین، ص484، ح3 ; الغیبه، طوسى، ص290، ح247 ; احتجاج، ج2، ص283 ; كشف الغمه، ج3، ص339 ; إعلام الورى، ج2، ص270 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1113 ; بحارالأنوار، ج53، ص180، ح10

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:48  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(لا عُذْرَ لاََحَد مِنْ مَوالینا فی التَّشْكیكِ فیما یُؤَدّیهِ عَنّا ثِقاتُنا)

در تشكیك نسبت به روایاتى كه موثّقان از ما براى شما نقل مى كنند، احدى از شیعیان ما عذرى ندارند.

رجال كشّى، ج2، ص816 ; بحار الأنوار، ج50، ص318و319، ح15 ; وسائل الشیعه، ج1، ص38، ح61 .

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:46  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

الگوي شما كيه؟

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(وَفی إِبْنَه رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) لی أُسْوَه حَسَنَه)

دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) (فاطمه ى زهرا(علیها السلام)) براى من، اسوه و الگویى نیكو است.  

الغیبه طوسى، ص286، ح245 ; احتجاج، ج2، ص279 ; بحارالأنوار، ج53، ص180، ح9 . 

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:45  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

شيعه تنها نيست

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَلا ناسینَ لِذَكْرِكُمْ، وَلَوْلا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ)

ما در رسیدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه كن مى نمودند.

احتجاج، ج2، ص323 ; الخرائج و الحرائج، ج2، ص903 ; بحارالأنوار، ج53، ص175، ح7. 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:43  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

باور كن دعامون براي تعجيل در ظهور موثره 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(أَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ)

براى شتاب در گشایش حقیقى و كامل، بسیار دعا كنید; زیرا، همانا، فَرَج شما در آن است.

 

كمال الدین، ج2، ص485، ح4 ; الغیبه، طوسى، ص293، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; كشف الغمه، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 . 

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:42  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

مي دوني راه نجات از فتنه ها و ايمن ماندن در محنت هاي ظلماني چيه؟

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(أَنَّهُ مَنِ اتَّقى رَبَّهُ مِنْ إِخْوانِكَ فِی الدّینِ وَأَخْرَجَ مِمّا عَلَیْهِ إِلى مُسْتَحِقّیهِ، كانَ آمِناً مِنَ الْفِتْنَهِ الْمُبْطِلَهِ، وَمِحَنِهَا الْمُظْلِمَهِ الْمُظِلَّهِ وَمَنْ بَخِلَ مِنْهُمْ بِما أَعارَهُ اللّهُ مِنْ نِعْمَتِهِ عَلى مَنْ أَمَرَهُ بِصِلَتِهِ، فَإِنَّهُ یَكُونُ خاسِراً بِذلِكَ لاُِولاهُ وَآخِرَتِهِ)

همانا، كسى كه در حقوق برادران دینى تو، حریم الهى را نگه دارد و حقوق مالى اى را كه بر گردن دارد، به مستحقش برساند، از فتنه اى كه انسان را به راه باطل مى كشاند، و از محنت هاى تاریكى كه سایه بر آن افكنده، ایمن خواهد بود، و كسى كه بخل ورزد و از نعمت هایى كه ایزد، به عاریت، در اختیار او گذاشته است، به مستحقش ندهد، در دنیا و آخرت زیانكار خواهد بود.

احتجاج، ج2، ص325 و بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 .

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:41  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(أمّا أَمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها إِلاّ لِتَطَهَّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ وَمَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ، فَما آتانی اللّهُ خَیْرٌ مِمّا آتاكُمْ)

امّا اموال شما، پس آن ها را نمى پذیریم، مگر به خاطر این كه پاك شوید. پس هر كه مى خواهد، بپردازد، و هر كه نمى خواهد، نپردازد. آن چه خدا به ما عطا كرده، از آن چه به شما عطا نموده بهتر است.

كمال الدین، ج2، ص484، ح4 ; الغیبه، طوسى، ص290، ح247 ; احتجاج، ج2، ص283 ; إعلام الورى، ج2، ص271 ; كشف الغمه، ج3، ص339 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1114 ; بحارالأنوار، ج53، ص180، ح10 .

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:39  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

حالا كه امام زمانمون غايب هستند در رخدادها و پيش آمدهاي الان بايد چه كار كنيم؟

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعوُا فیها إِلى رُواهِ حَدیثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْكُمْ وَأَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِمْ)

امّا در رویدادهاى زمانه، به راویان حدیث ما رجوع كنید. آنان، حجت من بر شمایند و من، حجّت خدا بر آنانم.

 

كمال الدین، ج2، ص484، ح10 ; الغیبه، شیخ طوسى، ص291، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص271 ; كشف الغمه، ج3، ص338 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1114 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 ; و وسائل الشیعه، ج27، ص140، ح33424 .

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:38  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(إِذا اسْتَغْفَرْتَ اللّهَ فَاللّهُ یَغْفِرُ لَكَ)

 

اگر از خداوند، طلب مغفرت كنى، خداوند نیز تو را خواهد آمرزید.

 

كافى، ج1، ص521، ح13 ; كمال الدین، ج2، ص490، ح13 ; ارشاد، ج2، ص361 ; إعلام الورى، ج2، ص264 ; كشف الغمه، ج3، ص251 ; بحارالأنوار، ج51، ص329، ح52 و مدینه العاجز، ج8، ص85 .

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 20:3  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  یک نظر

 

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(مَنْ كانَ فی حاجَهِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كانَ اللّهُ فی حاجَتِهِ)

 

هر كسى كه به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نیز دنبال كننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود.

 

كمال الدین، ج2، ص493، ح18 ; الخرائج و الجرائح، ج1، ص443، ح24 ; بحارالأنوار، ج51، ص331، ح56

 

به دنبال حاجت خدا باشيم يعني چي؟شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 20:2  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

 

در مورد اهميت سجده شكر چي مي دوني؟

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(سَجْدَهُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها ... فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ، كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَهُ دُعاءٌ وَتَسْبیحٌ)

 

سجده ى شكر، از لازم ترین و واجب ترین مستحبات الهى است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعاى بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.

 

احتجاج، ج2، ص308 ; بحارالأنوار، ج53، ص161، ح3 ; و وسائل الشیعه، ج6، ص490، ح8514

 

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 20:1  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(إِنّی لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ)

 

همانا، من، امان و مایه ایمنى براى اهل زمینم; همان گونه كه ستاره ها، سبب ایمنى اهل آسمان اند.

 

كمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; الغیبه، شیخ طوسى، ص292، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; كشف الغمه، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 . 

 

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 20:0  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(الْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا، وَنَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا)

 

حق با ما اهل بیت است و كناره گیرى عده اى از ما هرگز سبب وحشتمان نمى شود; چرا كه ما دست پرورده هاى پروردگاریم، و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما هستند.

 

الغیبه، شیخ طوسى، ص285، ح245 ; احتجاج، ج2، ص278 ; بحارالأنوار، ج53، ص178، ح9

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:59  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(أَوَ ما رَأَیْتُمْ كَیْفَ جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ مَعاقِلَ تَأْوُونَ إِلَیْها، وَأَعْلاماً تَهْتَدُونَ بِها مِنْ لَدُنْ آدَمَ(علیه السلام)

 

آیا ندیدید كه چگونه خداوند براى شما، ملجأهایى قرار داد كه به آنان پناه برید، و عَلَم هایى قرار داد تا با آنان هدایت شوید، از زمان حضرت آدم(علیه السلام) تا كنون.

 

الغیبه، شیخ طوسى، ص286، ح245 ; احتجاج، ج2، ص278 ; بحارالأنوار، ج53، ص179، ح9 . 

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:58  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(عِلْمُنا عَلى ثَلاثَهِ أَوْجُه: ماض وَغابِر وَحادِث، أَمَّا الْماضی فَتَفْسیرٌ، وَأَمَّا الْغابِرُ فَمَوْقُوفٌ، وَأَمَّا الْحادِثُ فَقَذْفٌ فیِ الْقُلُوبِ، وَنَقْرٌ فی الاَْسْماعِ، وَهُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنا، وَلا نَبیَّ بَعْدَ نَبِیِّنا)

 

علم ما اهل بیت(علیهم السلام) بر سه نوع است: علم به گذشته و آینده و حادث. علم گذشته، تفسیر است; علم آینده، موقوف است و علم حادث، انداختن در قلوب، و زمزمه در گوش هاست. این بخش، بهترین علم ماست و بعد از پیامبر ما، رسول دیگرى نخواهد بود.

 

دلائل الإمامه، ص524، ح495 ; مدینه المعاجز، ج8، ص105، ح2720 .

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:57  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

  

هشدار!

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَداهَ إِلى أَنْ تَنْقَضیِ الْنُجُومْ)

 

ملعون و نفرین شده است كسى كه نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد، تا موقعى كه ستارگان ناپدید شوند.

 

 الغیبه، طوسى، ص271، ح236 ; احتجاج، ج2، ص298 ; بحارالأنوار، ج52، ص16، ح12 ; وسائل الشیعه، ج4، ص201، ح4919 .

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:56  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

 

عاقبت به خيري راحته به شرطي كه:

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

 

(وَالْعاقِبَهُ بِجَمیلِ صُنْعِ اللّهِ سُبْحانَهُ تَكُونُ حَمیدَهً لَهُمْ مَا اجْتَنَبُوا الْمَنْهِیَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ)

 

با ساخت نیكوى خداوند، فرجام كار، مادامى كه شیعیان از گناهان دورى گزینند، پسندیده و نیكو خواهد بود.

احتجاج، ج2، ص325 ; بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 . 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:10  توسط علی معصومی  | 

امام صادق عليه السلام خطاب به شاگردان و شيعه هاي خود فرموده اند:

اياكم ان تعملوا عملا يعيرونا به، فان ولد السوء يعير والده بعمله ، كونوا لمن انقطعتم اليه زينا و لاتكونا عليه شينا صلوا في عشائرهم وعودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم و لايسبقونكم الي شيء من الخير فانتم اولي به منهم

مبادا كاري كنيد كه ما را بدان سرزنش كنند، همانا به خاطر كردار فرزند بد، پدرش سرزنش مي گردد، براي كسي كه به او دل سپرده ايد ( امام بر حق) زينت باشيد و بر او مايه ي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 9:50  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

حضرت علی علیه السلام فرموده اند:

 

اخترت من التوراة اثني عشر آية فنقلتها الي العربية و انا انظر اليها في كل يوم ثلاث مرات:

دوازده آيه از تورات انتخاب كردم و به عربي ترجمه كردم و هر روز سه مرتبه در آنها مي نگرم:

 

الاولي يابن آدم لا تخافن سلطاناً ما دام سلطاني عليك باق و سلطاني عليك باق ابدا

1-  اي فرزند آدم! از سلطاني بيم نكن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 9:25  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:

پيوسته گروهي از امت من بر دروازه هاي دمشق و پيرامونش و بيت المقدس و پيرامون آن مبارزه مي كنندو ياري نكردن آنها زياني به آنها نمي رساند . آنان تا روز قيامت پشتيبان حق اند.

كنز العمال ح 35051 به نقل از سايت شهيد آويني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:45  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  یک نظر

امام كاظم علیه السلام فرمودند:
 
 
دَعوَةِ الصائِمِ تَستَجابُ عِندَ اِفطارِه

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33به نقل از سايت شهيد آويني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:37  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  یک نظر

امام حسن علیه السلام فرمودند:

ان لکل صائم عند فطوره دعوة مستجابة فاذا کان اول لقمة فقل : بسم الله اللهم یاواسع المغفرة اغفر لی

هر روزه داری هنگام افطار یک دعای اجابت شده دارد . پس در اولین لقمه افطار بگو: به نام خدا ، ای خدایی که آمرزش تو فراگیر و وسیع است ، مرا ببخش

 

(اقبال الاعمال ، ص 116)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11:6  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  2 نظر

 رفیق و دوست عمیق‏ترین تأثیر را بر زندگی و رفتار انسان دارد، تا آنجا كه گفته شده: «اَلْمَرْءُ عَلی دینِ خَلیلِهِ؛ انسان بر آیین رفیقش است.» به این علّت در قرآن و روایات، سخت بر آیین دوست‏یابی تاكید و سفارش شده است. امام حسن مجتبی علیه‏السلام نیز از نزدیكترین افراد خانواده تا شیعیان انتظار دارد كه در انتخاب دوست و رفیق دقّت بخرج دهند و مراقب باشند كه در دام دوستان ناباب گرفتار نشوند.

در سفارشی به یكی از فرزندان خویش فرمود:

«یا بُنَی لا تُواخِ اَحَدا حَتّی تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَاِذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلی اِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِی الْعُسْرَةِ

پسرم! با هیچ كس برادری [و دوستی] مكن مگر آنكه [اوّل] بدانی كجا رفت و آمد دارد و از چه خانواده‏ای می‏باشد، هر گاه به این مسئله پی بردی و معاشرت و دوستی او را [طبق معیارها] پسندیدی، پس با او برادری [و دوستی] كن، در گذشتن از لغزشها و همدردی در سختی

تحف العقول، ص 404، شماره 3.

به نقل از سايت تبيان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:44  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

از یك سو دنیا جای حوادث و مصائب است و از طرف دیگر، انجام عبادات و كنترل شهوات نیاز به قدرت و نیرو دارد، آنچه انسان را در مقابل حوادث و مصائب نیرومند و مقاوم می‏سازد، صبر و بردباری است و آنچه انسان را بر انجام عبادات نیرو و توان می‏بخشد، استقامت و پایداری است. و آنچه انسان را بر شهوات غالب و پیروز می‏سازد، صبر و پایداری است.

از انتظارات مهمّ امام حسن مجتبی علیه‏السلام این است كه شیعیان و پیروان او در تمام مراحل زندگی صابر و بردبار باشند، حضرتش در این زمینه دلسوزانه می‏فرماید:

«جَرَّبْنا وَ جَرَّبَ الْمُجَرِّبُونَ فَلَمْ نَرَ شَیئا اَنْفَعُ وِجْدانا وَ لا اَضَرُّ فِقْدانا مِنَ الصَّبْرِ تُداوی بِهِ الاُْمُورُ

تجربه ما و دیگران نشان می‏دهد كه چیزی نافع‏تر از داشتن صبر، و زیانبارتر از فقدان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:43  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

فكر و اندیشه، و یا تامّل و تدبّر، آن گاه ارزش حقیقی و عینی خویش را نشان می‏دهد كه منجر به عمل و تلاش و سعی و كوشش شود، وگرنه تفكری كه منهای عمل باشد، ارزش واقعی نخواهد داشت. در واقع فكری مطلوب و كارساز است كه به عمل و تلاش بینجامد.

یكی از انتظارات امام حسن علیه‏السلام این است كه بندگان الهی در كنار علم و اندیشه، اهل تلاش و عمل باشند.

آن حضرت فرمود:

«اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ وَ جِدُّوا فی الطَّلَبِ وَ تِجاهِ الْهَرَبِ وَ بادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَ هادِمِ الَّذّاتِ، فَاِنَّ الدُّنْیا لا یدُومُ نَعیمُها وَلا تُؤمَنُ فجیعُها وَلا تَتَوَقّی مَساویها، غُرُورٌ حائِلٌ وَ سِنادٌ مائِلٌ

ای بندگان خدا! پرواپیشه باشید و برای رسیدن به خواسته‏ها تلاش كنید و از كارهای ناروا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:42  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

علم و دانش آنگاه نتیجه‏بخش و ثمرده خواهد بود كه با تفكّر و تدبّر همراه باشد. خواندن و فراگیری قرآن نیز آنگاه مفید و مثمر خواهد بود كه با تدبّر و تفكّر همراه شود. از مهم‏ترین انتظاراتی كه امامان ما از شیعیان خویش داشته و دارند، این است كه اهل اندیشه و تفكر باشند. آنان این توقّع را با بیانهای مختلف ابراز نموده‏اند.

امام مجتبی علیه‏السلام می‏فرماید:

 «اُوصیكُمْ بِتَقْوَی اللّه و اِدامَةِ التَّفَكُّرِ، فَاِنَّ التَّفَكُّرَ اَبُو كُلِّ خَیرٍ وَ اُمُّهُ

شما [شیعیانم] را به پروا پیشگی و اندیشیدن دائم سفارش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:40  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  نظر بدهید

 

علم و دانش كلید خیرات و دستیابی به سعادت است. بدون دانش نه راه سعادت معلوم است و نه حركت ممكن؛ به همین جهت از مهم‏ترین مأموریتهای انبیا در طول تاریخ، تعلیم كتاب و آموزش مسائل دینی و تربیتی بوده است. از مهمترین توقّعات امامان معصوم علیهم‏السلام از شیعیان این است كه اهل دانش و فراگیری حكمت باشند.

امام حسن مجتبی علیه‏السلام درین باره فرمودند:

 «عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَكَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِكَ »

دانش خود را به مردم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:38  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  یک نظر

 

از مهمترین انتظاراتی كه تمام انبیأ و اولیأ از بندگان خدا، داشته‏اند و دارند این است كه مردم در كارها و رفتارها خدا محور باشند و رضایت الهی و خداوندی را در تمام امور محور و اساس قرار دهند.

 

امام حسن مجتبی علیه‏السلام نیز كه خود خدا محور و سراپا اخلاص بود، از امت اسلامی و شیعیان خویش توقّع و انتظار دارد كه رضایت الهی را محور فعّالیت خویش قرار دهند. این توقّع را گاه با بیان زیان مردم محوری و خارج شدن از محور رضایت الهی ابراز می‏دارد، آنجا كه فرمود:

«مَنْ طَلَبَ رِضَی اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّهُ اُمُورَ النّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَكَلَهُ اللّهُ اِلَی النّاسِ

هر كس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم كفایت می‏كند و هر كس كه با به خشم آوردن خداوند دنبال رضایت مردم باشد، خدا او را به مردم وا می‏گذارد.

محمدی ری شهری، میزان الحكمة، ج 4، ص 153.

و گاه فوائد خدا محوری و در نظر گرفتن رضایت الهی را به زبان می‏آورد و می‏فرماید:

«اَنَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجُسْ فی قَلْبِهِ اِلاّ الرِّضا اَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ»

من ضمانت می‏كنم برای كسی كه در قلب او چیزی نگذرد جز رضا[ی خداوندی]، كه خداوند دعای او را مستجاب فرماید.

بحار الانوار، ج 43، ص 351.

راوی از حضرت امام حسن علیه‏السلام این مهمّ را چنین نقل می‏كند: امام حسن علیه‏السلام روز عید فطر بر گروهی از مردم گذر كرد كه مشغول بازی و خنده بودند، بالای سر آنها ایستاد و فرمود:

«اِنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا لِخَلْقِهِ فَیسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ اِلی مَرْضاتِهِ فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفازُوا وَ قَصَّر آخَرُونَ فَخابُوا

به راستی، خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه برای خلق خود قرار داده است تا به وسیله طاعت او برای جلب رضایت خداوند بر یكدیگر سبقت گیرند. مردمی سبقت گرفتند و كامیاب گشتند و دیگران كوتاهی كردند و ناكام ماندند

تحف العقول ، ص 410، شماره22.

رسیدن به رضایت الهی آرزوی تمام انبیأ بوده است. لذا در روایت آمده است كه:

 «موسی علیه‏السلام عرض كرد: خدایا! مرا به عملی راهنمایی كن كه با انجام آن به رضایت تو دست یابم. خداوند وحی كرد كه‏ای فرزند عمران! رضایت من در سختی و گرفتاری تو است كه طاقت آن را نداری. موسی به سجده افتاد و مشغول گریه شد...، سرانجام وحی شد كه‌ای موسی! رضایت من در رضایت تو به قضا و تقدیرات من است»

منتخب میزان الحكمه، محمدی ری شهری، ص 221، شماره 2628.

 

 

منبع: سايت تبيان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:35  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  یک نظر

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذی خَلَقَ الاَْجْسامَ وَقَسَّمَ الاَْرْزاقَ، لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالٌّ فی جِسْم، لَیْسَ كَمِثْلِهِ شیءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ، وَأَمَّا الاَْئِمَّهُ(علیهم السلام) فَإِنَّهُمْ یَسْأَلوُنَ اللّهَ تَعالى فَیَخْلُقُ، وَیَسْأَلوُنَهُ فَیَرْزِقُ، إِیجاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَإِعْظاماً لِحَقِّهِمْ)

تنها خداوند متعال است كه اجسام را خلق و روزى ها را تقسیم كرده است; زیرا او جسم یا حلول كننده در جسم نیست. چیزى همانند او نیست. او شنوا و داناست; امّا ائمّه(علیهم السلام) چیزى را از خدا مى خواهند و خدا نیز براى آنان خلق مى كند. از خدا مى خواهند، خدا هم روزى مى دهد. خدا چنین مى كند، چون بر خود حتم كرده كه خواسته ى آنان را اجابت و منزلت و شأن آن ها را عظیم گرداند.

الغیبه، طوسى، ص 294، ح248; احتجاج، ج2، ص285; بحارالأنوار، ج 25، ص 329، ح4. 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:51  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  یک نظر

 

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(لا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ ما قَدْ كُفیتُمْ)

خود را براى دانستن آن چه از شما نخواسته اند به مشقت نیندازید.

كمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; احتجاج، ج2، ص284 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10

 

شرح اين حديث گهربار را در ادامه مطلب بخوانيد:


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:9  توسط علی معصومی  | 

عکس فرشته ها ...!!!!!!!!!!!!!!
....چطور شد آمدید اینجا؟ خودت آمدی...نه عزیزم...فرستادندت...بیا برای یکدیگر دعا کنیم
 

ببین ...فرشته ای که تو در دعا می جویی...

بر فراز عشق ایستاده است

تا با خشت نوشته ای دل  عاشقت را به یغما ببرد...

هنوز بیابانهای نیشابور

مردی را با دستان گلین

و پاهای برهنه بخاطر می آورد

که چهره آفتاب سوخته اش...

حیثیت خورشید را به بازی گرفته بود

مردی که سروده بود:

من یکی کارگر بیل بدستم بر من

نام شاعر مگذارید و حرامم مکنید...

دامن عفتم آلوده به شهرت مکنید

بگذارید که پاک آمده ام پاک روم...

بیاد حیدر یغما...شاعر بیسواد و خشتمال نشابوری

+ : نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:8 توسط :: رقیم :: نظر بدهيد

 

فرشته ها با یک نیت خوب متولد

 

وبایک قصد بد میمیرند!!   رقیم

+ : نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 12:9 توسط :: رقیم :: 4 نظر

 

دعا کنین داغونا رو....

توسط:777
تورو خدا واسه منم دعا کنید داغون داغونم

+ : نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 10:17 توسط :: رقیم :: 2 نظر

 

فرشته در نگاه یک یتیم

 

پرپر میزند...

+ : نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 10:14 توسط :: رقیم :: 2 نظر

 

حس پاک شدن

 

و یا حقیقت آن

 

این روزها احساس میشود

 

فطر نزدیکترین  جاده...

 

تا مرز فرشته هاست....مبارک باد

+ : نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:12 توسط :: رقیم :: 4 نظر

 

همین الان...

واسه خودت دعا کن...

 اگه خیلی لارجی...

واسه بغل دستیت دعا کن

اگه خیلی لارج تری...

واسه رقیبت دعا کن

اگه خیلی خیلی لارجتری...

واسه دشمنت دعا کن

...نه با خشم...یا بی حوصله گی...

بلکه عین دعای یه مادر به فرزندش!!

سخته ...نه

زورت میاد؟؟

اگه اینجوریه...غرور داری...هنوز با فرشته ها

یک غرور کیلومتر فاصله داری جونم!!

+ : نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 9:10 توسط :: رقیم :: 5 نظر

 
ببین فرشته را که نشسته به عارض این گل
+ : نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 10:4 توسط :: رقیم :: یک نظر

 

ما باید پاک باشیم مثل فرشته ها...

 

وگرنه شیاطین ما را خواهند بلعید.

+ : نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 9:43 توسط :: رقیم :: 2 نظر

 

بیا دعا کنیم...

 

فرشته های پاک منتظر...

 

برای لحظه های بی حضور من...

 

برای آن زمان که تو

 

برای دوست میشوی فدا

 

بدون چشمداشت...بسی متین و بی صدا!!!

+ : نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 8:51 توسط :: رقیم :: 4 نظر

دلم میخواهد که همه دوستانم را

 

در آغوش بگیرم...

 

اما افسوس...

 

کتف هایم بسته است!!

+ : نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 9:46 توسط :: رقیم :: 6 نظر

 دوش در آغوش فرشته ها...بودیم

...و آن مهربانان...

شراب وحدت را به ما نوشاندند

بگونه ای شد که بین خود و فرشته و شراب و نوشیدن

فرق نتوانیم نهادن...

شب گذشته است

و هنوز از آغوشمان بوی مشک و عطر میاید!!!!!!

+ : نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 10:3 توسط :: رقیم :: 2 نظر

 

فرشته ها سر سفره افطار

اول برای دیگران

بعد برای دوستان

بعد برای غریبان

بعد برای همسایگان

بعد برای دشمنان

...دعا میکنند

دست آخر یادشان می آید ...

که خودشان را فراموش کرده بودند....شماچی؟؟؟؟

+ : نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 8:13 توسط :: رقیم :: 8 نظر

...من او نیستم ...من بنده اویم ...

 

مخلوق او...

 

همین قدر میدانم ...

 

من نباشم او هست

 

...اونباشد من نیستم

+ : نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:31 توسط :: رقیم :: 2 نظر

 

می توان

 

روزه خویش را

 

با نگاه مستی آور یک فرشته...گشود...

+ : نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 7:51 توسط :: رقیم :: 3 نظر

خواهم آمد روزی...

دستهایم پر نیلوفر و عشق

و نفسهایم به زلالی بهار

...و به تو مژده دیدار خدا خواهم داد!!!

+ : نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 12:33 توسط :: رقیم :: نظر بدهيد

امروز ...خواهم شکست

آری حباب کوچک فردای خویش را

شاید که از تداوم ایام...

وارهم!!!

+ : نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 8:45 توسط :: رقیم :: 14 نظر

دلامعاش چنان کن که گر بلغزد پای

  

           فرشته ات به دودست دعا نگه دارد 

+ : نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 11:18 توسط :: رقیم :: نظر بدهيد

دلامعاش چنان کن که گر بلغزد پای

  

           فرشته ات به دودست دعا نگه دارد 

+ : نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 11:18 توسط :: رقیم :: نظر بدهيد

 

فرشته شناسی



 

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.
او برروی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.
وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.
پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد))
ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟»
مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد.
این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!
او حسابی عصبانی شده بود.
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.
آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد...
در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود.
- چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند...
 -1سنگ ... پس از رها کردن!
 -2حرف ... پس از گفتن!
 -3موقعیت... پس از پایان یافتن!
 -4 و زمان ... پس از گذشتن

+ : نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 9:16 توسط :: رقیم :: یک نظر

خودت را فدا کن ...بمیر از خودی

 

که گویند تو دلبر خود شدی!!!!!

 

چو پروانه در آتش اندر بمان

 

که فهمی کند عشق را مردمان

 

ازین سوختن میشوی تو معلم...بسی

 

اگر خود پرستی...بمانی خسی!!!! 

+ : نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 10:48 توسط :: رقیم :: یک نظر

رمضان....!!!!!!

+ : نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 10:23 توسط :: رقیم :: یک نظر

+ : نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 10:55 توسط :: رقیم :: نظر بدهيد

+ : نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 10:37 توسط :: رقیم :: نظر بدهيد

 

روایت است كه خدای تعالی به حضرت داوود وحی فرمود: ای داود، همواره در تاریكی شب استغفار كن، كه هر كس وقتی مردم خوابند، تنها برای من به نماز بایستد، فرشتگانم را فرمان دهم تا برای او استغفار كنند و بهشت ویژه من او را آرزو كند و هر تر و خشكی برای او دعا خواند.

میرزا جواد ملكی تبریزی، رساله لقاء الله: ص 129.

+ : نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 8:39 توسط :: رقیم :: 2 نظر

یه نفر نوشته:

 

نوشته بودی بیاین واسه اونایی که مشکل دارن دعا کنیم
2تا از هموطناموون از دوستامون حالشون خیلی بده
واسشووون دعا کنیم

+ : نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 8:32 توسط :: رقیم :: 2 نظر

تـــویـی آن نقطهٔ افتـــاده فـــارغ         ‌     كه اندر خلد خــواهی گشت بالغ

بلوغ اینجاست در عقبی ظهورش            ‌   دلت اینجاست در فردوس نورش

در و دیوار جنـّت از حیـات است               زمیــن و آسمـان او نجــات است

درخــت طیـبـــه آنجـــا برویــد         ‌     كه دست و پـا سخن آنجــا بگوید

نه آنجــا اقربـا مــاند نه اسبـــاب         ‌     كــه فرزند عمــل باشنـد انسـاب

+ : نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 8:0 توسط :: رقیم :: 6 نظر

 

مادرت را

پدرت را

وهمه خوبان را ...

یاد کن

ای که زمین خانه توست

و فرشته که خودش مهر خداست...

پروانه توست...

...و نباشد عشق را هم...پروا

 

......

یاد کن ...تا یاد کنندت ...فردا!!!!

+ : نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 11:53 توسط :: رقیم :: 3 نظر

 

عشق یعنی از خودت بیرون شوی

خنده بر لب چهره ای پر خون شوی

عشق یعنی وارهی از بند تن

ساکن صحرا شوی مجنون شوی

عشق یعنی در زمان عافیت

بوعلی باشی ودر قانون شوی!!

+ : نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 13:27 توسط :: رقیم :: 3 نظر

عشق از زبان بچه ها!

سوال های زیر را از بچه های پنج تا ده ساله پرسیده اند . اما انگار جواب های انها خیلی هم بچه گانه نیست!
بهترین سن برای ازدواج چند سالگی است ؟                           
{84 سالگی! چون در ان سن مجبور نیستید کارکنید و می توانید هی دراز بکشید و فقط همدیگر را دوست داشته باشید.} جودی ، 8ساله .
{مهدکودکم که تمام بشود ،میروم و برای خودم دنبال زن میگردم } تام ،5 ساله.

در اولین قرار ملاقات ، زن و مردها به هم چه می گویند ؟                
{
در اولین قرار ملاقات فقط به هم دروغ می گویند و این معمولاباعث می شود که از هم خوششان بیاید و یک قرار دوم بذارند } مایک ، 10 ساله .
مساله حیاتی : بهتر است ادم مجرد بماند یا ازدواج کند ؟              
دختر ها بهتر است مجرد بمانند ، اما پسر ها باید ازدواج کنند چون یک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بیفتد و تمیز کند !} لینت ، 9 ساله .
{ بابا این چیز ها سردرد می اورد . من فقط یک بچه ام . من همچین بدبختی هایی را نمی خواهم}کنی ، 7 ساله .
چرا دو نفر عاشق هم می شوند ؟                             
{ هیچ کس نمی داند چه اتفاقی می افتد ، ولی من شنیده ام که یک ربط هایی به بویی که ادم می دهد دارد ، برای همین است که مردم این قدرعطر و ادکلن می خرند } جین ، 9 ساله .
{می گویند یکی به قلب ادم تیر می زند و این حرف ها ، ولی مثل اینکه بقیه اش این قدر درد ندارد }هارلن ، 8 ساله .
عاشق شدن چطوری است ؟                                     
مثل یک بهمن که برای زنده ماندن باید زود از زیر ان فرار کنی } راجر ، 9 ساله .
{ اگر عاشق شدن مثل یاد گرفتن حروف الفبا سخت است ، من یکی که نمی خواهم ، خیلی طول می کشد !} لئو ، 7 ساله .
نقش خوشتیپی در عشق                                        
{اگر می خواهید کسی که در حال حاضر جزئی از خانواده تان نیست ، دوستتان داشته باشد ، خیلی مهم نیست که خوشگل باشید }ژوانه ، 8 ساله .
{فقط قیافه مهم نیست . من را نگاه کنید . خیلی خوشتیپم . اما هنوز کسی پیدا نکرده ام که با من ازدواج کند } گری ، 7 ساله .
{ زیبایی یک چیز ظاهری است ، نمی تواند خیلی ماندگار باشد } کریستینه ، 9 ساله .
چرا عشاق دست هم را می گیرند ؟                             
{می خواهند مطمئن شوند که حلقه هایشان نمی افتد ، چون خیلی بالایش پول داده اند }دیو، 8 ساله.
عقاید محرمانه درباره ی عشق                                   
{من عشق را دوست دارم ، فقط به شرطی که وقتی تلویزیون کارتون می دهد ،اتفاق نیفتد .} انیتا ، 6 ساله .
{عشق ادم را پیدا می کند ، حتی اگر خودت را از ان پنهان کنی .من از پنج سالگی تلاش دمی کنم که خودم را از ان پنهان کنم ولی دختر ها مدام پیدایم می کنند } بابی ، 8 ساله .
{خیلی دنبال عشق نیستم .فکر می کنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافی سخت است }رژینا ، 10 ساله .
ویژگی های شخصی برای اینکه عاشق خوبی باشید                       
{یکی از شما باید بلد باشد که خوب چک بنویسد ،چون حتی اگر صد هزار کیلو هم عشق داشته باشید ، باز هم یک قبض هایی هست که باید پرداخت کنید }اوا ، 8 ساله .
راه هایی که می شود کسی را عاشق خودتان کنید             
{به انها بگویید که فروشگاه های زنجیره ای شکلات دارید } دل ، 6 ساله .
{یک سری کار ها را نکنید . مثلا کتانی سبز بدبو داشته باشید ...ممکن است با این کارتان توجه کسی را جلب کنید اما توجه ، عشق نیست . }الونزو ، 9 ساله .
{ یکی از راه هایش این است که دختر مورد نظر را برای غذا خوردن بیرون دعوت کنید . حتما یک چیزی بخرید که دوست دارد ؛ مخصوصا سیب زمینی سرخ کرده . } بارت ، 9ساله .
چطوری می شود فهمید دو تا ادمی که توی رستوران غذا می خورند عاشق هم هستند ؟  
{ فقط نگاه کنید و ببینید که مرد صورت حصاب رابر میدارد یا نه . این راهی است که میشود فهمید عاشق شده یا نه } جان ، 9 ساله .
{ عاشق ها فقط به هم خیره می شوند و غذایشان سرد میشود . بقیه بیشتر به غذا توجه می کنند} براد ، 8 ساله .
{ اگر یکی از انها دسر هایی سفارش بدهند که با اتش درست می کنند ، عاشقند . چون یعنی قلب خودشان هم انجوری است ... توی اتش } کریستینه ، 9 ساله .
وقتی مردم می گویند : دوستت دارم ، به چه فکر می کنند ؟           
{به خودشان می گویند :بله واقعا دوستش دارم . ولی کاش میشد حداقل روزی یکبار دوش بگیرد . }میشله ، 9 ساله .
چطور میشود عاشق ماند ؟                                        
{اسم زنتان رافراموش نکنید ... این کار کل عشق را نابود می کند .} راجر ، 8 ساله .
{همسرتان را زیاد ببوسید . این کار باعث میشود او یادش برود که شما هیچ وقت اشغال را بیرون نمی گذارید } رندی ، 8 ساله .

+ : نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 11:14 توسط :: رقیم :: 4 نظر

 

یکی درین سرای بی غروب

 

فرشته را صدا نمود و رفت....

 

برای بغض پاک ابرهای دور

 

دقایقی دعا نمود و رفت...

 

همین که خواستم ببینمش

 

غمین شد و حیا نمود و رفت...

 

...مرا و این دل اسیر را چه زود

 

به حال خود رها نمود و رفت!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:7  توسط علی معصومی  | 

فضایل علی (ع)در کتاب های اهل تسنن

در این قسمت به فضایل امیرالمومنین در چندین باب اشاره می کنم و بخاطر طولانی بودن هر هفته یک   باب یا چند باب کوتاه  را برای شما باز گو می کن ان شا الله مورد توجه قرار گیرید

باب اول:

 فضيلتهاى فراوان حضرت على عليه السّلام‏

 (1) [الرياض النضرة 2/ 214] از «عمر بن خطّاب» روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: هيچكسى به اندازه على عليه السّلام به كسب فضائل نائل نيامده است؛ فضائل آن حضرت به اندازه‏اى است كه هر كسى به حقيقت آنها برسد، او را به راه راست هدايت مى‏كند و از گمراهى رهائى مى‏بخشد.

 «طبرانى» هم، اين روايت را نقل كرده است.

 (2) [مستدرك الصحيحين 3/ 107] از «محمد بن منصور طوسى» روايت كرده است كه از «احمد بن حنبل» شنيدم، مى‏گفت: فضائلى كه براى على عليه السّلام شمارش شده به اندازه‏اى است كه، براى هيچيك از صحابه پيغمبر، آنچنان فضائلى، ذكر نشده است.

 (3) [الاستيعاب 2/ 466] مى‏نويسد: «احمد بن حنبل» و «اسماعيل بن اسحاق قاضى» اظهار داشته‏اند، احاديثى كه به «سند حسن» درباره فضائل حضرت مولى على عليه السّلام روايت شده است، درباره هيچيك از صحابه، روايت نشده‏است. و «احمد بن شعيب بن على نسائى» همين موضوع را هم متذكر شده است.

مؤلف گويد: همين حديث را «ابن حجر عسقلانى» در «صفحه 72 صواعق» و در «فتح البارى 8/ 71» و «شبلنجى» در «نور الابصار صفحه 73» متذكر شده‏اند و به سند مزبور، علاوه بر «احمد حنبل» و «اسماعيل بن اسحاق» و «نسائى»، «ابو على نيشابورى» را اضافه كرده‏اند.

 (1) [الامامة و السياسة ص 93] نقل كرده است، گويند مردى از قبيله همدان به نام «برد» بر معاويه وارد شد، در اين هنگام «عمرو بن عاص» از حضرت على عليه السّلام نكوهش مى‏كرد، مرد همدانى خطاب به او گفت: اى عمرو! از پيرمردان خودمان شنيده‏ام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است:

 «من كنت مولاه فعلىّ مولاه»

.          [هر كه را باشم منش مولا و دوست             ابن عمّ من، على، مولاى اوست‏]

 و اضافه كرد: آيا اين حديث كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است، صحيح است يا باطل، درست است يا نادرست؟ «عمرو» گفت: اين حديث صحيح و درست است. و من براى تأييد درستى آن، اضافه مى‏كنم كه مناقب و فضائل هيچيك از صحابه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله، به اندازه مناقب و فضايل على عليه السّلام نيست! مرد همدانى از شنيدن آن، شگفت زده و بيمناك شد.

 (2) [تاريخ بغداد 2/ 221] از «ابن عباس» روايت كرده است كه سيصد آيه در قرآن كريم، در شأن حضرت على عليه السّلام، نازل شده است.

 (3) [الصواعق المحرقة ص 76 و نور الابصار شبلنجى ص 73] اظهار داشته‏اند، «ابن عساكر» از «ابن عباس» نقل كرده است، آياتى كه در قرآن كريم در شأن حضرت على عليه السّلام روايت شده، در حق هيچيك از صحابه، نازل نشده است.

و گويند: «ابن عساكر» از «ابن عباس» روايت كرده است كه سيصد آيه در قرآن كريم در شأن حضرت على عليه السّلام نازل شده است‏

باب دوم:

 نور حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و حضرت على عليه السّلام پيش از آفرينش حضرت آدم عليه السّلام و آفرينش آن دو بزرگوار از يك سرشت است‏

 (1) [الرياض النضرة 2/ 164] از «سلمان فارسى» روايت كرده است كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم، مى‏فرمود: من و على، چهارده هزار سال پيش از آفرينش آدم عليه السّلام، نورى بوديم در برابر حضرت پروردگار، هنگامى كه حق تعالى، آدم را بيافريد، آن نور را دو بخش فرمود، كه يك بخش آن، من بودم و بخش ديگرش، على عليه السّلام. و همين حديث را «احمد حنبل» در كتاب مناقبش روايت كرده است.

 (2) مؤلف گويد: همين حديث را، «ذهبى» در [ميزان الاعتدال 1/ 235] از تاريخ «ابن عساكر» نقل كرده است و سند آن منتهى به جناب «سلمان» مى‏شود.

 (3) [مجمع هيثمى 9/ 128] از «بريدة» روايت كرده است كه در يكى از اوقات، حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله، حضرت على عليه السّلام را به امارت لشكر تعيين كرد و آن حضرت را بسوى يمن، گسيل داشت و «خالد بن وليد» را هم بسوى جبل،

و فرمود: اگر اين دو تن با يكديگر گرد آمدند،

 (1) على عليه السّلام امور همه مردم را به عهده بگيرد. لشكر به راه خود ادامه داد و با دشمن روبرو شد و آنها را شكست داد و غنيمتهاى بسيارى نصيب مسلمانان شد كه مانند آنرا بدست نياورده بودند، حضرت على عليه السّلام كنيزكى را از باب خمس به اختيار در آورد. «خالد بن وليد»، «بريدة» را به حضور طلبيد، و گفت: اين كنيزك را جزء غنائم قرار بده و از كارى كه على عليه السّلام انجام داده است، پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مطلع ساز. «بريدة» به دستور «خالد» عازم مدينه شد و هنگامى وارد مسجد شد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در منزل تشريف فرما بود و گروهى از اصحاب در بيرون منزل منتظر ديدار رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله بودند؛ به مجردى كه «بريدة» را ديدند، از وى پرسيدند: از جنگ چه خبر؟ در پاسخ گفت:

جنگ بخوبى برگزار شد و خداى تعالى يمن را بدست مسلمانان فتح كرد.

پرسيدند: اكنون براى چه، به مدينه آمده‏اى؟ در پاسخ گفت: على عليه السّلام كنيزكى را از باب خمس در اختيار درآورده است، در اين رابطه به مدينه آمده‏ام، تا گزارشى خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تقديم كنم. اصحاب تشويق كردند كه هر چه زودتر عملى را كه على عليه السّلام انجام داده، به اطلاع پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله برسان؛ بديهى است با اين گزارش كه تو مى‏دهى، على عليه السّلام از چشم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله افتاده و بى‏اعتبار مى‏گردد. و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تمام گفتگوها را شنيد، در حالى كه خشمگين شده بود، از منزل بيرون آمد و فرمود: مگر چه شده است كه جمعى از شما از على عليه السّلام انتقاد مى‏كنيد و دم از نكوهش او مى‏زنيد؟ آگاه باشيد! هر كس از على عليه السّلام نكوهش كند، از من نكوهش كرده است. و كسى كه از او دورى كند، از من دورى كرده است. براستى كه من از على هستم، و علىّ از من است. على عليه السّلام از سرشت من آفريده شده است و من از سرشت ابراهيم عليه السّلام هستم و من از ابراهيم عليه السّلام با فضيلت‏ترم. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «1» سپس خطاب به «بريدة»، فرمود: مگر ندانسته‏اى كه براى على كنيزهائيست بيشتر از آن كنيزى كه او را، از باب خمس، در اختيار در آورده است؟ و او پس از من، ولىّ شماست. در اين هنگام از فرصت استفاده كرده، عرض كردم: به حق صحبتى كه با شما دارم، دست مبارك بگشائيد و با من، به اسلام تازه‏اى كه افتخار آنرا پيدا كرده‏ام، بيعت فرمائي «بريدة» گويد: از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جدا نشدم تا به اسلام تازه‏اى كه عرض داشتم، با من بيعت فرمود.

(1) [تاريخ بغداد 6/ 58] به سند خود، از حضرت موسى بن جعفر بن محمد عليهم السّلام از پدرش، او هم از جد بزرگوارش، روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: من و هارون بن عمران و يحيى بن زكريّا و على بن ابيطالب، از يك سرشت آفريده شده‏ايم.

 (2) [حلية الاولياء 1/ 84] از «ابن عباس» روايت كرده است، كسى كه دوست مى‏دارد به حيات من زنده بماند و به مردن من، بميرد و در بهشت عدن كه درختان آنرا خداى تعالى با دست با بركت خود كاشته است، آرام گيرد، پس از من، على عليه السّلام را دوست بدارد و دوست او را هم دوست بدارد و به پيشوايان پس از من، اقتدا نمايد؛ چرا كه آنان عترت من‏اند، و از سرشت من، آفريده شده‏اند و از نعمت فهم و علم برخوردار گرديده‏اند. واى بر امّتم كه فضيلت ايشان را انكار كند و قطع صله رحم از آنها بنمايد، اينان كه به چنين كارهائى اقدام مى‏كنند، به شفاعت من نايل نمى‏گردند


یک نظر  

نوشته شده توسط روح الله عظامی در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 18:47 موضوع فضایل وصفات امیرالمومنین از دیدگاه شیعه و سنی | لینک ثابت


در راه وصال

سال 254 هجري قمري است. بشر بن سليمان در بازار برده فروشان بغداد كنجكاوانه به پيش مي‏رود(2) و در اين حال براي چندمين بار  صحنه واگذاري مأموريتي را كه از امام هادي‏عليه السلام بر عهده داشت، به خاطر مي‏آورد:

ساعاتي از شب گذشته بود كه دَرِ خانه به صدا در آمد. با سرعت به جانب در رفتم و چون در را گشودم، كافور - خادم أبي الحسن علي بن  محمدعليه السلام - را در مقابل خويش ديدم. او را فرستاده بودند تا مرا به سوي ايشان بخواند.

لباسم را پوشيدم و رفتم. چون بر ايشان وارد شدم، مشاهده كردم كه با پسر بزرگوارش أبا محمد، امام حسن عسكري‏عليه السلام و خواهر  گرامي‏اش - حكيمه - مشغول گفت‏وگو است؛ وقتي نشستم، فرمود:

اي بشر! تو از فرزندان انصاري و اين ولايت همواره در خاندان شما از پدران به پسرانشان به ارث خواهد رسيد؛ زيرا شما مورد اعتماد ما  خاندان رسالتيد و لذا من تو را به فضيلتي مشرّف مي‏سازم كه صاحبان همت‏هاي بلند از شيعه براي آن، از هم سبقت مي‏گيرند و آن برتري،  سرّي است كه تو را به آن آگاه مي‏سازم و اختيار مي‏دهدم تا كنيزي را بخري.

چون سخن امام به اين جا رسيد، قلم و كاغذ برداشت و شروع به نوشتن نامه‏اي به خط و زبان رومي كرد، و پايان آن را به مُهر خويش  مزيّن ساخت.

سپس كيسه‏اي زرد رنگ را كه در آن دويست و بيست دينار بود در آورد و فرمود:

اينها را بگير و رو به سوي بغداد آر! پيش از ظهر فلان روز، در بغداد خواهي بود، در جاده كنار رود فرات قدم گذار! پس چون به قايق‏هاي  اسيران و بخش فروش كنيزان، رسيدي در ميان فروشندگان چشم بگردان. و كيلان بني عباس در خريد كنيز و دسته‏هاي كوچكي از جوانان  عراق را مشاهده مي‏نمايي. سپس نزديك رو و در كنار برده فروشي كه عمربن يزيد نام دارد قرار گير، آن گاه صبر كن تا زماني كه كنيزي با  صفاتي چند را كه مي‏گويم بياورند:

دو لباس حرير ضخيم بر تن دارد. از كشف حجابش و از اين كه به او دست زنند مي‏پرهيزد و چون كسي قصد مي‏كند كه او را از وراي نقاب  نازكي كه بر چهره زده بنگرد نگاه خود را به جانبي ديگر مي‏چرخاند. با اين كار، صاحبش [عصباني شده ]او را مي‏زند و او با فرياد به زبان  رومي چيزي بر زبان مي‏راند. بدان كه او مي‏گويد: «واي از هتك حجابم!...».

  (عليهم السلام)  (عليهم السلام)  (عليهم السلام)


ادامه مطلب

3 نظر  

نوشته شده توسط روح الله عظامی در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 12:33 موضوع مقالات علوی و مهدوی | لینک ثابت


فضایل امیر المومنین در کلام خلفا

از منابع مهمى كه در شناخت وجود ملكوتى حضرت على عليه السلام موجود است،كلمات و مرويات خلفاى سه گانه مى‏باشد.دانستن اين مطالب از چند جهت مورد توجه اهميت است:

 اولا،مقام رفيع امير المؤمنين على عليه السلام را از زبان كسانى كه به عنوان بعضى از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مطرح بودند،و سخنان آن حضرت را شنيدند،مى‏شناسيم .ثانيا:به طور قطع،ميزان شناخت پيروان مذاهب مختلف عامه با مطالعه اين مطالب،نسبت به آن حضرت بيشتر و كاملتر خواهد شد.و تحولى نو در آنان پديد خواهد آمد. (1) ثالثا:از اين طريق،ماهيت كسانى كه بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم،سفارشها و وصاياى آن حضرت را در مورد خلافت و ولايت على عليه السلام ناديده گرفته و با ايجاد شوراى انحصارى،اقدام به تعيين خليفه براى مسلمين كردند،كاملا روشن مى‏شود.در ادامه همين مباحث،سخنان و رواياتى كه عايشه در زمينه عظمت على عليه السلام بيان كرده است نيز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

اكنون به ترتيب و به صورت جداگانه،سخنان و مرويات آنان را مورد دقت و توجه قرار مى‏دهيم :

1 - سخنان و مرويات ابوبكر بن ابى قحافه

الف:...فقال ابو بكر:صدق الله و رسوله،قال لى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ليلة الهجرة،و نحن خارجان من الغار نريد المدينة:كفى و كف على فى العدل سواء. (2) ...

ابوبكر گفت:خدا و رسولش راست گفتند،رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در شب هجرت در حالى كه بيرون از غار بوديم و اراده (رفتن) به مدينه را داشتيم به من فرمود:دست من و دست على در عدل و داد برابر است.

ب:عن عائشة قالت،رأيت أبا بكر الصديق يكثر النظر الى وجه على بن ابى طالب،فقلت:يا أبة انك لتكثر النظر الى على بن ابى طالب؟فقال لى:يا بنية سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول:النظر الى وجه على عبادة. (3)


ادامه مطلب

نظر بدهید  

نوشته شده توسط روح الله عظامی در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 7:39 موضوع فضایل وصفات امیرالمومنین از دیدگاه شیعه و سنی | لینک ثابت


راهی به سوی حقیقت

 

مسأله امامت و جانشينى پيامبر، از مهم ترين و گسترده ترين موضوعاتى است كه در طول چهارده قرن گذشته، همواره مورد توجّه مسلمانان و محلّ بحثهاى فراوان بوده است.

تشكيل دو گروه عمده شيعه و سنى و به دنبال آن، بروز اختلاف نظرهاى فراوان در مسائل عقيدتى، فقهى، و... و نيز وقوع جنگها و درگيرى هاى فراوان و يا برگزارى جلسات و نشست هاى علمى و يا تأليف كتابها و مقالات بسيار، براى اثبات مدعاى هر يك از طرفين، از پيامدهاى همان اختلاف بر سر جانشين پيامبر است.

ملك شاه سلجوقى، جوانى آزادانديش و خواستار حقيقت بود و كوركورانه، از پدران خود پيروى نمى كرد و دوستدار دانش و دانشمندان بود. با اين حال، به سرگرمى و شكار و صيد، بسيار علاقه داشت.وزيرش نظام الملك نيز مردى دانشمند، بافضيلت، روى گردان از دنيا و داراى اراده اى قوى بود. نيكى و نيكوكاران را دوست داشت و پيوسته به دنبال حقيقت مى گشت و به اهل بيت پيامبر، عشق مىورزيد. مدرسه نظاميه بغداد را بنيان گزارد و براى دانشمندان و دانشجويان، حقوق ماهيانه قرار داد و بر نيازمندان و بيچارگان، مهر مىورزيد.روزى حسين بن على علوى، يكى از دانشمندان بزرگ شيعه، پيش ملك شاه آمد و با او به گفتگو پرداخت وقتى از نزد او خارج شد، يكى از حاضران وى را مورد تمسخر قرار داد.

ملك شاه پرسيد:ـ چرا او را مسخره نمودى؟

آن مرد در جواب گفت:ـ پادشاها! مگر نمى دانيد او از كافرانى است كه خداوند بر آنها خشم گرفته و نفرينشان كرده است؟

ملك شاه با تعجب پرسيد:ـ براى چه؟! مگر او مسلمان نيست؟!

ـ نه; او شيعه است.ـ شيعه يعنى چه؟ مگر شيعه يكى از فرقه هاى مسلمانان نيست؟

ـ نه; زيرا خلافت ابوبكر و عمر و عثمان را قبول ندارند.

ـ مگر مسلمانى هست كه خلافت آن سه نفررا قبول نداشته باشد؟

ـ آرى، آنها شيعيان هستند.

ـ وقتى خلافت آنها را قبول ندارند، چرا مردم آنها را مسلمان مى نامند؟

ـ به همين جهت گفتم كه آنها كافر مى باشند...

ملك شاه مدتى طولانى به فكر فرو رفته سپس گفت: بايد وزيرمان نظام الملك را حاضر كنيم تا حقيقت برايمان آشكار شود.

ملك شاه، نظام الملك را احضار كرد و از او پرسيد كه آيا شيعيان، مسلمانند؟

ـ اهل سنت در اين باب، اختلاف دارند. گروهى، شيعيان را مسلمان مى دانند. زيرا به يگانگى خداوند ورسالت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) شهادت مى دهند و نماز را به پا مى دارند و روزه مى گيرند. گروهى ديگر، آنها را كافر مى دانند.

ـ تعداد شيعيان چقدر است؟

ـ تعداد دقيق آنها را نمى دانم; اما تقريباً نيمى از جمعيت مسلمانان را تشكيل مى دهند.

ـ آيا نيمى از مسلمانان كافرند؟!

ـ برخى آنها را كافر مى دانند; اما من اعتقادى به كفر ايشان ندارم.

ـ آيا مى توانى دانشمندان شيعه و سنى را گرد هم آورى تا به بحث و گفتگو بپردازند و حقيقت براى ما روشن شود؟!

ـ اين كار، سخت است و از عاقبت آن، بر شاه و مملكت بيمناكم.

ـ براى چه؟

ـ زيرا مسأله شيعه و سنى، مسأله ساده اى نيست; بلكه مسأله حق و باطل است كه به خاطر آن، خون هاى بسيار ريخته شده، و كتابخانه هائى به آتش كشيده شده و زنانى به اسارت رفته اند. درباره آن، كتاب ها و مجموعه هاى گوناگونى فراهم آمده و جنگهاى بى شمارى بر سر آن به پا گرديده است.

پادشاه جوان از شنيدن اين جريان، متعجب گرديد و به فكر فرو رفت. پس از مدتى درنگ گفت: اى وزير! نيك مى دانى كه خداوند، كشورى پهناور و لشكريانى بى شمار به ما ارزانى داشته است. بنابر اين، بايد شكر اين نعمت را بجاى آوريم و شكر ما بدين است كه حقيقت را دريابيم; آنگاه گمراهان را به راه راست هدايت نماييم. بدون شك يكى از اين دو گروه بر حق و ديگرى باطل است; ناگزير بايد حق را بشناسيم و از آن پيروى كنيم و باطل را نيز شناخته، از آن دورى گزينيم. پس نشستى با حضور علماى شيعه و سنى ترتيب بده تا با يكديگر به بحث و گفتگو بپردازند. فرماندهان، دبيران و سران كشور را نيز دعوت كن. در اين صورت، اگر ديديم حق با اهل سنت است شيعيان را با زور به مسلك آنها وارد خواهيم نمود.

ـ اگر شيعيان، مذهب اهل سنت را نپذيرفتند، چه كنيم؟

ـ همه آنها را به قتل مى رسانيم.

ـ آيا كشتن نيمى از مسلمانان ممكن است؟!

ـ پس راه حل و چاره مشكل چيست؟

ـ از اين كار صرف نظر نماييد.

گفتگو بين شاه و وزير دانشمندش به پايان رسيد; ولى ملك شاه آن شب تا صبح آرام نگرفت و پيوسته در اين انديشه بود كه چگونه از اين بن بست خارج گردد.

شب دامن خود را برچيد و كم كم خورشيد سر زد و شاه به راه حل مناسبى دست يافت. وزير را فراخواند و گفت:

ـ علما و دانشمندان دو طرف را دعوت مى كنيم تا به بحث و مذاكره پردازند. ما از بين گفتگوهاى آنها، متوجه مى شويم كه حق با كدامين گروه است. چنانچه حق با اهل سنت باشد، شيعيان را با سخنان خوش و اندرز و نصيحت نيكو به اين راه دعوت مى نماييم و با مال و مقام، آنها را بدين مذهب ترغيب مى نماييم; همان گونه كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) با كسانى كه مى خمسأله امامت و جانشينى پيامبر، از مهم ترين و گسترده ترين موضوعاتى است كه در طول چهارده قرن گذشته، همواره مورد توجّه مسلمانان و محلّ بحثهاى فراوان بوده است.

تشكيل دو گروه عمده شيعه و سنى و به دنبال آن، بروز اختلاف نظرهاى فراوان در مسائل عقيدتى، فقهى، و... و نيز وقوع جنگها و درگيرى هاى فراوان و يا برگزارى جلسات و نشست هاى علمى و يا تأليف كتابها و مقالات بسيار، براى اثبات مدعاى هر يك از طرفين، از پيامدهاى همان اختلاف بر سر جانشين پيامبر است.


ادامه مطلب

2 نظر  

نوشته شده توسط روح الله عظامی در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 7:1 موضوع | لینک ثابت


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:5  توسط علی معصومی  | 

   در آموزش و پرورش

چپ و راست نداريم!

 

وزير آموزش و پرورش با اشاره به اين مطلب كه هر حزب و گروه و جرياني مي‌تواند در چارچوب موازين نظام جمهوري اسلامي ايران در اين وزارتخانه فعاليت‌ كنند گفت: در آموزش و پرورش چپ و راست نداريم.


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 23:15 | پیوند به وبلاگ شما  |  یک همراه
87/07/27

 

فعاليت نهضت سوادآموزي كشور

تا چند سال آينده متوقف مي‌شود.

      رييس سازمان نهضت سوادآموزي كشور در جمع کارکنان سازمان آموزش و پرورش استان لرستان گفت : فعاليت نهضت سوادآموزي تا چند سال آينده در كشور متوقف مي‌شود.


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 23:55 | پیوند به وبلاگ شما  |  منتظر همراهی تان هستم
87/07/26

 

مشكل بيكاري در كشور،

نشان‌دهنده ضعف آموزش است!

خبرگزاري فارس: وزير آموزش و پرورش گفت: ناتواني فارغ‌التحصيلان در يافتن شغل و مشكلات بيكاري نشان‌دهنده ضعف آموزش عالي و آموزش و پرورش كشور است.


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 23:54 | پیوند به وبلاگ شما  |  3 همراه
87/07/25

توضیحی دربارۀ عکس: این پسر اسمش حسنه! دانش آموز خودمه، این عکس، ۲ سال پیش (وقتی کلاس دوم بود) گرفته شده، الان حسن کلاس چهارمه و من باز هم معلمش!!! همونطور که بعضی دوستان حدس زدن، دانش آموز درسخوانی نیست! ولی در عوض، با ادب و حرف شنوه ...

و اما نظر دوستان:

۱- مرضیه: موش موشک!
موش بخوردت الهی حسن!

حالا ده ساله ای
یعنی ده ساله دیگه هم میتونی این طوری از ته دل بخندی؟
؟
؟
؟

۲-فرهمندپور:  خوب اول قسمت پیشونی این پسر کوچولو باز شد که به نظرم بزرگتر از سنش بود! بعد پوست تیره اش و دندونهای سفیدشو دیدم. از ژست با نمکش هم خنده ام گرفت! حالا چرا این عکس انقدر از جلو گرفته شده؟! کلاس هم مختلطه که لابد روستاست. ببینم مدرسه سرباز معلم جنوبی نیست؟!!

۳-هنوز دانش آموزم: كلافه است كمي
فقط همين .
كودك ديروز در او مي نگرد
و او امروز
خيره است به كودك ديروز .
ساده بگويم :
اين سال هاي آخر
درست مثل آن روز هاي اول
دنبال گمشده ا ي هست .
اين او و آن كودك

۴-سیاح پور: چه بچه ی بانمکی !
خنده ی ملیح اون شاید بیانگر هیچ احساسی نباشه اما شور و شوقی وصف ناپذیر رو می رسونه .
شاید هم داره به نصیحت های معلمش می خنده تا کفرش رو در بیاره. ولی نه فکر نمی کنم ، چون چشم هاش هم دارن می خندن . حتماً از خوشحالی شروع مدرسه است .
خدا می دونه !!!!!!!!

۵-مخ لس: 1-مثل اینکه شما هم از نقص کپی رایت رنج می برید.
2-دندانهای این مرد کوچک چه سفید است.
3-چه دنیایی شرینی داره، جلوی یه دوربین، احتمالا هم موبایلی، کلی ذوق کرده.
برداشتها تمام شد.

۶-آشنای دیار: خوشحال ولی کمی خجالتی درعوض زود ارتباط بر قرار میکنه !

۷-علی پورسلیمان: شاد بودن و رشد طبيعي در مدارس تفكيك نشده جنسيتي ...

۸-سلام: خنده ای از ته دل. انگار به چیزی رسیده که یه روزی آرزوشو داشته . بنظرم میاد که قرار گرفتن در مقابل دوربین عکاسی یا فیلم برداری ازجمله آمال و آرزوهاش بوده و حالا احساس می کنه از وصل رخ یار باید بخنده و شاد باشه. اگر او میدونست در کوهپایه های الوند و در لابلای آسمانخراشهای سربفلک کشیده دلمردگانی هستند که از دسترنج دستان پینه بسته پدرش از همه مواهب برخوردارند و بر خنده او می خندند هرگز نمی خندید و....

۹-شفیعی مطهر: به ابروانش منگر که سیاه است به چشمانش بنگر که همه نگاه است.

۱۰-جاوید خدمتی: این خنده با همه ارتباط برقرار می کند چون واقعی است و کسی به آن شک نمیکند.
دنیای کودک همیشه پاک و بی غل و غش است و کودک در مقابل هر نوع دوربین ولو از نوع تلفن همراه هم خودش است و نمی تواند نقش بازی کند و به این خاطر است که همه آرزوی بازگشت به دوران کودکی را داریم .

۱۱-شیدا: چه خنده ای. ای کاش همیشه رو لب هاش این خنده بمونه و زندگیش پر از شادی و نشاط باشه

۱۲-مصطفی علیزاده: خنده بر هر درد بی درمان دواست .
اما این یکی به گمونم خنده + یک حس دیگه است ...

۱۳-ستایش ۳ : تاشقایق هست زندگی باید کرد. اوبا ابن نگاه یک زندگی شایسته را که حق طبیعی هرکودکی است را ازما طلب می نماید.

۱۴-محمد / اندیشه: عكس جالبيه.

۱۵-انوری ثانی: و دوست داشتم که من هم هنوز شاگردی در پشت این نیمکتهای چوبی بودم تا معلمی در پای تخته سیاه.

۱۶-دل نوشته های یک معلم: چون این دبستان مختلطه فکر کنم این دانش آموز داره از اجرای طرح ادغام مدارس توسط وزیر می خنده!

۱۷-یکی مثل بقیه: ای جونم

پسر گلیه ولی شیطون و بازیگوش و از اونهایی که درس خون نیست .

۱۸-افق روشن: خوب خنده بر دروبین یا خنده از معصومیت؟

پراست از سوالاتی که کسی در پی پاسخ آنها بر نیامده شاید بر ما می خندد!!!

۱۹-معلم علی: دلم میخواهد بدانم علی احمدی در این سن و سال، لبخندش چه شکلی بود.

۲۰-مهدی عباسی: اگر از آینده یِ خود خبر داشت، شاید هرگز چنین از ته ِ دل نمی‌خندید.
گونه‌ها یِ سرخ‌اش نشان از روستایی بودنش می‌دهد و خنده‌اش، خنده یِ یک دهاتی ِ ساده است.

۲۱-داداشیان: ... واما لبخند زيباي تو اميد من براي ادامه ي مسير زندگي و رسيدن به هدفم يك خسته نباشيد به خستگي هاي روزانه ام تو به من راه را نشان بده تا بدانم براي تربيت تو از كدامين راه بايد گذر كنم. تو بگو كه از دنيا چه مي خواهي؟ تا بدانم چه درسي را به تو بياموزم....

۲۲-پرند: من چون یه دختر 16 ساله ام از دید خودم میگم:
این بچه بزرگ بشه جوون زشتی میشه !!!
اما امیدوارم درونش قشنگ باشه

۲۳-صدای معلم: نمی خواهم بدبینانه نظر بدم ولی گمان می کنم به مخاطب دوربین توصیه شده بخنده و خنده اش کمی مصنوعی به نظر میاد. البته بچه های روستا اون هم تو کلاس های مختلط خنده های واقعی زیاد دارن ولی این خنده ها حداکثر تا کلاس چهارمه و از اون به بعد متاسفانه کم کم، خنده ها رنگ می بازند!

۲۴-آرزو: تو قوی هستی ... چرا که می خندی پسر جان!!

۲۵-مشاور: کاش هیچ گاه گل لبخند را بر لبان دانش آموزانمان نخشکانیم ......

۲۶-قلم یاز: بنظرم در تصویر خنده بازیگوشی کودکانه کاملا مشهود است .

دوستان بزرگوار؛ همچنان منتظر درج نظرات ارزشمندتان دربارۀ عکس، هستم.

قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 18:37 | پیوند به وبلاگ شما  |  29 همراه
87/07/24

 

لايحه كسري بودجه تمام وزارتخانه‌ها

چند ماه آينده به مجلس تقديم مي‌شود!

 

خبرگزاري فارس: وزير آموزش و پرورش گفت: لايحه كسري بودجه تمام وزارتخانه‌ها از طرف دولت ظرف چند ماه آينده به مجلس تقديم مي‌شود.


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 23:59 | پیوند به وبلاگ شما  |  4 همراه
87/07/23

 

آموزش و پرورش در

 پرداخت حق‌الزحمة

معلمان رسمي، مشكل دارد!

 *خبرگزاري فارس: رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: آموزش و پرورش در پرداخت برخي از حق‌الزحمه‌هاي معلمان رسمي مشكل دارد.

*متأسفانه هنوز دولت لايحه‌اي براي حل كسري بودجه وزارت آموزش و پرورش به مجلس تقديم نكرده است.


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 22:52 | پیوند به وبلاگ شما  |  3 همراه
87/07/22

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي:

 

رويكرد مجلس  به مسائل

آموزش و پرورش مثبت است.

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامی رويكرد مجلس را در خصوص مسائل آموزش و پرورش، مثبت ارزيابي كرد.


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 20:29 | پیوند به وبلاگ شما  |  7 همراه
87/07/21

 معاون پرورشي و تربيت بدني

وزارت آموزش و پرورش، كانديداي

رياست كميته‌ي ملي المپيك شد!!!

 

     به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهدي اميني معاون پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش يكشنبه با حضور در محل ساختمان كميته ملي المپيك براي تصدي پست رياست كميته‌ي ملي المپيك نام نويسي كرد.


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 23:42 | پیوند به وبلاگ شما  |  یک همراه
87/07/20

 

طراحي نسخه پنجاه درصدي

طرح ساماندهي 

  نسخه اصلي طرح ساماندهي نيروهاي آموزش و پرورش كشور تا پنجاه درصد طراحي شده است!


ادامه مطلب را بخوانید
قلمی شد توسط : معلم نامه در ساعت 23:55 | پیوند به وبلاگ شما  |  5 همراه
87/07/19

شعر حافظ در زمان آدم، اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینــت اوراق بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:5  توسط علی معصومی  | 


نظرات شما راهنمای راه ما


نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/07/10 ساعت | لینک ثابت | یک نظر


اقتصاد سلماس

نوشته : علي اسماعيلي

اقتصاد سلماس و تاثیر آن بر آذربایجان غربی

با بررسي هريك از مناطق و شهرستان هاي استان آذربايجان غربي  به اقتصاد تاثير گذار شهرستان  مرزي سلماس در استان آذربايجان غربي مي رسيم . با تجزيه وتحليل هر يك از عوامل تاثير گذار بر اقتصاد استان به عواملي چون : همجواري اين شهرستان با كشور تركيه ( اروپا ) ، راه ارتباطي از طريق راه آهن رازي سلماس و وجود خاك حاصل خيز در دشت سلماس ،  كم مسافت ترين راه مركز استان آذرباجان غربي با مركز استان آذربايجان شرقي كه در پايين به بررسي هر يك از اين عوامل به طور مختصر مي پردازيم .

 

اقتصاد - سلماس نگين آذربايجان

 

1.     وجود 64 كيلومتر مرز مشترك با كشور تركيه و فاصله كم با مرز با عث تبادل غير قانوني كالا گرديده  است كه براي حل اين مشكل دولت به فكر ايجاد منطقه آزاد تجاري بوده  كه از سال 1375 تا به حال شاهد راه اندازي آن نبوديم .

2.    افتتاح بازارچه مرزي كوزه رش يكي از عوامل تاثير گذار در جذب بيكاران و جذب سرمايه از كشور هاي خارجمي باشد كه ده ها سال است شاهد وعده ي راه اندازي و افتتاح آن هستيم .

3.   با توجه به اين كه آخرين ايستگاه راه آهن جمهوري اسلامي ايران در شهرستان سلماس قرار دارد و تنها مسير ريلي و مواصلاتي كشور ايران با اروپا مي باشد ايستگاه مذكور نياز مند افتتاح و راه اندازي شعبه گمرگ و امكانات رفاهي و برقي كردن مسير ريلي سلماس تبريز مي باشد كه تا به حال اقدام اساسي صورت نگرفته است .

4.    وجود خاك حاصل خيز و آب مناسب براي كشاورزي و توليد ميوه هاي صادراتي مانند سيب – هويج -گندم منطقه را براي ايجاد كارخانه هايي همچون آرد سازي ، كنسانتره  و كارخانه هاي بسته بندي استاندارد مهيا نموده است .  

5.    گسترش امور دامي و دام پروري و دارا بودن شير مرغوب دراستان مسئولين و سرمايه گذاران را به ايجاد مراكز كشت و صنعت در سلماس ترغيب مي كند .

6.    با افتتاح پل شهيد كلانتري اقتصاد شهر سلماس با سوالاتي رو به رو مي شود  . نظير ، آيا مسافران اروميه تهران و بالعكس  از مسير سلماس مسافرت مي كنند ؟ جواب اين سوال واضح و روشن است نخير . شايد صرفه جويي در مصرف انرژي و وقت مهمترين جواب اين سوال مي باشد .

7.     وجود هنر هاي همچون قالي بافي در منطقه سلماس يكي ديگر از عوامل مي باشد .

 


نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/07/10 ساعت | لینک ثابت | نظر بدهید


افتخاري از سلماس براي آذربايجان

افتخاري از سلماس براي آذربايجان

مهراب بي درفش دارنده چندمين مدال طلا جهاني و قهرمان آسيا براي مسابقات جام جهاني عازم كشور فرانسه شد . اميد است افتخار آذربايجان مهراب بي درفش براي چندمين بار موفق به كسب مدال طلا شود .


نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/06/26 ساعت | لینک ثابت | 4 نظر


تشكر

از تمامی بازدید کنندگان که از سایت گروه نرم افزاری دیلمقان بازدید کرده اند نهایت سپاس و قدر دانی را می نماییم آمار بازدید هم وطنان باعث شده تا برای نوشتن مقالات و عکس هایی از سلماس به جستوجو بپردازیم ، تا با ارائه مطالب جالب اطلاع رسانی شایسته به اعتماد شما باشیم .

 


نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/06/18 ساعت | لینک ثابت | 3 نظر


برقی کردن مسیر راه آهن سلماس - تبریز

مدیرکل راه آهن آذربایجان از برقی کردن مسیر قطار راه آهن تبریز سلماس خبرداد.

برقی کردن مسیر راه آهن  سلماس – تبریز

برقي كردن مسير راه آهن سلماس تبريز

مدیرکل راه آهن آذربایجان از برقی کردن مسیر قطار راه آهن تبریز سلماس خبرداد.

محمدرضا دیبازر در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار واحد مرکز خبر در سلماس افزود : با مساعدتهای رئیس کمسیون عمران مجلس و نماینده مردم سلماس و برخی مدیران راه آهن کشور مطالعه برقی کردن مسیر راه آهن تبریز – صوفیان – سلماس و رازی در آینده بسیار نزدیک شروع خواهد شد.

وی افزود : اجرای این طرح جزو طرح های اصلی وزارت راه و ترابری در استان است که در سفر دوم ریاست جمهوری به آذربایجان غربی در مورد آن تصمیم گیری خواهد شد.

آقای دیبازر از پایان بهسازی خطوط 3 ایستگاه رازی – میلادی و بابکان در حوزه استان آذربایجان غربی با اعتبار 50 میلیاردریال خبر داد و اضافه کرد : طرح بازسازی 4 ایستگاه سلماس ، رازی ، بابکان و میلادی هم با اعتبار 5 میلیاردریال اجرا می شود که هم اکنون 80 درصد کارهای اجرایی این ایستگاهها به اتمام رسیده است.

مدیرکل راه آهن آذربایجان گفت : با هدف بهینه کردن علایم ارتباط با سیگنالهای راه آهن کار احداث فیبرنوری بین تبریز تا ایستگاه رازی با اعتبار 50 میلیارد ریال به پایان رسیده و در هفته دولت به بهره برداری کامل می رسد.

منبع : روزنامه جام جم


نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/05/31 ساعت | لینک ثابت | 4 نظر



با پیشنهاد ها و نظرات خود ما را یاری کنید


نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/05/11 ساعت | لینک ثابت | 2 نظر



سلماس
نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/05/11 ساعت |
لینک ثابت | نظر بدهید


تمبر ياد بود نخستين همايش سلماس كه در 17 ارديبهشت ماه پرده برداري و ابطال شده

تمبر ياد بود همايش تاريخ بزرگ سلماس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:4  توسط علی معصومی  | 

بررسي موانع و مشکلات سرمايه گذاري در صنعت توريسم

اشاره

نوشته حاضر ، درآمدي بر است بر صنعت توريسم و ابعاد فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي اين صنعت در سطوح منطقه اي و شهري . در اين مقاله ، تلاش مي شود تا با مقدمه اي هرچند مختصر در باب صنعت توريسم و گردشگري ، به شناسايي پتانسيل هاي بالقوه و بالفعل گردشگري در شهرستان سلماس پرداخته شود و با معرفي اين استعداد ها ، موانعي را که بر سر راه اين پتانسيل ها وجود دارد ، مورد بررسي قرار داده و راهکارهايي را در جهت رفع اين موانع و حرکت به سوي تعالي اين صنعت در شهرستان سلماس پيشنهاد دهيم . در اين مقاله گردشگري و توريسم مترادف هم به کار رفته اند .

بخش اول

1-    مقدمه بر صنعت توريسم و ابعاد اجتماعي آن

الگوي جديد زندگي و تغيير و تحولات طبقه متوسط شهر نشين ، نوع جديدي از پر کردن اوقات فراغت را به وجود آورده . چگونگي گذراندن تعطيلات عيد و مقايسه ي آن با سال هاي نچندان دور نشان مي دهد که الگوي فراغت از شيوه هاي قديمي و گذراندن وقت در اجتماع فاميل فاصله گرفته و بسوي سفر کشيده شده است . همانطور که مي دانيد تا قبل از انقلاب صنعتي سفر مختص به طبقه مرفه جامعه بود ، اما بعد از انقلاب صنعتي با پخش شدن پول بيشتر دست طبقه ي کارگر ، سفر گسترش پيدا کرد . بعد ها هم عوامل ديگري مثل صنعت غذاي حاضري و اينترنت کمک زيادي به صنعت توريسم کردند . اما بطور کلي بالا رفتن سطح آگاهي و ضرورت دوري از محيط کار و فشار هاي ناشي از توسعه صنعتي باعث شد که جهانگردي به عنوان يک پديده اجتماعي شناخته شود و توجه خاصي را به سمت خودش جلب کند . جامعه شناسي توريسم اين بحث را مطرح مي کند که چرا توريست عکس جمع مي کند و سرمايه دار سرمايه . سنت ها و تاريخ نقش مهمي در توريستي شدن محل دارند . توريست ها اگر دنبال يک منطقه ي صنعتي هستند ، دنبال يک منطقه صنعتي قديمي هم هستند . با اين حال نظر ديگر هم هست که توريست ها به دنبال زرق و برق هستند اما در مقابل اين نظريه جامعه شناساني که معتقدند توريست ها به دنبال تاريخ و قدمت هستند مي گويند :نقاط توريستي کوچک اند ، شهر هاي بزرگ معمولي اند ، زندگي روزمره دارند ، گرانند و غير دوستانه ، مردم تحت تسلط سازمان هاي پيچيده زندگي شان کم عمق و سطحي شده است پس دنبال واقعيت ها مي گردند ، پس مي روند تا در جاي ديگر آن را جستجو کنند . تا قبل از سال هاي 1950 مکتب هاي سوسياليستي و راديکاليستي که طرفداران زيادي هم داشتند به نحوي دست و پاي مردم را براي سفر بسته بودند اما بين سال هاي 1950 تا 1960 جوانان اروپايي با کوله پشتي و با پاي پياده بدون هيچ مقصدي و يا هدف خاصي راه افتادند و قانوني و غير قانوني از مرز ها مي گذشتند و تعداد آنها آنقدر زياد بود که از ماموران مرزبان هم کاري ساخته نبود . اين حرکت تا جايي ادامه پيدا کرد که حتي مردم هم به اين جوانان کمک مي کردند . جوانان سرگردان در ميدان ها به يکديگر مجله و کتاب هديه مي دادند و شيوه هاي ساده و ارزان آشپزي را ياد مي گرفتند و بهت انگيزترين داد و ستد فرهنگي و اجتماعي تاريخ بشر به راه افتاد .

2-   توريسم به عنوان يک پديده اجتماعي

در جهان امروز عواملي در صنعت توريسم بوجود آمده اند که مي توان به عنوان پديده هاي اجتماعي اجتناب ناپذير از آنها نام برد :

رشد جمعيت ، شهرنشيني روبه رشد و فشار هاي زندگي شهري ، رشد ارتباطات و فناوري که موجب آگاهي مي شود ، رشد حمل و نقل ، افزايش اوقات فراغت ، افزايش مشاغل جهانگردي در تجارت جهاني . الگويي وجود دارد که نشان دهنده ي سير تکاملي و مرحله هايي است که صنعت جهانگردي در جامعه طي مي کند . اين مرحله ها عبارتند از : اکتشاف ، درگيري و مشارکت ، رشد و توسعه ، همبستگي ( استحکام و انسجام ) ، اشباع شدن ( رکود ) بعد از پشت سر گذاشتن اين مرحله تجديد حيات و دوباره جوان شدن است . مرحله ي همبستگي تنها مرحله اي است که اثرات اجتماعي زيادي دارد .

3-  تاثيرات فرهنگي و اجتماعي صنعت توريسم

توريستي شدن يک منطقه ، منجر به تاثير و تاثرات متقابلي بين جامعه ميزبان ( منطقه توريستي ) و جامعه ميهمان ( جمعيت گردشگران ) به لحاظ فرهنگي و اجتماعي مي گردد . منظور از اثرات اجتماعي تغييراتي است که در زندگي مردم جامعه ي ميزبان به وجود مي آيد و اين تغيير به دليل تماس مستقيم اهالي و ساکنان بومي و جهانگردان است و منظور از اثرات فرهنگي تغييراتي است که در هنر ، آداب و رسوم و معماري مردم ساکن جامعه ميزبان رخ مي دهد .اين آثار را به شرح زير مي توان توضيح داد :

1- آثار مقصد بر گردشگر :   

  سلامت جسم و روان : با صنعتي شدن زندگي و شرايط خاصي که بر جهان به سبب روند شتابان شهرنشيني و آلودگي هاي محيط شهري به وجود آمده ، سلامت جسمي و رواني افراد در معرض تهديد قرار گرفته است و توريسم به مثابه راه حلي گاه مفيد در تامين اين سلامت داراي کارکرد است .

   کسب تجربه : از آنجا که محيط مقصد ، محيط متعارف زندگي و کسب و کار گردشگر نيست ، و او شناخت کمي نسبت به مکان مورد بازديد دارد ، هر برخورد او با مقصد مي تواند تجربه اي نو براي او باشد که موجب پختگي فرد مي شود تا جايي که سعدي گفته :

 بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي /// صوفي نشود صافي تا درنکشد جامي

 2- تاثيرات فرهنگي اجتماعي گردشگري بر مقاصد :

هرچه تعداد گردشگران در محيطي بيشتر باشد تاثير آنها هم برمقصد بيشتر است . البته نوع گردشگر هم بسيار مهم است به عنوان مثال گردشگران فرهنگي (گردشگران کاوشگر) وقتي به جايي سفر مي کنند به شدت نسبت به رعايت قواعد فرهنگي جامعه مقصد خود را متعهد مي دانند و به نوعي مي کوشند تا احترام به سنت ها بگذارند در مقابل آنها گردشگران تفريحي هستند که معمولا کمتر چنين دغدغه اي را دارند . گردشگر هم مي تواند بر مقصد تاثير بگذارد هم مي تواند تاثير بگيرد . به عنوان مثال يکپارچگي مقصد يا اصالت سنت هم در اين زمينه تاثير گذار است ، در جوامعي با پايه هاي فرهنگي قوي تاثير پذيري از مهمان ها کمرنگ تر و در عوض شايد تاثيرگذاري بر آنها قدرتمند تر باشد . اما هرچه جامعه دچار چندپارگي فرهنگي باشد که حاصل شرايط بد اقتصادي و سياسي و ... داد تاثيرپذيري آن از فرهنگ ميهمان مي تواند گسترده تر باشد . از جمله تاثيراتي که گردشگران بر جامعه مقصد مي گذارند عبارتند از :

-         نحوه هزينه کردن : الگوهاي هزينه ي سفر توسط گردشگر مي تواند جامعه ي مقصد را مورد تاثير قرار دهد .  فرض کنيد که گردشگران بيش از حد در مکاني خرج کنند ، و اين امر حالت فخر فروشي به خود بگيرد و اين امر موجب شکاف ميان جامعه محلي و گردشگران منجر خواهد شد . البته اين موضوع هم بيشتر براي گردشگران تفريحي پيش مي آيد تا گردشگران فرهنگي .

-          تنوع بخشي : اين مسئله در جوامع بسته در بلند مدت مي تواند به باز شدن فضاي اجتماعي و فرهنگي و تعامل بيشتر افراد در جامعه کمک کند اما در بعد افراطي مي تواند به تهاجم فرهنگي تبديل شود.  

-         تهاجم فرهنگي : توريست هاي کشورهاي صنعتي زماني که به کشورهايي با فرهنگ سنتي مي روند به همراه خودشان شيوه هاي رفتاري و لباس پوشيدن و غذا خوردن و نوشيدني هاي خودشان را به ميزبان عرضه مي کنند ، در حقيقت نه داد و ستد فرهنگي بلکه هجوم فرهنگي در کار است . ورود ميليون ها بيگانه با رفتارهاي غير عادي براي فرهنگ هاي سنتي و اصيل مي تواند اساس نظم اخلاقي جامعه ميزبان را به هم بريزد و بدون شک در ميان توريست ها افراد بي بند وبار هم هستند که اين مسئله وضع را بدتر مي کند .

الگوها و معيار هاي نامطلوب فرهنگي و اجتماعي فقط با ورود توريست هاي خوش گذران به کشورهاي سنتي پخش نمي شود بلکه زماني که جهانگردي از کشورهاي سنتي به کشورهاي ديگر به خصوص آنهايي که در حفظ ارزش هاي فرهنگي و شئونات اجتماعي و اخلاقي خود هيچگونه نظارت و حساسيتي ندارند وارد مي شوند بازهم خطر انها را تهديد مي کند.

-         تداوم ميراث فرهنگي : گذر زمان در جوامع در حال توسعه گاهي موجب کم شدن توجه مردم از ميراث فرهنگي و هنري خود مي شود و سنت ها کمرنگ و نزد مردم از مد افتاده مي شوند و يا فقط نمادي از آنها نزد کهنسالان باقي مي ماند اما وقتي گردشگري با توجه گردشگري فرهنگي گسترش پيدا کند اين سنت ها و جشن ها و آيين ها با تقاضا روبه رو مي شوند که نتيجه ي آن مي تواند زنده سازي و تقويت ميراث فرهنگي باشد . البته اين کار مي تواند يک تاثير منفي هم داشته باشد و آن اين است که ممکن است اين فرهنگ ها جنبه ي بازاري به خود بگيرند يعني طوري اجرا شوند که مورد خوشايند گردشگران واقع شود نه آن طور که واقعا بوده. (گوهري، محمدرضا : برگرفته از آدرس  : http://tourismindustry.blogfa.com/post-32.aspx)

 

بخش دوم

4-  درباره شهرستان سلماس

4-1-تاريخچه

شهرستان سلماس از جمله شهرستانهاي شمال استان آذربايجان غربي است . به لحاظ تاريخي ، اين شهرستان در زمان هخامنشيان زاروند يا زروند خوانده مي شد . با اين حال اين شهرستان ، قدمتي باستاني و تاريخي بيش از اين دارد . کاوش هاي باستان شناختي در تپه باستاني ( کول تپه ) ، خبر از تمدن چندين هزار ساله در اين شهرستان مي دهد . دهكده نه هزار ساله سلماس –اهروان ( اهرنجان ) – که در واقع ، قديمي ترين محل اسكان بشري در منطقه خلور ميانه بوده است ، دليل اين مدعاست . اواخر سال 1371هـ .ش بود كه يك دهكده باستاني بي نظير در شهرستان سلماس به اطلاع جهانيان رسيد . اين دهكده كه از نوع خود جزو قديمي ترين دهكده هاي واقع در خاور ميانه مي باشد و از اين حيث از اهميت زيادي برخوردار است در شمال شهر سلماس در نزيديكي كوي فرهنگيان قرار دارد كه سلماسي ها آن را به علت وجود خاكستر ( كول ) (كول تپه )مي نامند . در سال ها اخير كشاورزان همسايه با اين دهكده كهنسال و زعم آنان معدن خاكستر ، خاك مقوي  آن را براي تقويت زمينهاي مزروعي خود مي بردند . به طوري كه از اين دهكده باستاني تنها چهار هكتار باقي مانده است .. در اين مكان باستاني ابتدا سنگ هاي اوبسيدين از معادن آتشفشاني غرب سلماس و بعضا تركيه وارد و پس از اعمال كار هاي صنعتي روي اين سنگ ها ، آنها را به ابزار و آلات برنده و جنگي مانند چاقو ، سر نيزه و آلات ديگر تبديل و به ديگر اقوام ديگر جهان صادر كرده و تجارت مي كردند . وجود مصنوعات سنگي شامل ظروف ، سيني هايگرد ، سيني هايسفال و وزنه هاي گرد سنگي معروف  فعاليتهاي زيادي براي تامين غذا از طريق كشاورزي در اين منطقه بود است . در اين منطقه همچنين سفالهاي منقوش خاكستري متمايل به سياه و مسطح سفالي كشف شده كه سفالهاي از نوع سفالهاي نخجوان مربوط به دوره برنز قديم در دو هزار و نهصد سال قبل از ميلاد است . يكي از نكات برجسته در مورد تاريخ اين دهكده اين است كه ابتدا اين دهكده در زمين مسطح بوده و وسعت قابل ملاحظه آن در قديم نيز نشانگر آباد و پر جمعيت بودن اين دهكده باستاني بوده و بعدا در طي سالهاي متمادي ، لايه هاي تاريخي به آن اضافه شده است . به طوري كه در لايه هاي فوقاني در اين تپه نشاني از استقرار سه دوره فرهنگي مربوط به هزاره هاي ششم و پنجم و چهارم قبل از ميلاد وجود دارد ، سفالهاي مكشوفه از كول تپه از لحاظ قدمت در موقعيت پايين تري قرار دارند با اين حال بر اساس علم جديد باستانشناسي ، پس از سنگ ،سفال قديمي ترين و دقيق ترين پديده و ابزاري است كه براي گاه شناسي و تعيين تاريخ انسان بدوي و ماقبل تاريخ سنديت دارد و نيز نمودارگوياي است از پيشرفت تمدن و فرهنگ انسانه در ادوار گذشته به طوري كه بعضي از محققين پا را از اين هم فراتر نهاده سفال را تعيين كننده تاريخ تمدن بشري دانسته اند. ( اسمعيلي : برگرفته از وبلاگ سلماس نگين آذربايجان : http://snair.blogfa.com/post-13.aspx )

4-2-جاذبه هاي توريستي

سلماس شهري است که تماشاي آثار و مکانهاي ديدني آن ، نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي کند . اين شهر ، شهر سيب ، عسل ، فرش ، گلهاي محمدي و بوي گلهاي لاله زار شهداست . شهري با قدمت ده هزار ساله که از هر گوشه گوشه تاريخ ، يادگاري در خاکش به همراه دارد . بناها و آثار تاريخي و جاذبه هاي ديدني اين شهر ، اگر چه به لحاظ ميزان کاوشهاي باستاني مورد بي مهري قرار گرفته است و آنگونه که بايد محوطه هاي باستاني اين شهر مورد مطالعه قرار نگرفته اند ، با اين وجود ، شمار آنها به قدري است که بتوان اين شهر را هم به لحاظ جادبه هاي طبيعي و هم به لحاظ جاذبه هاي باستان شناختي ، در زمره شهرهاي توريستي قلمداد نمود .  در ادامه جاذبه هاي توريستي اين شهرستان را از نظر مي گذرانيم :

شهرستان سلماس ، به لحاظ قدمت تاريخي ، مقام اول را در خاورميانه به خود اختصاص داده است . مکانها و محوطه هاي باستانشناختي از جمله قديمي ترين روستاي خاورميانه ( اهرنجان ) ، گورچين فلعه ، زنجير قلعه ، قلعه هدر ، قاعه چهريق ، قلعه ميناس ، حجاري هاي خان تختي ( سنگ نگاره خان تختي ) ، اوچ قارداش داغي ، کليساي هفتوان ، کليساي خسروآباد ، کليساي روستاي پته وير ، کليساي حضرت يعقوب ، کليساي آخته خانه ، کليساي ملحم و ... دليل روشني بر باستاني بودن اين منطقه مي باشد . از ديگر بناهاي تاريخي اين شهرستان مي توان به منطقه باستاني ديلمان ، حمام شيخ ، آقا مسجدي ديلمان ( مسجد امام حسن فعلي ) ، امامزاده برگشاد ، امامزاده تازه شهر و از مناظر و جاذبه هاي طبيعي گردشگري شهرستان ( جاذبه هاي اکوتوريستي ) به سواحل درياچه اروميه ، آبشار خورخورا ، دشت تمر ، رودخانه و سد زولا ، تالاب چيچک ، کوهستان شينتال ، آب معدني ميناس ، آبگرم ايسي سو ، چشمه صدقيان ، تالاب آغ زيارت ، دره دريک ، دره تمر ، رودخانه ديرعلي چاي و ... اشاره کرد . لازم به ذکر است که بسياري از تاريخي اين شهرستان ، از جمله اولين مدرسه به سبک نوين در آذربايجان با نام ميرزا سعيد سلماسي و مناره خاتون و ... ، در زلزله مهيب و مخرب 1309 از يمان رفتند . جريان مهاجرت اکراد عثماني به آذربايجان غربي و وقايع تاسف بار جيلولوق نيز در جريان افول رونق اين شهرستان تاثير زيادي داشتند .

4-3-موانع موجود بر سر راه جذب گردشگر در شهرستان سلماس

با توجه به مطالعاتي که از سوي نگارنده در شناسايي موانع موجود بر سر راه جذب گردشگر در شهرستان سلماس صورت گرفته است ، مي تواند موارد زيل را طرح نمود :

1.       عدم وجود هتل يا مهمانسراي مناسب براي ميهمانان داخلي و خارجي

2.        عدم وجود تفريحگاه هاي مناسب در شهرستان

3.         عدم وجود اداره گمرک در شهرستان

4.       عدم وجود راه ترانزيتي ( دو بانده نبودن جاده هاي مواصلاتي )

5.       عدم وجود شعباتي از سازمانهاي ميراث فرهنگي و گردشگري در شهريتان

6.       عدم وجود تابلوهاي راهنمايي شهري مناسب ( راهنمايآثار باستاني )

7.       عدم اطلاع رساني کافي در راستاي آگاه سازي مردم از مکانهاي تاريخي و گردشگري شهرستان

8.       عدم وجود انجمن ها يا آژانسهاي گردشگري اي که به جذب توريست در شهرستان اقدام نمايد

9.       عدم برگزاري همايشها و سمينارهايي براي معرفي نقاط و آٍر باستاني شهرستان و آسيب شناسي صنعت توريسم در اين شهرستان

10.    عدم آشنايي مردم با فرهنگ گردشگري و مناسبات ميان ميزبان و ميهبان گردشگري

11.    عدم تعامل رسانه ها و مطبوعات محلي و ميراث فرهنگي و گردشگري شهر براي معرفي آثار گردشگري

12.    عدم حمايت نهادها ذيربط از فعاليت ها و آثار فرهنگي و هنري توليد شده در شهرستان ( بروشورها ، سي دي ها و کتابهاي مربوط به اين شهرستان )

13.    نبود بسترهاي مناسب براي سرمايه گذاري و عدم حمايت از سرمايه گذاران در اين بخش

14.    عدم حمايت مادي و معنوي از فعالان و محققان حوزه گردشگري

15.    کمبود امکانات رفاهي و بهداشتي مربوط به گردشگري

16.    کافي نبود نبودن سايت ها و شبکه هاي اطلاع رساني رسانه اي و اينترنتي و در نتيجه نبود يک بانک اطلاعاتي منسجم در باره پتانسيل هاي گردشگري در شهرستان

17.    کم تيراژ بودن بروشورهاي گردشگري و به طور کلي آثار مادي مربوط به معرفي پتانسيل هاي گردشگري

18.    واقع شدن شهرستان در بن بست منطقه اي

19.    کم توجهي مسئولين به حوزه هاي زيباسازي شهرستان

و ...

اقدامات جديد انجام شده در حوزه گردشگري شهرستان به مثابه راهکارهايي که مي تواند به توسعه گردشگري شهرستان بيانجامد به شرح زير است :

1.       استفاده بهينه از خط راه آهن شهرستان

2.       راه اندازي سايت معرفي شهرستان سلماس

3.       انتشار کتابهاي تاريخي و معرفي مکانهاي باستاني

4.       چاپ نقشه گردشگري شهرستان

5.       انتشار سي دي بانک اطلاعاتي سلماس به صورت نرم افزاري ( براي اولين بار در شمال غرب کشور )

6.       انتشار سي دي هاي مستند معرفي شهرستان سلماس

و برنامه هاي در دست اجرا شامل

7.       افتتاح موزه شهرستان ( با 98/.  پيشرفت کار )

8.       احداث هتل سه ستاره در شهرستان

9.       تکميل فازهاي بعدي پارک ديلمان باغي

10.    احداث اتوبان کمري شهرستان

11.    احداث تفريگاه هاي جديد

12.    تعقيب و راه اندازي بازار ويژه اقتصادي

و ...

 

جمع بندي

با عنايت به طرح مسائل و مشکلاتي که موانع عمده ي توسعه صنعت گردشگري در شهرستان سلماس محسوب مي شوند ،در حال حاضر ، براي شهرستان سلماس ، نمي توان صنعتي با عنوان صنعت توريسم متصور شد . در بهترين حالت و با اندکي اغماض مي توان گفت که صنعت توريسم اين شهرستان ، صنعتي بسيار نوپاست که در صورت توجه به پتانسيل هاي غني و ثروتمند اين شهرستان ، مي توان اين صنعت را به صنعت درجه اول اين شهرستان تبديل نمود . پتانسيلهاي تاريخي و باستان شناختي اين شهرستان در کنار جاذبه هاي طبيعي گردشگري ، قابليت تبديل اين شهرستان را به يکي از قطب هاي گردشگري کشور و حتي در سطوح بين المللي را نشان ميدهد . اميد است با توجه مسئولين شهرستان از طرفي و رغبت سرمايه گذاران به سرمايه گذاري در اين بخش ، اين صنعت فرهنگي و اقتصادي ، جان تازه اي بگيرد و سلماس ، به جايگاه واقعي خود درمقايسه با ديگر شهرستان ها دست يابد . کلام آخر را بايد چنين گفت :

سلماس ، نه تنها نگين آذربايجان ، که گوهري است تابناک در تاريخ انسانيت . شهري که مردمانش بعد از زلزله اي فاجعه بار ، دوباره پا مي خيزند و شهري به سرو قامتي سلماس ، از نو مي سازند ، بي شک سزاوار ستايش اند .

 

منابع

- اسماعيلي ، علي : برگرفته از وبلاگ سلماس نگين آذربايجان : http://snair.blogfa.com/post-13.aspx )

- زاهدي ، شمس السادات ، مباني توريسم و اکوتوريسم پايدار (با تاکيد بر محيط زيست) ، تهران ، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ، 1386 .

- گوهري، محمدرضا : برگرفته از وبلاگ  : http://tourismindustry.blogfa.com/post-32.aspx

- فکوهي ، ناصر ، انسان شناسي شهري ، تهران ، انتشارات ني ، 1381 .

- ملک زاده دیلمقانی،توحید -برگرفته از وبلاگ  : http://tohidmelikzade.blogfa.com


نوشته شده توسط علی اسماعیلی در 87/07/28 ساعت | لینک ثابت | 2 نظر


افسانه ارویل

افسانه ارویل
کوه ارویل را همگی می شناسیم و انرا نماد پایمردی سلماس می دانیم اما چرا؟
می گویند در زمانهای قدیم روزگاری سلماس دارای حاکمی ظالم بوده تا اینکه جوانی از جوانان برومند سلماسی سر بلند کرده بر علیه این ظالم به ستیز می پردازد این مبارزه سالها به طول می انجامد و در نهایت بر اثر خیانت یاران این جوان که اسمش ارویل بود شکست می خورد ولی از دست دشمن می گریزد و در یکی از غارهای کوهی ک حالا ارویل نام گرفته پنهان می شود تا با تجمیع قوا بار دیگر به صحنه باز گردد می گویند آن سال زمستان انقدر سرد بود که ارویل در غار به علت سرما به خواب می رود و حالا سالهاست که در خواب است و قرار است روزی بار دیگر زمانی که ظالمی دیگر بر شهر سلماس حاکم می شود مردم از دست او به کوه می گریزند و در دامنه های کوه ارویل هزاران کومه آتش برمی افروزند انچنان که از گرمای ان کومه ها جان ارویل گرم می شود و بار دیگر از خواب بیدار می شود و به نبرد ظالمان می رود البته می گویند روز بیداری او مصادف با چهارشنبه سوری خواهد بود.
من این افسانه را از افراد متعدد به خصوص اهالی قدیمی روستای عیان شنیده ام.
با ارزوی تشکیل ارشیو فولکلور در سلماس.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:3  توسط علی معصومی  | 


كاشان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۶/۴

نماینده مردم نطنز، بادرود و بخش قمصر كاشان در مجلس شوراي اسلامي، تلاش دولت نهم را ستود و گفت : خيلي از انتقادهايي كه از دولت دكتر احمدي نژاد مي شود ، غيرمنصفانه است. دكتر " محمد ضابطي طرقي" روز دوشنبه در جمع مديران و مسوولان ادارات و نهادهاي شهرستان كاشان، اظهار داشت: در واقع امروز اكثريت مردم خواهان تقدير از زحمات دولت هستند.

وي در عين حال خاطرنشان كرد: اين را هم بايد در نظر داشت و دچار شبهه نشويم، وقتي مي‌خواهيم تقدير از اين دولت بكنيم، خدمات دولتهاي گذشته را هم نبايد فراموش كنيم و يا زير سووال ببريم. وي اظهار داشت: به علت شرايط خاص بعد از انقلاب اسلامي، براي ما چاره‌اي نبوده كه در بسياري ازجهات‌درمديريتها، بصورت آزمون و خطا عمل كنيم و اين يك امر طبيعي است.

نماينده شهرستان نطنز و بخش قمصر كاشان، از دولت نهم به عنوان وارث تجربيات دولتهاي قبل نام برد و گفت: از آزمون و خطاهايي كه در دولت‌هاي گذشته انجام شده، هرچه كه جلوتر مي‌رويم همه انتظار داريم كه تعداد آنها كمتر باشد. دكتر ضابطي گفت: برخلاف تصور منتقدين، در دولت دكتر احمدي نژاد تعداد خطاها نسبت به دولتهاي گذشته كمتر بوده‌است.

وي در ادامه ياد و خاطره شهداي دولت، بويژه شهيد رجايي و شهيد باهنر را گرامي داشت و هفته دولت را به تمامي كاركنان تبريك گفت و از تلاش آنها قدرداني كرد. وي همچنين يادآور شد، امروز همه ما به خاطر وجود مشكلاتي همچون گراني، مساله بيكاري، ازدواج و مسكن جوانان مورد انتقاد قرار داريم، در حاليكه ريشه همه اينها مساله اقتصادي است.

دكتر ضابطي اظهار داشت: اگر چه ما با توجه به اعتقادات ديني خود با ديدگاه ماديگرايان كه اقتصاد را زير بنا مي‌داند، موافق نيستيم، ولي اهميت اقتصاد را هم انكار نمي‌كنيم و معتقديم، امروز يكي از پارامترهاي تاثير گذار در مشكلات جامعه مشكل اقتصادي است. وي گفت: همه ما بويژه دولت مكلف است ، فكري اساسي براي حل اين مشكل بكند.

وي، يكي از از راه حلهاي برطرف شدن اين مشكل را تامين و تحقق درآمدهاي دولت عنوان كرد و گفت: عمده درآمد دولت صدور مواد خام و اوليه و ديگري وصول مالياتهاست. به گفته وي، با توجه به پيوستن كشورها به پيمان تجارت جهاني در دنيا شرايطي ايجاد شده كه صدور مواد خام در اقتصاد جهاني، جايي ندارد، پس راهي به جز ايجاد ارزش‌هاي افزوده و تحقق درآمدهاي مالياتي براي دولت وجود ندارد.

نماينده مردم نطنز، بادرود و بخش قمصر خاطر نشان كرد: از سوي ديگر امروز مساله ماليات گريزي به مشكل مهمي براي كشور و دولت تبديل شده‌است، بطوريكه عمده كساني كه ماليات مي‌دهند قشرهاي آسيب پذير همچون كارمندان و كارگران هستند و در واقع دانه درشتها از دادن ماليات خود فرار مي‌كنند.

وي تاكيد كرد: ما چاره‌اي نداريم كه نظام اطلاعاتي خود را طوري پي ريزي كنيم تا كسي در آينده ماليات گريزي نكند تا درآمدي كه دولت مي‌بايست براي ملت هزينه كند، تحقق يابد. دكتر ضابطي همچنين با اشاره به پيام نوروزي مقام معظم رهبري مبني بر نامگذاري امسال به نام نوآوري و شكوفايي از مسوولان خواست تافناوري بومي را جايگزين فناوري اطلاعات وارداتي كنند.

وي از ارايه طرح پيشنهادي كارگروهي براي پيگيري اين مساله در مجلس خبر داد و مديران و مسوولان دستگاههاي اجرايي خواست تا تجربيات خود را در اين مورد و اتوماسيون اداري به اين كارگروه منتقل كنند. وي كه سالن اجتماعات فرمانداري ويژه كاشان سخن مي‌گفت، در پايان بر افزايش تقواي مديريتي و پرهيز از تجمل گرايي در مديريتهاي مياني بعنوان راهي براي صرفه جويي و مقابله با تورم تاكيد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 22:25  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

 از هر کار پنهاني که در آشکار شدنش شرم داري پرهيز کن، از هر کاري که از کننده آن پرسش کنند، نپذيرد يا عذرخواهي کند، دوري کن، آبروي خود را آماج تير گفتار ديگران قرار نده، و هر چه شنيدي بازگو مکن، که نشانه دروغگويي است و هر خبري را دروغ مپندار، که نشانه ناداني است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 4:31  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارک رمضان برنامه‌ي هيئت مکتب ‌الزهراء به شرح زير اعلام مي گردد.

تاريخ

باني جلسه

آدرس

سوم رمضان

مکتب الزهرا

خيابان‌‌خراسان بعد از خيابان ‌لرزاده کوچة ‌شهيد زالي

دهم

حاج عباس بصائري

خيابان‌‌ پاسداران گلستان هفتم (شهيد کريميان) پلاک 35

چهاردهم

آقاي حسن کريمي

30 متري نيروي هوايي بعد از خيابان شورا خيابان38/7

پانزدهم

حاج امير انصاري

خيابان‌‌خراسان بعد از خيابان ‌لرزاده کوچة ‌شهيد زالي

شانزدهم

حاج اکبر مطهري

بلوار قيام خيابان شتر داران حسينيه مطهري

هفدهم

آقاي اصغر گيوه چيان

خيابان‌‌خراسان بعد از خيابان ‌لرزاده کوچة ‌شهيد زالي

هجدهم

حاج اصغر افتخاري

خيابان‌‌خراسان بعد از خيابان ‌لرزاده کوچة ‌شهيد زالي

نوزدهم

حاج مهدي ملا شريفي

خيابان خاوران خيابان سادات خيابان شهيدان ملا شريفي

بيستم

خانوادة حاج احمد انصاري

خيابان نظام آباد نبش خيابان حسيني کوچه سنبل

بيست و يکم

حاج عباس ابراهيمي

صادقيه، اشرفي اصفهاني خ پيامبر خ اسکندري پ28 مجتمع گلستان

بيست و دوم

خانوادة حاج عباس توکلي

خيابان شريعتي، زرگنده، رودکي شمالي، کوچه رامين فخار

بيست و چهارم

حاج محمود توکلي

م شهرزيبا، بلوار تعاون، جنوب رسالت(حکيم) غرب، نبش بن‌بست بهار

ساعت شروع جلسات موقع اذان مغرب، همراه با نماز جماعت، تلاوت قرآن،

سخنراني حجت السلام رضوی ،مديحه سرايي و مراسم احياي شبهاي قدر. تلفن گويا    33128909

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 22:44  توسط محمد رمضانی  |  5 نظر

جابر نقل مى كند: وقتى خداوند آيه شريفه أطيعوا اللـه و أطيعُوا الرَّسول و اُولى الأمر مِنكم [ نساء 4، آيه 59 اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا و پيامبر و صاحبان امر از ميان خودتان، اطاعت كنيد. ] را بر پيامبر خدا صلى اللـه عليه و آله نازل كرد، عرضه داشتم: يا رسول اللـه، خدا و رسولش را شناختيم، اولى الأمر چه كسانى اند كه خداى تعالى اطاعت آنان را با اطاعت خودش و شما مقرون ساخته است؟

حضرت صلى اللـه عليه و آله فرمود: ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 21:41  توسط محمد رمضانی  |  3 نظر

مرمت قلعه تاریخی طرق در طرقرود نطنز

نوشتاری در مورد قلعه طرق

مرمت قلعه‌ي تاريخي طرق‌رود باقي‌مانده از دوره‌ي اشكاني با 20 ميليون تومان اعتبار صورت مي‌گيرد و تاكنون 50 درصد آن انجام شده است. با آواربرداري از سقف و جمع‌آوري سقف‌هاي ريخته‌شده، سقف به‌شكل گذشته، خشتي چيده مي‌شود  

جدیدترین عکسهایی که از این پروژه گرفته شده 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 16:16  توسط محمد رمضانی  |  5 نظر

دكتر ضابطي طرقي در شورای اداری بخش بادرود  اشاره نمود كه من قطعأ در دوره بعدي انتخابات مجلس شركت نمي كنم .  وي به ديدار خويش با دكتر اقازاده اشاره نمود وگفت دو و نيم ميليارد تومان بصورت علي الحساب بابت يك درصد حق هسته اي نطنز به اين شهرستان اختصاص يافته كه بصورت عادلانه وبصورت سرانه جمعيت در شهرستان توزيع خواهد گرديد . نقل  از سایت بادرود نیوز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 2:22  توسط محمد رمضانی  |  5 نظر

خبرگزاري فارس: ناظر مرمت آثار تاريخي نطنز گفت: مرمت كامل بناي مسجد جامع طرق رود اين شهرستان نياز به اعتباري بالغ بر 200 ميليون ريال دارد.

حسين يزدانمهر در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان افزود: مسجد جامع طرق رود نطنز كه متعلق به دوره ايلخاني است، به دليل رطوبت زدگي در شبستان و ديوارها و كف حياط و باقي ماندن رطوبت در آجرها نياز به مرمت كامل دارد.

وي اظهار داشت: مرمت بام‌هاي اين بنا كه از اوايل فصل بهار آغاز شده بود، هم اكنون به اتمام رسيده و حتي بيش از اعتبار تخصيص داده شده به آن كه مبلغي حدود 70 ميليون ريال را در بر مي‌گيرد، براي مرمت اين مسجد هزينه شده است.

مسجد جامع طرق پشت بام تعمیر شده

يزدانمهر تصريح كرد: ساختمان كلي شبستان‌هاي زمستاني و تابستاني اين مسجد تخريب شده است، آجرهاي اصلي بنا در پشت ديوارهايي كه با سنگ پلاك شده، دچار رطوبت شده كه بايد سنگ ها برداشته و آجرها تعويض شود و سنگ فرش كف حياط اصلي نيز فرسوده شده و نياز به مرمت دارد.
وي ادامه داد: در صحن بيروني مسجد جامع طرق رود نطنز، سروي وجود دارد كه قدمت آن هم زمان با ساخت بناي مسجد بوده و از زمان امام حسن عسگري (ع) در اين مسجد وجود داشته است و براي مردم نيز تقدس خاصي دارد.

وي اظهار داشت: اين سرو كهنسال از سويي در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده و از سوي ديگر مردم احترام خاصي براي آن قائل هستند و به همين دليل نيز نمي‌توان آن را با وجود فشاري كه به ساختمان بنا وارد مي‌كند از ميان برد.

اين مسجد در مسير نطنز ـ مورچه خورت قرار دارد و از ديگر آثار تاريخي نطنز مي‌توان مسجد جامع نطنز، بقعه سيد حسن واقف و روستاي ابيانه اشاره كرد.

مسجد جمعه(جامع) طرق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 1:2  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

امروز مي خواهم درباره مطلبي بنويسم که چند روز پيش در جلسه اي نمود عيني آن را ديدم.

انسانها در اجتماع انواع مختلفي دارند . عده اي هستند که اصلا هيچ کاري به اين ندارند که در اجتماع چه مي گذرد و سرشان به زندگي خودشان گرم است و فقط خودشان را مي بينند و بس.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 3:51  توسط محمد رمضانی  |  3 نظر

صلوات شعبانیه یادگاری از امام زین العابدین علیه السلام که هر روز هنگام ظهر سفارش شده است.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ ‏وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 3:34  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

کنترل یک مهارت است و نیاز به یادگیری و تمرین دارد(باور کن!(

پیش نیاز کنترل، اختیار است یعنی اگر تو ناخدایی باید سکان کشتی در دست تو باشد.

-  ولی در بسیاری از موارد سکان کشتی در دست ما نیست!

   یعنی باد و موج هدایت کشتی را در دست دارند. نه ناخدا!

-  خدا، ناخدای هر کشتی ای را مسئول انحراف، سردرگمی و غرق شدن آن کشتی می داند.

-  بسیاری از ناخداها تمایلشان به نقد و بررسی نحوه ی عملکرد ناخداهای کشتی های دیگر بیشتر است تا نقد خود!

-  برای هدایت کشتی،غیر از سکان، نقشه و قطب نما هم لازم است.

-  تمام نقشه های دنیا با هر مبدأ ، فقط یک مقصد را نشان می دهد: خدا

-  اگر gps و قطب نما هم از کار بیافتند، ناخدا همیشه با نگاه کردن به یک ستاره روشن(امام معصوم) راه را گم نمی کند.

-  پیامی از خدا به تمام ناخداها: "فاین تذهبون؟" پس به کدام سمت و به کجا میروید؟!

-  و اما آب ؛ (همان دنیا با تمام نعمت ها و فرصت هایش) مایه حیات و هلاک کشتی است.

 آب نیاید از زیر پای کشتی به دل کشتی راه پیدا کند:

آب در کشتی هلاک کشتی است     آب اندر زیر کشتی پُـشتی است(دفتر اول مثنوی)

نگارش یافته توسط حجه الاسلام شهاب مرادي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 3:16  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

 

در جنگ جهانی اول 1916) میلادی) هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چندکیلومتری شهر بیت المقدس مشغول سنگرگیری برای حمله بودند،در دهکده ی کوچکی به نام « اونتره» یک لوح نقره ای پیدا کردند ، که حاشیه اش با جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش ، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود .

 و چون آن را نزد فرمانده ی خود « میجر- ای- ان- گریندل» بردند، هر چه کوشید نتوانست از آن چیزی بفهمد . ولی دریافت که این نوشته ها به زبان وخطی بسیار قدیمی نوشته شده . وبالاخره این لوح به وسیله وی دست به دست گردید تا به سرپرستان ارتش بریتانیا « لیفتونانت » و « گلدستون » رسید و ایشان هم آن را به دست باستان شناسان بریتانیا سپردند .

پس از پایان جنگ (1918 میلادی) در باره ی لوح مذکور به تحقیق پرداختند ، وکمیته ای تشکیل دادند که ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 3:35  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

لطفا ضرب المثلهایی رو که ذهنتون میرسه رو با توضیح مختصری در قسمت نظر دهید درج کنید.
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:25  توسط محمد رمضانی  |  22 نظر

تولید مرغ گوشتی در طرقرود نطنز

اصفهان، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۴/۱۵

م‍س‍وول‌ م‍رك‍ز ت‍روي‍ج‌ خ‍دم‍‍ات‌ ج‍‍ه‍‍اد ك‍ش‍‍اورز‌ي‌ طرق‍رود ‌ا‌ع‍لام‌ ك‍رد: س‍‍الان‍ه‌ م‍ق‍د‌ار دو ‌ه‍ز‌ار و 500 ت‍ن‌ گ‍وش‍ت‌ س‍ف‍ي‍د م‍ر‌غ‌ در م‍ن‍طق‍ه‌ طرق‍رود ن‍طن‍ز ت‍ول‍ي‍د م‍‍ي‌ ش‍ود.


"ج‍‍ع‍ف‍ر ‌ه‍‍اش‍م‍‍ي‌ " روز ش‍ن‍ب‍ه‌ در گ‍ف‍ت‌ و گ‍و ب‍‍ا ‌اي‍رن‍‍ا، ‌اظ‍ه‍‍ار د‌اش‍ت‌ : ‌اي‍ن‌ م‍ق‍د‌ار گ‍وش‍ت‌ در 24 و‌اح‍د پ‍رورش‌ م‍ر‌غ‌ گ‍وش‍ت‍‍ي‌ ‌اي‍ن‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ت‍ول‍ي‍د م‍‍ي‌ ش‍ود.

ب‍ه‌ گ‍ف‍ت‍ه‌ و‌ي‌ ، در ‌اي‍ن‌ م‍ن‍طق‍ه‌ در ‌ه‍ر ن‍وب‍ت‌ ج‍وج‍ه‌ ري‍زي م‍ر‌غ‌ گ‍وش‍ت‍‍ي‌  ت‍‍ع‍د‌اد 370 ‌ه‍ز‌ار ق‍ط‍ع‍ه‌ ج‍وج‍ه‌ ت‍ول‍ي‍د م‍‍ي‌ ش‍ود.

‌ه‍‍اش‍م‍‍ي‌ ، ‌اش‍ت‍‍غ‍‍ال‍ز‌اي‍‍ي‌ ‌اي‍ن‌ و‌اح‍د‌ه‍‍ا ر‌ا 100 ن‍ف‍ر ذك‍ر ك‍رد.

و‌ي‌ در پ‍‍اي‍‍ان‌ ي‍‍اد‌اور ش‍د: م‍ن‍طق‍ه‌ طرق‍رود در ج‍ن‍وب‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ ن‍طن‍ز و‌اق‍‍ع‌ ش‍ده‌ و ‌از م‍ن‍‍اطق‌ م‍س‍ت‍‍ع‍د در زم‍ي‍ن‍ه‌ پ‍رورش‌ م‍ر‌غ‌ گ‍وش‍ت‍‍ي‌ ‌اس‍ت‌.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:2  توسط علی معصومی  | 

نام من چیست؟

در زمانهای نه چندان دور یعنی حدود دو نسل قبل تر در ایران کسی نام خانوادگی نداشت و برای خطاب قرا دادن اشخاص  به جای نام خانوادگی از نام پدر و پدر بزرگ و شاید نام پدر پدر بزرگش استفاده می‌شد.اهالی طرق هم از این قائده مستثنی نبودند و همدیگر را به همین طریق می‌شناختند و به هم معرفی می‌کردند

این رسم به علت شناسایی سریع افراد هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد هرچند که این روش دیگر در ادارات و مراکز دولتی مرسوم نیست.به عنوان مثال خود من  را در طرق به محمدِ حسین میرزا فرج بهتر و سریعتر می‌شناسند تا محمد رمضانی.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 0:7  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

وزارت دادگستري

ثبت کل اسناد و املاک

آگهی تحديد حدود ثبت املاک يک قسمت از قطعه 6 شهرستان نطنز بخش 11 طرق رود 193 اصلي

 در تعقيب آگهی شماره 5529 مورخ 30/8/1338 بموجب ماده 14 قانون ثبت املاک تحديد حدود شماره های زير.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 3:12  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

معادن طرق باعث ویرانی طرق شده

[بند(ع) وظایف و اختیارات شورای اسلامی روستا- «نظارت برحسن اجرای مقررات مربوط به حفاظت و بهسازی محیط زیست روستا و بهره برداری از منابع طبیعی و جلوگیری از فرسایش خاک و حفظ عمران مزارع، باغها، مراتع، جنگلها و محدوده های زیست محیطی، احیا و لایروبی قنوات و نهرهای متروکه و ارایه طرح و پیشنهاد در این زمینه ها به شورای بخش».]

چندین سال است که اشخاصی سودجو به معادن سنگ روستای طرق رود هجوم آورده و از آن بهره برداری  شخصی می کنند که به مرور زمان آسیب هایی جبران ناپذیر را به آبادانی طرق رود زده اند. معادنی که هر قطعه از سنگهایی که از آن استخراج می شود می تواند به آبادانی بیشتر طرق کمک کند و با درآمد چند ماهه آن میتوان طرق را دگرگون ساخت ولی متاسفانه ذره ای استفاده برای طرق که نداردهیچ  باعث ویرانی طرق هم شده.

یکی از این معادن تراورتن معروف ، در منطقه کمر لاجه قرار دارد که زمانی تمامی اهالی طرق بخشی از کارهای کشاورزی خود را بر روی تخته سنگهای صاف و زیبای آن انجام می دادند (مانند کوبیدن خرمن گندم ، عدس و ...)و از افتاب خوب و و سیع  آن استفاده میکردند    ولی بعد از اینکه استخراج کنندگان سنگ به آن هجوم آوردند ، هم زیبایی آن محل از بین رفت و هم زمین های کشاورزی اطراف آن آسیب های زیادی دیدند.

  اینجاست که سوالاتی چند به ذهن ما میرسد مانند این که: چه کسی یا کسانی اجازه استخراج سنگ را به آنها داده است ؟ اگر مسئولین روستا مثل شوراي اسلامی طرق ، دهدار و یا هر فرد مسئولی،  صادر کننده مجوز برای آنها  هست، چرا مجوز استخراج سنگ را داده است انها که میدانستند استخراج سنگ باعث خرابی  روستا و باغها می شود  چرا برای این افراد  سودجو مجوز صادر کرده اند؟ آیا نفع شخصی برایشان داشته  و دارد؟ اگر در این قضیه ذی نفع نیستند که مطمئنا هم همینطور است چرا در جلوگیری از کار آنها تعلل میکنند و به وظایف قانونی خود توجه نمی کنند و فرصت سوزی میشود و ...

به هر حال امیدواریم که مسئولین محیط زیست نطنز و نماینده محترم شهرستان نطنز که خود اهل روستای طرق می باشد برای جلوگیری از تخریب های مکرر طرق فکری کنند چون باید طرق را  حفظ کنیم  و به نسلهای آینده بسپاریم .   به امید آن روز ...

برگرفته از وبلاگ طرقرود (با اندکی ویرایش) و با تشکر از علی جعفری.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 20:25  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

مسئول اداره زیربنایی جهاد کشاورزی نطنز با اعلام این مطلب گفت : به دلیل خشکسالی سال جاری تعداد 35 رشته قنات که عموما در مناطق کوهستانی و کوهپایه ای کرکس واقع هستند و تامین کننده منابع ابی منطه هستند در معرض خشک شدن هستند . وی افزود این عداد قنات 15 درصد از کل قنوات شهرستان را تشکیل می دهند و همچنین دبی 35 درصد از کل قنوات به کمتر از5 لیتر در ثانیه کاهش یافته و چنانچه این روند ادامه یابد 50 درصد باقیمانده قنوات نیر با افت شدید آب روبرو خواهند شد و پیامد آن خسارات جبران ناپذیری به منطقه مخصوصا بخش کشاورزی وارد خواهد نمود .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 14:7  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

شماری از علما و مراجع بزرگوار تقلید بر این فتوا هستند که حرام بودن ذکر نام اصلی حضرت حجت علیه السلام، یعنی "محمد" که برخی‌ آن را به صورت "م ح م د" یا "م ـ ح ـ م ـ د" می‏نویسند تا دیگر مرتکب کار حرامی نشده باشند، فقط مخصوص زمان غیبت صغری و برای تقیه و مانند آن بوده که امکان پیدا کردن جای حضرت حجت علیه السلام از سوی دشمنانشان وجود داشته است و در این زمان، یعنی زمان غیبت کُبری که دیگر چنین امکانی برای دشمنان حضرت وجود ندارد، ذکر نام "محمد" برای ایشان در گفته‏ها و نوشته‏ها حُرمت شرعی ندارد.

منبع:بنگرید: جامع المسائل، آیة الله محمد فاضل لنکرانی، ج 2، ص 492، سؤال 1292 و استفتائات جدید، آیة الله میرزا جواد تبریزی، ص 504، سؤال 2207.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 23:53  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

زمين هاي بخش لبرا به 2 بخش بالا و پايين تقسيم ميگردد كه هر بخش 9 روز يكبار آب دارد و در فصل بهار قسمت بالا هر رجل 21 دقيقه آب دارد و در قسمت پايين هر رجل 15 دقيقه آب دارد ليكن در فصل پاييز هر 2 بخش بالا و پايين هر رجل 7 دقيقه آب دارد.

 گرد آوري حاج عباس توكلي طرقي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 3:25  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

به علت کندن ها و حفاریهای متعدد برای لوله کشی گاز در سطح روستا و ناهموار بودن سطح جاده های داخلی روستای طرق و به توصیه تعدادی از همشهریان در رابطه با مشکلات پیش آمده بعد از خروج از طرق، لازم است که مسافران قبل از خروج از طرق حتما چرخها و ترمزهای اتومبیل خود را   کنترل نموده  و اشکال احتمالی را برطرف نموده   تا در جاده به مشکلی بر نخورند و انشاالله مسافرت خوبی را به پایان ببرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 23:17  توسط محمد رمضانی  |  2 نظر

1-درمحله پاچنار (درحسینیه) و در مکانی که دفترخانه ازدواج و خواروبار فروشی بود، براي اجرای طرح هادي تخریب صورت گرفته.
2-اتباع خارجه (افاغنه) اجازه اقامت درسطح شهرستان نطنز و طرق را ندارند.
3-میوه به، پیاز زعفران و خود زعفران قیمت بالایی پیدا کرده است.
4- علی رغم اینکه به فصل پاییز رسیده ایم، دریاچه بند طرق کماکان کمی آب دارد.
5-به اطلاع كساني كه حفاري وگازكشي كوچه و محله آنها فراموش شده است میرساند که ایشان مي توانند كتبا به شوراي طرق اطلاع دهند تا برای گاز کشی اقدام گردد.

ارسال شده توسط خوانندگان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 1:39  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

ایجاد پمپ بنزین و پمپ گاز در دهستان بزرگ طرقرود یکی از الزاماتی است که متاسفانه  بعد از گذشت سالیان دراز با توجه به دور بودن از مرکز شهرستان(فاصله 70 کیلومتری رفت و برگشت) و نیاز همیشگی این دهستان 4000 نفری و کثرت تردد از این منطقه به جهت گردشگری بودن منطقه و وجود اتومبیل های فراوان مسافران و ساکنان بومی طرقرود و آژانسهای مسافرتی به انجام نرسیده است، یا تلاشها در این زمینه بی ثمر بوده و مغفول مانده است.

شنیده ها حاکی از این است که قرار است با مساعدت روحانیت طرقرود و اعضای شورای طرق وهمت تنی چند از اهالی خیر، نامه نگاریهای لازم با سازمانهای مربوطه  انجام شود و در سه راه کشه و حاشیه جاده نطنز یک پمپ سوخت اتومبیل (گاز و بنزین) ایجاد شود تا نیاز همشهریان و مسافران از این طریق مرتفع شود.

قاصدک امیدوار است این مهم بزودی زود تحقق یابد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:18  توسط محمد رمضانی  |  2 نظر

حضرت رسول (صل اللـه و عليه و آله و سلم) فرمودند:بهترين اعمال نزد خداوند حفظ زبان است، هرکه مردم از زبان او بترسند از اهل جهنم است و بيشترين گناهان فرزند آدم از زبان اوست.

1ـ خبـري را ندانسته گفتـن 2ـ عيب‌جويـي از ديگـران 3ـ مسخـره‌کردن 4ـ تهمـت زدن 5ـ‌ فاش کردن اسـرار مردم 6ـ رنجـانـدن مومن 7ـ سرزنش بيجـا 8ـ دروغ گفتـن 9ـ وعده دروغ 10ـ قسـم دروغ 11ـ ‌شهادت نا حق 12ـ تحريف مسايل دينـي 13ـ حکـم نا حق14ـ ‌لعنت کردن مردم 15ـ طعنـه زدن 16ـ دل شکستن 17 ـ ‌امر ‌به‌ منـکر 18ـ نهي از معـروف 19ـ بد خلقي 20ـ تصديق کفر و شرک 21ـ غيبـت کردن 22ـ شايعـه پراکني 23ـ به نام بد صـدا زدن 24ـ‌‌ تملـق و چاپلوسـي 25ـ با مکر و حيلـه سخن گفتن 26ـ مزاح زيـاد 27ـ زخـم زبان زدن 28ـ آبرو ريزي 29ـ کبـر در گفتـار30ـ اداي صداي کسي را در آوردن 31ـ بدعت در دين32ـ اظهـار بخـل و حسـد 33ـ بد زبانـي در معاشـرت 34ـ خشـونت در گفتـار 35ـ فحش و ناسزا گفتـن 36ـ سخـن چيني کردن 37ـ نا‌اميـد کردن 38ـ شوخـي با نا محـرم 39ـ ريا در گفتار 40ـ فرياد زدن بيجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:37  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

چند ماه پیش زمانی که  کوچه خیابونهای طرق رو برای اجرای عملیات گاز رسانی میکندند  خوشحال شدیم که امسال دیگه از شر بی نفتی و سرما کشنده طرق خلاص میشیم که متاسفانه این قضیه که اتفاق نیفتاد هیچ، خرابی حاصل از کندن هاي کوچه خیابونهای طرق هم به آن اضافه شد تا زمستانی سرد همراه با گل و شل  و چاله های بيشتری داشته باشیم.

 امیدواریم مسئولین گاز رسانی  هرچه سریعتر این پروژه را به پایان برسانند  تا مقدمات آسفالتی که فرمانداری نطنز قول آن را داده است (تا سقف سی میلیون تومان) نیز فراهم شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 1:6  توسط محمد رمضانی  |  يک نظر

پيش از اين تصور مي كردم، طرقرود نام تازه ای است كه به طرق اطلاق مي شود و اين اواخر شايد، براي زيبايي، پسوند "رود"به طرق ومناطقی از نطنز ،چون باد و برز وچيمه ،افزوده شده است ؛تا اينكه باسندي مواجه شدم كه درآن، حدود ۶۰۰سال قبل، از "طرقرود"، اسم برده است.

آري درصفحه ۱۳۱ كتاب گران سنگ "ميراث فرهنگي نطنز"تاليف محقق ارجمند،جناب سيدحسين اعظم واقفي، وقف نامه اي مورد بررسي قرار گرفته است كه از آن تعبير به ،كهن ترين سند مربوط به افوشته شده و اكنون دردسترس است.برابر نوشته ايشان ،وقف نامه سيد واقف ( سيد حسن الحسيني) به سال ۸۵۷هجري قمري نگارش يافته و نسخه اصل وقف نامه هميشه نزد متوليان وقت بوده است .

بنابراین بامطالعه اين وقف نامه، متوجه مي شويم كه؛اين وقف نامه ، در ۵۷۰ سال قبل نوشته شده ودر پايان آن افرادي چون:علاءالله محمد فخرالدين علاءالدين طرقي، علي جمال منورطرقي وصدر الدين طرقي ،آن راگواهي نموده اند؛

در متن اصلي،مندرج در صفحه ۱۵۴ كتاب مزبور مي خوانيم:لا زال معمرا موسوم به قريه ميلاجرد واقع به ناحيه طرقرود ازنواحي مدينه نطنز... .

بدين ترتيب ،اسم طرقرود ،لا اقل در ۵۷۰سال پيش هم، طرقرود بوده وپس وند "رود" واژه جديدي نيست كه به طرق آنهم، جهت زيبايي ويا هماهنگي با نام مناطقي مانند باد و برز افزوده شده باشد (شايدعكس اين قضيه صادق است).

راجع به وقف نامه ديگري كه در سال ۸۹۰هجري قمري بسته شده ومعروف است به وقف نامه سلطان احمد،و دركتاب مزبور از آن نام برده شده، بازهم باواژه "طرقرود "مواجه گرديده ومي خوانيم:...وقف نامه مورخ رمضان ۸۹۰-كليه قريه واقع در ناحيه طرقرود از توابع مذكور مسمي به قريه كشه... .

در هرحال ،همان گونه كه اشاره شد ،در هردو سندقديمي"طرقرود "به همين شكل و به طور پيوسته (نه، طرق رود)،نوشته شده ونتيجه اي كه حاصل اين بررسي مختصر است آن خواهد بود كه :براي رعايت اختصار وصرفه جويي در كاربرد اسم طرق و پسوند نام خانوادگي اكثر همشهريان محترم(ي) منسوب يا نسبت به طرق اضافه و به جاي طرقرود وطرقرودي، از طرق استفاده شده است.

ارسال توسط یکی از خوانندگان وبلاگ

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 2:38  توسط محمد رمضانی  |  5 نظر

م‍س‍وول‌ م‍رك‍ز ت‍روي‍ج‌ و خ‍دم‍‍ات‌ ج‍‍ه‍‍اد ك‍ش‍‍اورز‌ي‌ طرق‍رود ن‍طن‍ز گ‍ف‍ت‌ : ‌ام‍س‍‍ال‌ ، ت‍ول‍ي‍د پ‍ي‍‍از ز‌ع‍ف‍ر‌ان‌ در ‌اي‍ن‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ، ‌از م‍رز 100 ت‍ن‌ گ‍ذش‍ت‌ .

"س‍ي‍د ج‍‍ع‍ف‍ر ‌ه‍‍اش‍م‍‍ي‌ " روز دوش‍ن‍ب‍ه‌ در گ‍ف‍ت‌ و گ‍و ب‍‍ا ‌اي‍رن‍‍ا، ‌اظ‍ه‍‍ار د‌اش‍ت‌ : ‌اي‍ن‌ م‍ح‍ص‍ول‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ ك‍ش‍ت‌ ج‍دي‍د ز‌ع‍ف‍ر‌ان‌ ، ب‍ه‌ ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ و خ‍‍ارج‌ ‌از ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌ارس‍‍ال‌ ش‍ده‌ ‌اس‍ت‌ .

و‌ي‌ ‌اف‍زود:م‍ن‍طق‍ه‌ طرق‍رود، ق‍طب‌ ت‍ول‍ي‍د پ‍ي‍‍از و م‍ح‍ص‍ول‌ ز‌ع‍ف‍ر‌ان‌ در ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌ ك‍ه‌ ‌از ن‍ظر ك‍‍اش‍ن‍‍اس‍‍ان‌ و ز‌ار‌ع‍‍ان‌ ي‍ك‍‍ي‌ ‌از م‍ر‌غ‍وب‍ت‍ري‍ن‌ ‌ان‍و‌ا‌ع‌ ز‌ع‍ف‍ر‌ان‌ ر‌ا د‌ارد.

‌ه‍م‌ ‌اك‍ن‍ون‌ م‍ح‍ص‍ول‌ ز‌ع‍ف‍ر‌ان‌ در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ ن‍طن‍ز در س‍طح‍‍ي‌ ب‍‍ال‍‍غ‌ ب‍ر 70 ‌ه‍ك‍ت‍‍ار ك‍ش‍ت‌ م‍‍ي‌ ش‍ود.

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۷/۸

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 2:24  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

س‍رپ‍رس‍ت‌ ف‍رم‍‍ان‍د‌ار‌ي‌ ن‍طن‍ز گ‍ف‍ت‌ : ب‍‍ا پ‍ي‍گ‍ي‍ر‌ي‌ ب‍‍ع‍م‍ل‌ ‌آم‍ده‌ ، ‌اخ‍ت‍ص‍‍اص‌ ي‍ك‌ درص‍د ‌از ب‍ودج‍ه‌ ت‍‍اس‍ي‍س‍‍ات‌ ‌ه‍س‍ت‍ه‌ ‌ا‌ي‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ ‌ع‍م‍ر‌ان‍‍ي‌ ‌اي‍ن‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ ت‍ح‍ق‍ق‌ ي‍‍اف‍ت‌ .

" س‍ي‍د م‍ص‍طف‍‍ي‌ ص‍ف‍‍ار‌ي‌ ن‍طن‍ز‌ي‌ " روز ي‍ك‍ش‍ن‍ب‍ه‌ در گ‍ف‍ت‌ و گ‍و ب‍‍ا ‌اي‍رن‍‍ا، ‌اخ‍ت‍ص‍‍اص‌ ‌اي‍ن‌ س‍‍ه‍م‌ ‌ا‌ع‍ت‍ب‍‍ار‌ي‌ ر‌ا ب‍دن‍ب‍‍ال‌ ق‍ول‌ م‍س‍‍ا‌ع‍د ري‍ي‍س‌ ج‍م‍‍ه‍ور‌ي‌ در س‍ف‍ر س‍‍ال‌ گ‍ذش‍ت‍ه‌ خ‍ود ب‍ه‌ ن‍ظن‍ز ‌ع‍ن‍و‌ان‌ ك‍رد.

و‌ي‌ ‌اظ‍ه‍‍ار د‌اش‍ت‌ : ‌اي‍ن‌ م‍س‍‍ال‍ه‌ ‌از س‍و‌ي‌ ‌اي‍ن‌ ف‍رم‍‍ان‍د‌ار‌ي‌ ب‍‍ا ك‍م‍ك‌ ‌ام‍‍ام‌ ج‍م‍‍ع‍ه‌ و ن‍م‍‍اي‍ن‍ده‌ ‌اي‍ن‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ در م‍ج‍ل‍س‌ ش‍ور‌ا‌ي‌ ‌اس‍لام‍‍ي‌ پ‍ي‍گ‍ي‍ر‌ي‌ و ‌اخ‍ي‍ر‌ا در ج‍ل‍س‍ه‌ ‌ا‌ي‌ ب‍‍ا ح‍ض‍ور م‍س‍وولان‌ س‍‍ازم‍‍ان‌ ‌ان‍رژ‌ي‌ ‌ات‍م‍‍ي‌ ك‍ش‍ور در ت‍‍ه‍ر‌ان‌ ب‍‍ا ‌اخ‍ت‍ص‍‍اص‌ ي‍ك‌ درص‍د س‍‍ه‍م‌ ‌ا‌ع‍ت‍ب‍‍ار‌ات‌ ت‍‍اس‍ي‍س‍‍ات‌ ‌ه‍س‍ت‍ه‌ ‌ا‌ي‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ ‌ع‍م‍ر‌ان‌ ‌آب‍‍اد‌ان‍‍ي‌ ن‍طن‍ز م‍و‌اف‍ق‍ت‌ ش‍د.

س‍رپ‍رس‍ت‌ ف‍رم‍‍ان‍د‌ار‌ي‌ ن‍طن‍ز ‌اف‍زود: ‌اي‍ن‌ ‌ا‌ع‍ت‍ب‍‍ار‌ات‌ در ‌اخ‍ت‍ي‍‍ار ش‍خ‍ص‌ ي‍‍ا ‌ارگ‍‍ان‍‍ي‌ خ‍‍اص‌ ق‍ر‌ار ن‍م‍‍ي‌ گ‍ي‍رد، ت‍‍ا ‌اق‍د‌ام‍‍ات‌ ب‍‍ع‍د‌ي‌ ‌ان‍ج‍‍ام‌ ش‍ود،ب‍ل‍ك‍ه‌ طب‍ق‌ ت‍و‌اف‍ق‌ ص‍ورت‌ گ‍رف‍ت‍ه‌ ، طرح‍‍ه‍‍ا‌ي‌ ض‍رور‌ي‌ و م‍ورد ن‍ي‍‍از ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ ب‍ررس‍‍ي‌ و ب‍ه‌ م‍س‍وولان‌ س‍‍ازم‍‍ان‌ ‌ان‍رژ‌ي‌ ‌ات‍م‍‍ي‌ ك‍ش‍ور ‌ا‌ع‍لام‌ و ‌از م‍ح‍ل‌ ‌ا‌ع‍ت‍ب‍‍ار‌ات‌ م‍ن‍ظور ش‍ده‌ س‍‍ه‍م‌ ‌اي‍ن‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ ‌آن‌ طرح‍‍ه‍‍ا ‌اج‍ر‌ا و ب‍ه‌ ف‍رم‍‍ان‍د‌ار‌ي‌ و س‍‍اي‍ر دس‍ت‍گ‍‍ا‌ه‍‍ه‍‍ا‌ي‌ ‌اج‍ر‌اي‍‍ي‌ ت‍ح‍وي‍ل‌ د‌اده‌ م‍‍ي‌ ش‍ود.

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۶/۳۱

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 2:23  توسط محمد رمضانی  |  نظر بدهيد

بنا به گزارش آقای هاشمی مسئول مرکز ترویج و خدمات جهاد کشاورزی طرقرود، برای اولین بار کشت و پرورش قارچ خوراکی توسط یک زن مددکار ترویجی در منطقه طرقرود نطنز انجام شد.

ایشان در ادامه اظهار داشت: خانم زهرا موذنی مددکار ترویجی که در دوره های آموزشی برگزار شده توسط مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان شرکت نموده، توانسته با کشت 100 عدد کمپوست مواد قارچ و با وجود امکانات محدود محلی، در یک دوره چهل روزه با تولید 450 کیلوگرم قارچ درآمدی معادل 9 میلیون ریال کسب نماید.

لازم به ذکر است برگزاری کلاسهای آموزشی و ترویجی کشت قارچ و دیگر تولیدات گیاهی، از مهمترین برنامه های اداره آموزش و ترویج مدیرت جهاد کشاورزی شهرستان نطنز در سال جاری بوده است.

نقل از ماهنامه گوهر سبز

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:0  توسط علی معصومی  | 

نه می توانم خود را از تو پس بگیرم ،

نه تو را پس بدهم

تو مرا گرفته ای یا من تورا،

نمی دانم

ولی می دانم عاشق همیم .


 

جمعه بیست و ششم مهر 1387 توسط davood | 3 نظر

 


ادامه مطلب

جمعه بیست و ششم مهر 1387 توسط davood | 2 نظر

 


ادامه مطلب

جمعه بیست و ششم مهر 1387 توسط davood | نظر بدهید

بوگاتی ویرون

مشخصات:

قدرت:۱۰۰۱اسب بخار

پیشرانه:۱۶ سیلندر(در دو ردیف ۸ تایی ۷ شکل)

حد اکثر سرعت:۴۰۸ کیلومتر

شتاب ۰ تا ۱۰۰: ۵/۲ ثانیه

 

 

نمای درون ویرون

 

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 توسط davood | 2 نظر

lp640

حد اکثر سرعت:۳۳۰

حد اکثرقدرت:۶۴۰

نوع موتور:۷۱۲ ( ۲.۶  لیتر)

شتاب:۳.۴ ثانیه

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:57  توسط علی معصومی  | 

بياييد عاشق باشيم



چند شعر به دوزبان انگلیسی و فارسی

 
Flower in the Crannied Wall
Alfred Lord Tennison
 
Flower in the crannied wall.
I pluck you out of the crannies,
I hold you here, root and all, in my hand,
Little flower - but if I could understand
What you are, root and all, and all in all,
I sould know what God and man is.
گل وحشی
آلفرد لرد تنی سـُن
 
 
ای گل ِ وحشی
كه از شكاف ِ دیوار ِ شكسته ای روییده ای
تو را بیرون خواهم كشید
و بر كف ِ دست خواهم نهاد
ریشه و ساقه و گل، هر سه با هم،
 
اما اگر می توانستم
تو را بفهمم كه چیستی
ریشه و ساقه و گل با هم
خداوند را
و جوهر ِ ذات ِ آدمی را نیز می شناختم.
 
 
Flower in the Crannied Wall
Alfred Lord Tennison
 
Flower in the crannied wall.
I pluck you out of the crannies,
I hold you here, root and all, in my hand,
Little flower - but if I could understand
What you are, root and all, and all in all,
I sould know what God and man is.
گل وحشی
آلفرد لرد تنی سـُن
 
 
ای گل ِ وحشی
كه از شكاف ِ دیوار ِ شكسته ای روییده ای
تو را بیرون خواهم كشید
و بر كف ِ دست خواهم نهاد
ریشه و ساقه و گل، هر سه با هم،
 
اما اگر می توانستم
تو را بفهمم كه چیستی
ریشه و ساقه و گل با هم
خداوند را
و جوهر ِ ذات ِ آدمی را نیز می شناختم.
 
What Am I?
Alfred Lord Tennison
 
But what am I?
An infant crying in the night:
An infant crying for the light:
And with no language but a cry
 
 
 
To cry in the key idea of need, prayer and having encouragement, as it is put in a Islamic prayer that: "I have nothing but the rich prayer
  
من چیستم؟
آلفرد لرد تنی سـُن
 
 
 
من خود چیستم؟
كودكی كه در شب گریه می كند
كودكی كه در تاریكی برای نور گریه می كند
و هیچ زبانی جز گریه ندارد.*
 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط davood | نظر بدهید

50 سایت برتر سال از دید مجله‌ی Time

در خبر‌ها آمده بود مجله‌ی Time (به نظر مجله‌ی معتبری می‌آید و به گفته‌ی خودش با CNN همکاری دارد) طی یک نظرسنجی، لیستی از 50 وبسایت برتر سال 2007 ارائه داده است.نکته‌ی جالب در مورد این نظرسنجی این است که در این لیست نام بسیاری از بزرگان وب دیده نمی‌شود البته شاید سایت‌هایی مثل: Youtub، Felickr ، Wikipedia و… به عنوان سایت‌هایی که همیشه بهترین هستند کنار گذاشته شده و بیشتر به سایت‌های دیگر پرداخته شده است. در ادامه به بررسی این لیست می‌پردازم.(در این جدول شما 25 سایت برتر از نظر رای مردمی را مشاهده می‌کنید)

تعداد رای‌ها دسته بندی نام سایت
7521 صدا و تصویر expertvillage.com
6211 خبری و اطلاعاتی nowpoplic.com
3004 هنری و سرگرمی esty.com
1927 خدمات وب weebly.com
1071 صدا و تصویر last.fm
954 شبکه‌ی اجتماعی stumbleupon.com
836 هنری و سرگرمی chow.com
798 خبری و اطلاعاتی prosper.com
690 صدا و تصویر blinkx.com
593 هنری و سرگرمی wotartist.com
571 خدمات وب ohdontforget.com
474 هنری و سرگرمی yapta.com
453 خبری و اطلاعاتی simpleweather.com
449 شبکه‌ی اجتماعی linkedin.com
444 هنری و سرگرمی cellswapper.com
394 خدمات وب netvibes.com
279 شبکه‌ی اجتماعی bix.yahoo.com
279 صدا و تصویر drivertv.com
267 صدا و تصویر whitecitystories.org
266 هنری و سرگرمی photonhead.com
262 هنری و سرگرمی idealbite.com
257 خبری و اطلاعاتی imtooyoungforthis.com
239 هنری و سرگرمی redfin.com
230 خدمات وب wetpaint.com
205 خدمات وب twitter.com

نتیجه گیری

چیزی که برایم خیلی عجیب بود این است که در این لیست 25 تایی من تنها سه سایت twitter و last.fm و netvibes را می‌شناختم و این با نظرسنجی سایت Webware که چند وقت پیش منتشر شد شباهتی ندارد. به نظر می‌رسد که این اختلاف به خاطر تفاوت در کشور‌ها است چون همان طور که می‌دانید Webware یک سایت آمریکایی است حال آن که Time یک سایت انگلیسی است و این نشان می‌دهد که سلیقه‌ها در کشور‌های مختلف تفاوت زیادی دارد و فکر می‌کنم که اگر چنین نظرسنجی در ایران انجام شود نتایج زمین تا آسمان فرق داشته باشد. نکته‌ی دیگری هم که قابل بررسی است، علاقه‌ی مردم به سایت‌های هنری و سرگرمی است چون از این لیست، 8 سایت مربوط به بخش هنری و سرگرمی است پس بهتر است گسترش دهندگان وب ما به فکر سایت‌های هنری و سرگرمی نیز باشند چون بازار داغی دارد


 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط davood | نظر بدهید

سخنی از ملاصدرا

ملاصدرا می گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
               اما به قدر فهم تو کوچک می شود
                           و به قدر نیاز تو فرود می آید
                              و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
                                   و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
   به شرط پاکی دل
      به شرط طهارت روح
        به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
   و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
     و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
       و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
          و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
 
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟
 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط davood | نظر بدهید

BODY OF LISE

دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی


عنوان فیلم: مجموعه دروغ ها (Body of Lies)
کارگردان: ریدلی اسکات
نویسندگان: ویلیام موناهان (فیلمنامه)، دیوید ایگنیشس (رمان)
تاریخ اکران: ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۹ مهر ۱۳۸۷)
ژانر: درام، هیجان انگیز
بازیگران: گلشیفته فراهانی، لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو، مارک استرانگ، مایکل گستون، کریس ون هوتن
درجه فیلم: R (به دلیل خشونت زیاد که شامل شکنجه هم می شود و صحبت های نامناسب در جریان فیلم)
محصول: ایالات متحده
آهنگساز: مارک استریتن فیلد
کمپانی: Warner Bros.

بازیگران:

لئوناردو دی کاپریو (Leonardo DiCaprio) در نقش راجر فریس: مامور CIA که به اردن فرستاده شده است. دی کاپریو گفته است این نقش را به این دلیل قبول کرده زیرا فکر می کند بازگشتی است به فیلم های سیاسی دهه ۱۹۷۰ مثل نگاه متغیر (The Parallax View) و سه روز کندور (Three Days of the Condor).
راسل کرو (Russell Crowe) در نقش اد هافمن: یکی از روسای نفوذی CIA که با فریس در یک گروه هستند. این بازیگر در مورد اینکه فیلم درباره سیاست خارجی دولت امریکا و این گونه مسائل است، می گوید: “فکر نمیکنم خیلی محبوب بشه، اما هرگز بخشی از جریان انتخاب پروژه من نبوده.”
کریس ون هوتن (Carice van Houten) در نقش همسر سابق راجر فریس.
مارک استرانگ (Mark Strong) در نقش رهبر گروه مخفی اردنی ها. استرانگ گرفتن این نقش را به اجراهایش در فیلم های ۲۰۰۵ سیریانا و الیور تویست نسبت داده است.





دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی


 

دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی


عنوان فیلم: مجموعه دروغ ها (Body of Lies)
کارگردان: ریدلی اسکات
نویسندگان: ویلیام موناهان (فیلمنامه)، دیوید ایگنیشس (رمان)
تاریخ اکران: ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۹ مهر ۱۳۸۷)
ژانر: درام، هیجان انگیز
بازیگران: گلشیفته فراهانی، لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو، مارک استرانگ، مایکل گستون، کریس ون هوتن
درجه فیلم: R (به دلیل خشونت زیاد که شامل شکنجه هم می شود و صحبت های نامناسب در جریان فیلم)
محصول: ایالات متحده
آهنگساز: مارک استریتن فیلد
کمپانی: Warner Bros.

بازیگران:

لئوناردو دی کاپریو (Leonardo DiCaprio) در نقش راجر فریس: مامور CIA که به اردن فرستاده شده است. دی کاپریو گفته است این نقش را به این دلیل قبول کرده زیرا فکر می کند بازگشتی است به فیلم های سیاسی دهه ۱۹۷۰ مثل نگاه متغیر (The Parallax View) و سه روز کندور (Three Days of the Condor).
راسل کرو (Russell Crowe) در نقش اد هافمن: یکی از روسای نفوذی CIA که با فریس در یک گروه هستند. این بازیگر در مورد اینکه فیلم درباره سیاست خارجی دولت امریکا و این گونه مسائل است، می گوید: “فکر نمیکنم خیلی محبوب بشه، اما هرگز بخشی از جریان انتخاب پروژه من نبوده.”
کریس ون هوتن (Carice van Houten) در نقش همسر سابق راجر فریس.
مارک استرانگ (Mark Strong) در نقش رهبر گروه مخفی اردنی ها. استرانگ گرفتن این نقش را به اجراهایش در فیلم های ۲۰۰۵ سیریانا و الیور تویست نسبت داده است.





دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی


خلاصه داستان:

یکی از ماموران CIA به نام راجر فریس (لئوناردو دی کاپریو) به اردن فرستاده می شود تا یک تروریست خطرناک و مشهور به نام سلیمان را پیدا کند. در زمانی که او در اردن حضور دارد، با سرکرده ی گروه عملیات پنهانی اردن، پیمانی از سر اجبار می بندد تا سریعتر به هدفش برسد…

دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی

درباره فیلم:

فیلم سینمایی مجموعه دروغ ها، فیلمی اقتباسی از رمانی به همین نام، نوشته ی دیوید ایگنیشس در مورد یک مامور CIA است که به اردن می رود تا تروریستی مشهور را پیدا کند. فیلم توسط ریدلی اسکات کارگردانی شده و فیلمنامه ی آن را هم ویلیام موناهان نوشته است و بازیگران آن همان طور که گفته شد لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو و گلشیفته فراهانی هستند. فیلم در واشنگتن دی سی، اروپا، مراکش و خاورمیانه ضبط شده است.

دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی

در مارس ۲۰۰۶، کمپانی وارنر براز، ویلیام موناهان را برای نوشتن فیلمنامه از رمان دیوید ایگنیشس انتخاب کرد تا توسط ریدلی اسکات کارگردانی شود. در آوریل ۲۰۰۷، عنوان فیلم همان عنوان کتاب انتخاب شد و لئوناردو دی کاپریو هم به عنوان بازیگر نقش اصلی برگزیده شد. بعد از انتخاب شدن دی کاپریو، راسل کرو هم به عنوان نقش مکمل آورده شد.

دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی


همان طور که گفتیم، بخش هایی از فیلم در خاورمیانه ضبط شده است. اسکات می خواست این بخش ها را در شهر دوبی از کشور امارات متحده عربی ضبط کند، اما شورای ملی رسانه های این کشور، به خاطر محتوی فیلمنامه (که از نظر برخی ملاحظات سیاسی مشکل داشت)، این اجازه را به کارگردان فیلم ندادند. به همین خاطر، صحنه های خاورمیانه در مراکش فیلمبرداری شد.
فیلمبرداری از ۵ سپتامبر ۲۰۰۷ (۱۴ شهریور ۱۳۸۶) در واشنگتن آغاز شد و در دسامبر همان سال (دی) هم تمام شد.
ریدلی اسکات در مورد این فیلم، گفته است: “در مورد اسلام هست، جایی که هستیم و جایی که نیستیم، و نگاهی بسیار جالب، فعال و درونی به کل موضوع دارد.”


دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی

نقش گلشیفته فراهانی:

ویلیام موناهان فیلمنامه نویس اسکاربرده به خاطر فیلم معروف «مردگان» مارتین اسکورسیزی که کار بازنویسی و اقتباس از داستان اصلی را برعهده داشته، شخصیت عایشه را در قالب یک پرستار تصویر کرده که البته هنوز جزئیات کامل آن مشخص نیست. گلشیفته فراهانی ایفاگر این نقش است.

دانلود فیلم دانلود فیلم  مجموعه دروغها / Body of Lies با بازی گلشیفته فرهانی  همراه با زیر نویس فارسی با لینک مستقیم به صورت کم حجم و با کیفیت عالی

موسیقی متن:

موسیقی متن مجموعه دروغ ها را “مارک استریتن فیلد” آهنگسازی کرده است که تا به حال سه بار برای ریدلی اسکات موسیقی متن ساخته است. او بخش های ارکسترال موسیقی اش را در استودیو موسیقی Eastwood در استودیو های وارنر براز ضبط کرده است.

دانلود فیلم : مجموعه دروغها

دانلود زیر نویس : زیر نویس فیلم

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 توسط davood | نظر بدهید

بهترین دانشگاه‌های جهان و جای خالی ایران

دکتر جعفر خیرخواهان
موسسه THES جدیدترین رتبه‌بندی 200 دانشگاه‌های معتبر جهان را مدتی قبل منتشر ساخت که مطبوعات ایران پوشش محدودی به این خبر داده و برخی فقط به ذکر این نکته بسنده کردند که جای ایران در این فهرست خالی است.


رتبه‌بندی موسسه THES براساس محاسبه چند معیار به‌دست آمده است که عبارتند از:
1 - نظرخواهی از 3700 استاد دانشگاه در سطح جهان که از هر کدام خواسته شده است 30 دپارتمان دانشگاهی در حوزه تخصص آموزشی خود را به ترتیب نام ببرند (40 امتیاز)
2 - نظرسنجی از 736 نفر فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که در مناصب سطح بالا استخدام شده‌اند (10 امتیاز)
3 - نسبت هیات علمی به دانشجو در دانشگاه مربوطه (20 امتیاز)
4 - میزان استناد به مقالات اعضای هیات علمی دانشگاه (20 امتیاز)
5 - موفقیت در جذب دانشجویان خارجی (5 امتیاز)
6 - میزان معروفیت اعضای هیات علمی دانشگاه در سطح بین‌المللی (15 امتیاز)
که جمع امتیازات این 6 معیار 100 می‌شود.
دانشگاه هاروارد با کسب 100 امتیاز در رتبه نخست و دانشگاه سوربن پاریس با 9/27 امتیاز در رتبه آخر و دویستم قرار گرفته است.
نخستین دانشگاه آمریکایی است و از بین 10 دانشگاه نخست نیز 7 تا آمریکایی و در بین 20 تا نیز 11 تا آمریکایی هستند. در مجموع از 200 دانشگاه معتبر جهان بیش از یک چهارم یا دقیقا 55 تا آمریکایی هستند.
حدود 20سال پیش که درآمد سرانه ژاپن به سطح بسیار بالایی رسیده بود و اقتصاد ژاپن توانسته بود در تمام دوران پس از جنگ جهانی دوم خیز برداشته و با سرعتی تمام رشد می‌کرد باعث شد عده‌ای را به این گمان باطل اندازد که شاید تا چند سال دیگر ژاپن بتواند از آمریکا هم پیشی بگیرد و ابرقدرت اقتصادی اول جهان شود. حتی کتاب‌هایی در مورد عرض اندام و قدرت‌نمایی ژاپن نوشته شود مثل «ژاپنی که می‌تواند بگوید نه»
در همان سال‌های میانی دهه 1980 هفته‌نامه آمریکایی تایم، گزارش ویژه روی جلد خود را به جنگ تجاری ژاپن و آمریکا بر سر واردات خودروهای ارزان قیمت ژاپنی به بازار آمریکا اختصاص داد. در یکی از مقالات این ویژه‌نامه، خبرنگار نشریه به یکی از کارخانجات ساخت خودروی تویوتا رفته بود تا ببیند در آنجا چه می‌گذرد که تویوتا موفق به قبضه کردن بازار خودرو آمریکا شده است. در بازدید خبرنگار، یکی از مدیران ارشد تویوتا نیز وی را همراهی می‌کرد. هنگامی که گزارشگر وارد بخش خط مونتاژ و تولید انبوه تویوتا شد مشاهده کرد قطعات خودرو پشت‌سر هم توسط روبات‌ها سرهم شده، جوش کاری و سوار می‌شود بدون اینکه هیچ نیروی انسانی در آنجا حضور داشته باشد. وی با دیدن این کارخانه تمام اتوماتیک بسیار حیرت کرده بود و به مدیر ژاپنی گفت در آمریکا چنین کارخانه خودروی پیشرفته‌ای نمی‌توان پیدا کرد. خبرنگار همچنین به ژاپنی‌ها تبریک گفته و این که به خاطر چنین کارخانه‌ای به آنها حسودی می‌کند.
مدیر ژاپنی پاسخی داده بود که تا این لحظه همچنان در ذهن من خواننده آن مقاله نقش بسته است. وی گفت: «این کارخانه نمی‌تواند و نباید موردی برای حسادت‌برانگیزی شما آمریکایی‌ها باشد زیرا شما چیزهایی دارید که تا ده‌ها سال بعد هم ما نمی‌توانیم خواب و خیال داشتن آن را در سر بپرورانیم.» خبرنگار آمریکایی پرسیده بود آن چیز که می‌گویید چیست؟ و مدیر ژاپنی گفت شما هاروارد دارید، شما MIT دارید، شما استانفورد دارید و همین‌طور اسامی چند دانشگاه شاخص و سرآمد آمریکایی را ذکر کرده بود و به خبرنگار گفت رمز پیشرفت و توسعه در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی است. مراکزی که اعضای آن هر سال نامزد و برنده جوایز علمی نوبل می‌شوند. پس از گذشت 20 سال از آن ماجرا می‌بینیم که آمریکا همچنان پیشتاز است و البته ژاپن نیز توانسته است پیشرفت خوبی بکند و با داشتن 11 دانشگاه در رتبه پنجم پس از آمریکا، انگلیس، استرالیا و هلند قرار گیرد.
در شرایطی که عده‌ای آرزوی رسیدن هر چه سریع‌تر به ایرانی توسعه‌یافته را در سر دارند و هر روز نیز وعده پیشرفت و توسعه‌یافتگی ایران در آینده نزدیک را می‌دهند باید بدانند ریشه و منشا توسعه‌یافتگی از دانشگاه‌ها و مراکز علمی هم در رشته‌های فیزیکی و هم انسانی حاصل می‌شود. پس اگر واقعا دغدغه توسعه‌یافتگی ایران را داریم باید تلاش کنیم مدیریت و اداره دانشگاه‌ها را از مداخلات سیاسی به دور نگهداشته و با اعطای استقلال فکری و مالی به دانشگاه‌ها و آزاداندیشی واقعی پژوهشگران و تقویت تفکر انتقادی، رکود و رخوت از محیط‌های علمی رخت بر بندد و شور و شوق دانش‌آموختی از پست و بالای طالبان علم بیرون زند و تولید واقعی علم به همه عرصه‌ها ساری و جاری شود.
سند چشم‌انداز 20ساله کشور، دستیابی به سطح قدرت علمی و اقتصادی اول در منطقه جنوب غرب آسیا را برای سال 1404 هدفگذاری کرده است. بی‌تردید یکی از مولفه‌ها و الزامات ضروری رسیدن به چنین هدفی، ارتقای سطح کیفی دانشگاه‌ها است.



 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:56  توسط علی معصومی  | 

برای ارسال SMS از طریق ماجولهای GSM معمولا از Text mode استفاده میکنن. چون راحت تره و پروتوکل سختی نداره. ولی ایراد اون اینه که تو text mode میشه 140 تا کاراکتر با یه SMS فرستاد. ولی توی PDU mode میشه 160 تا کاراکتر با یه SMS فرستاد. مزیت دیگه PDU mode اینه که میشه اطلاعات رو باینری هم فرستاد و لی تو Text mode فقط میشه اسکی فرستاد.
یه نمونه از فرستادن اطلاعات اسکی توی PDU mode رو تو مثال زیر ببینید.


            مثال برای فرستادن DATA با Wismo :

            ابتدا AT+CMGF=0

                AT+CMGS=29

            تعداد کل بایتها بجز 00 اول

 

            بعد از AT+CMGS=29 عدد 0D فرستاده شود و بعد اطلاعات داخل SMS

                0011000B819021022160F60004AA0F0102030405060708090A0B0C0D0E0F

 

             این مقادیر ثابت هستند

 

            طول شماره تلفنی که میخواهیم به آن SMS بفرستیم. در این مثال، 0B ،  F آخر را شامل نمیشود.

 

            بستگی به نوع شماره تلفن دارد. اگر شماره بصورت 09122012066 باشد 81 و اگر به صورت

            +989122012066 باشد 91   خواهد بود.

 

             شماره تلفنی که میخواهیم به آن SMS بفرستیم که شماره اینطور بوده: 09122012066F که

             F آخر آن به این خاطر است که بایت آخر کامل شود. شماره تلفن را باید 2 رقم 2 رقم جدا کرده و هر 2

            رقم را در یک بایت جا داد. در ضمن جای رقم اول و رقم دوم در هر بایت را باید با هم تغییر داد:

                    09 12 20 12 06 6F

                    90 21 02 21 60 F6

            اگر بخواهیم شماره تلفن را به شکل زیر بفرستیم ، 0B به 0C تبدیل میشود و 81 به 91.

                    + 98 91 22 01 20 66

                     89 19 22 10 02 66

 

             طول DATA

 

  DATA                       

 

            در انتها 1A فرستاده شود.

            تمام اینها باید در یک COMMAND فرستاده شود:

                        AT+CMGS=29

                        0011000B819021022160F60004AA0F0102030405060708090A0B0C0D0E0F

1A              

 

                کل اطلاعاتی که ما میتوانیم در یک SMS بفرستیم 140 BYTE  میباشد. (به جز HEADER ها).

                یعنی بیشترین طول     DATA میتواند 8C باشد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:54  توسط علی معصومی  | 

 
  1-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2
- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟                                                 
                                          
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ توریست


12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

22- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

23- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

24- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

25- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

26- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند...
 
 
 |    38 نظر نوشته شده توسط Tina
 
   
 





 
 
 
 |    نظر بدهید نوشته شده توسط Tina
 
   
 
چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو .

صدای موسيقی فضای کوچيک کافی شاپ رو پر کرد .

روحش با صدای آروم و دلنواز موسيقی , موسيقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .

مثه يه آدم عاشق , يه ديوونه , همه وجودش توی نت های موسيقی خلاصه می شد .

هيچ کس اونو نمی ديد .

همه , همه آدمايي که می اومدن و می رفتن

همه آدمايي که جفت جفت دور ميز ميشستن و با هم راز و نياز می کردن فقط براشون

شنيدن يه موسيقی مهم بود .

از سکوت خوششون نميومد .

اونم می زد .

غمناک می زد , شاد می زد , واسه دلش می زد , واسه دلشون می زد .

چشمش بسته بود و می زد .

صدای موسيقی براش مثه يه دريا بود .

بدون انتها , وسيع و آروم .

يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقی کرد .

يه دختر با يه مانتوی سفيد که درست روبروش کنار ميز نشسته بود .

تنها نبود ......
 
 
 |    3 نظر نوشته شده توسط Tinaادامه مطلب ... | 
 
   
 
 
قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر.

قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد

همان كه گاهي مي شكند

گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد

گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه

و گاهي هم از دست مي رود
...



و آدمها به خاطر همين دوست داشتني اند

به خاطر قلب ديگرشان

به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند....












 
 
 
 |    2 نظر نوشته شده توسط Tina
 
   
 
دوست آن است که توی تاب آدم را تاب میدهد(یعنی با واژگانش دلت را چرخ و فلکی

میکند)روی نردبان تو را بالامیکشد(درک تو را افزایش میدهد)دستی به پشتت میزند...در آغوشت

میگیرد و ... خداحافظی میکند... 
 
 
 
 
 |    4 نظر نوشته شده توسط Tina
 
   
 
**عشق یعنی ایثار**





 
 
 
 |    نظر بدهید نوشته شده توسط Tina
 
   
 



زندگی دفتری از خاطرهاست یك نفر در دل شب یك نفر در دل خاك یك نفر همدم خوشبختی هاست






 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:50  توسط علی معصومی  | 

 
  1-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2
- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟                                                 
                                          
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ توریست


12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

22- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

23- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

24- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

25- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

26- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند...
 
 
 |    38 نظر نوشته شده توسط Tina
 
   
 





 
 
 
 |    نظر بدهید نوشته شده توسط Tina
 
   
 
چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو .

صدای موسيقی فضای کوچيک کافی شاپ رو پر کرد .

روحش با صدای آروم و دلنواز موسيقی , موسيقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .

مثه يه آدم عاشق , يه ديوونه , همه وجودش توی نت های موسيقی خلاصه می شد .

هيچ کس اونو نمی ديد .

همه , همه آدمايي که می اومدن و می رفتن

همه آدمايي که جفت جفت دور ميز ميشستن و با هم راز و نياز می کردن فقط براشون

شنيدن يه موسيقی مهم بود .

از سکوت خوششون نميومد .

اونم می زد .

غمناک می زد , شاد می زد , واسه دلش می زد , واسه دلشون می زد .

چشمش بسته بود و می زد .

صدای موسيقی براش مثه يه دريا بود .

بدون انتها , وسيع و آروم .

يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقی کرد .

يه دختر با يه مانتوی سفيد که درست روبروش کنار ميز نشسته بود .

تنها نبود ......
 
 
 |    3 نظر نوشته شده توسط Tinaادامه مطلب ... | 
 
   
 
 
قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر.

قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد

همان كه گاهي مي شكند

گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد

گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه

و گاهي هم از دست مي رود
...



و آدمها به خاطر همين دوست داشتني اند

به خاطر قلب ديگرشان

به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند....












 
 
 
 |    2 نظر نوشته شده توسط Tina
 
   
 
دوست آن است که توی تاب آدم را تاب میدهد(یعنی با واژگانش دلت را چرخ و فلکی

میکند)روی نردبان تو را بالامیکشد(درک تو را افزایش میدهد)دستی به پشتت میزند...در آغوشت

میگیرد و ... خداحافظی میکند... 
 
 
 
 
 |    4 نظر نوشته شده توسط Tina
 
   
 
**عشق یعنی ایثار**





 
 
 
 |    نظر بدهید نوشته شده توسط Tina
 
   
 



زندگی دفتری از خاطرهاست یك نفر در دل شب یك نفر در دل خاك یك نفر همدم خوشبختی هاست






 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:50  توسط علی معصومی  | 

از اس ام اس های تکراری خسته شدی !!!؟؟؟

اس ام اس جدید و داغ  امروز

 

با ورود احمدی نژاد به رشت ، زنان رشتی در حین برداشت شالی

دست خود را بریدند !!!!!!

 

کلیک کنید

نوشته شده توسط راد در یکشنبه 1387/07/28 ساعت 22:26 | لینک ثابت | نظر بدهید

از اس ام اس های تکراری خسته شدی !؟؟؟؟!؟

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

مسیج اورژانسى:همين آلان كه دارى مسج مى خونى،خودت روماچ كن، دلتنگت شدم!!

.

.

.

صلام ، از کلیه آموضگاران و صوات آموضان نحزت صوات آموضی سمیمانه اصطدعا دارم با
 هظور خود و ادای شحادت در سهن مجلص مانع از اصطیضاه من شوید.
با تشکر علی کردان !!!
 
 
اس ام اس های امروز
 
 
نوشته شده توسط راد در یکشنبه 1387/07/28 ساعت 15:34 | لینک ثابت | نظر بدهید

 

از اس ام اس های تکراری خسته شدی !!؟؟!؟

هر روز با اس ام اس های جدید روز

********

انواع سفارش قتل و ضرب و جرح بچه، مادر بچه و پدر بچه با خودرو پذيرفته مي شود!
 
شاهين درايور !!!

********

اس ام اس های امروز داغ

کلیک کنید

نوشته شده توسط راد در چهارشنبه 1387/07/24 ساعت 13:31 | لینک ثابت | 3 نظر

از اس ام اس های تکراری خسته شدی ؟!!؟؟!!؟

هر روز با اس ام اس های واقعا جدید

 

پرچم ایران که میباشد سه رنگ  رنگهایش را زهم وا کرده اند

سرخ آن خون شهیدان وطن  سبز آن را شال آقا کرده اند

از سفیدش ساخته اند عمامه ها بر سر آخوند و ملا کرده اند

چوب آنرا هم بدون وازلین  در ته مستضعفین جا کرده اند !!!

ادامه اس ام اس ها

کلیک کنید

 

نوشته شده توسط راد در سه شنبه 1387/07/23 ساعت 15:21 | لینک ثابت | 3 نظر

 

اس ام اس عاشقانه + عارفانه + عشقولانه جدید

از اس ام اس های تکراری خسته شدی !؟؟

 

عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد،

ولي نمي دانم چرا به تو که ميرسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است . . .؟

.

.

.

به چه مشغول کنم ديده و دل را؟ که مدام دل تورا مي طلبد و ديده تورا مي جويد . . .

.

.

.

عراق 8 سال جنگيد تا اسير گرفت ما نجنگيده اسيرتيم با وفا . . . !

 

اس ام اس عاشقانه واقعا جدید

کلیک کنید

نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/07/22 ساعت 12:3 | لینک ثابت | یک نظر

اس ام اس های روز + اس ام اس عاشقانه ـ اس ام اس سرکاری

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

هندوانه كاشتیم اما كدو برداشتیم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنن

.

.

اما گفتن اجازه صاحبش لازمه .

.

.

اجازه میدی ؟

 

اس ام اس های جدید

کلیک کنید

نوشته شده توسط راد در یکشنبه 1387/07/21 ساعت 10:17 | لینک ثابت | یک نظر

هر روز با اس ام اس های واقعا جدید ...!

اس ام اس های امروز...

کلیک کنید

نوشته شده توسط راد در جمعه 1387/07/19 ساعت 14:50 | لینک ثابت | 2 نظر

از اس ام اس های تکراری خسته شدی !!!؟؟؟

اس ام اس سرکاری ، اس ام اس جوک ، اس ام اس خنده دار ، اس ام اس عرفانی

اس ام اس خنده دار ، اس ام اس روز ، اس ام اس مذهبی ، اس ام اس جدید ،

اس ام اس ضایع کننده ، اس ام اس باحال ، اس ام اس تولد ، اس ام اس تک

اس ام اس کم یاب ، اس ام اس نایاب ، مرکز جدیدترین اس ام اس ها

smse jadid . sms toop . sms jadid . sms new . sms tavalod

پیامک جدید ، پیامک باحال ، پیامک روز ، بهترین پیامک ها ، جدیدترین پیامک ها

جدید ترین پیامک های روز

 

اس ام اس های داغ امروز

کلیک کنید

 

 

 

نوشته شده توسط راد در پنجشنبه 1387/07/18 ساعت 11:35 | لینک ثابت | 4 نظر

برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند (دکتر علی شریعتی )
نوشته شده توسط راد در پنجشنبه 1387/01/15 ساعت 17:44 | لینک ثابت | یک نظر

امروز رفتم برات يه ساعت بخرم ولي هرچي گشتم هيچ ساعتي به قشنگيه اون ساعتي که ديدمت پيدا نکردم
نوشته شده توسط راد در پنجشنبه 1387/01/15 ساعت 17:43 | لینک ثابت | نظر بدهید

آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام، آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره، آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد، آخرين کلمات يک شکارچي: مامانت کجاست کوچولو؟، آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمي نيست، آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بي خطره، آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز : گفتي تا چند بشمرم؟، آخرين کلمات يک متخصص خنثي کردن بمب : اين سيم آخري رو که قطع کنم تمومه!!!

نوشته شده توسط راد در پنجشنبه 1387/01/15 ساعت 17:42 | لینک ثابت | نظر بدهید

آموخته ام … كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي . . .
نوشته شده توسط راد در پنجشنبه 1387/01/15 ساعت 17:41 | لینک ثابت | نظر بدهید

علي دايي اعلام کرد: من با لباس سفيد اومدم با کفن هم ميرم !!!
نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:47 | لینک ثابت | نظر بدهید

شده تا حالا کابوس ببيني..از خواب بپري و کلي خوشحال بشي که کابوس بوده؟ شده بزرگترين آرزوهاتو تو خواب ببيني..از خواب بپري و حالت گرفته بشه!؟ خب اين به اون در !!!!

نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:45 | لینک ثابت | نظر بدهید

مشترک گرامی! یاد آوری می شود: بنزین سهمیه بندی شده،  نه اس ام اس !!!!!

 

نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:42 | لینک ثابت | نظر بدهید

همسري فداکار... مردي به همسرش اين گونه نوشت: عزيزم اين ماه حقوقم را نمي توانم برايت بفرستم به جايش 100 بوسه برايت فرستادم. عشق تو همسرش بعد از چند روز اينگونه جواب داد: عزيزم از اينکه 100 بوسه براي من فرستادي نهايت تشکر را مي کنم.ريز هزينه ها: 1.با شير فروش به 2 بوس به توافق رسيديم. 2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسيديم. 3.صاحب خانه هر روز مي ايد و 2-3 بوس از من مي گيرد. 4.با سوپر مارکتي فقط با بوس !!!!
نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:39 | لینک ثابت | نظر بدهید

خانواده پسرا که میرن خواستگاری میگن اومدیم از باغچه شما گل بچینیم … به نظر شما اگه خانواده دخترا برن خواستگاری چی میگن؟ . میگن اومدم شیلنگتون رو ببریم گلمون رو آب بدیم!!!

نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:32 | لینک ثابت | نظر بدهید

لره توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار .... ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام !!!
نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:31 | لینک ثابت | نظر بدهید

دختر خيلي خو شتيب و خو شگل تو روزنامه اگهي مي ده که يک پسر خيلي خوشگل سفيد با ماشين بنز پولدار و قد بلند که دکتر هم باشد بياد براي خواستگاري. يه آباداني سياه و قد کوتاه با ماشين رنو مي ياد در خونه ي دختره ... دختره به آباداني مي گه تو که اين شرايط نداري براي چي آمدي ؟ آباداني مي گه من فقط اومدم بگم دور من يکي رو خط بکش

 

نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:31 | لینک ثابت | نظر بدهید

کميته ي امداد طي اطلاعيه اي ضمن تشکر از مردم انسان دوست اردبيل از آنان خواست تا لوله هاي گاز خود را از صندوق هاي صدقات خارج کنند !!!

 

نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:30 | لینک ثابت | نظر بدهید

بسیجیه میره لاس وگاس ، زنگ میزنه به خانمش میگه : فکر کنم شهید شدم ؟! خانمش میگه چرا؟ میگه : آخه اینجا بهشته !!!
نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 13:29 | لینک ثابت | نظر بدهید

دركوه خرابات كسي پيرنشد / ازمردن ادمي زمين سيرنشد                 

ماگفتيم چون پيرشويم توبه كنيم/ ازبس كه جوان مردكسي پيرنشد

نوشته شده توسط راد در دوشنبه 1387/01/12 ساعت 11:53 | لینک ثابت | نظر بدهید

 

بدشانسي در چت !!!!

متن کامل در ادامه مطالب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط راد در یکشنبه 1387/01/11 ساعت 21:52 | لینک ثابت | 2 نظر

غضنفر همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اين همه دعا برو زن بگير !!! 
به قزوينيه ميگن نظر شما درمورد فيلم ۳۰۰ چيه ؟
ميگه فيلمو ول كن ... خشايار شاهو بچسب !!!
تعریف دانشجو : موجودی است نحیف ، بی پول و عصبی شبیه انسان كه از تخم مرغ و گوجه تغذیه میكند و دشمنیه عجیبی با كتاب دارد . . . !
اگه خسته اي: به من تكيه كن
اگه تنهايي: بيا پيشم
اگه بي پناهي: پناهتم
اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد !

نوشته شده توسط راد در یکشنبه 1387/01/11 ساعت 16:29 | لینک ثابت | نظر بدهید

ای پیام جهت بالا بردن  کلاس شما در جمع است !! لطفا لبخند زده و الکی بخندید !!!


افسره جلوي يه ماشين رو ميگيره وبه راننده ميگه: شما بخاطر بستن كمربنده ايمني 50 هزار تومان از طرف انجمن حمايت از ايمني راه ها جايزه ميگيريد .حالا مي خواهي با اين پول چي كار كنيد؟ يارو ميگه شايد باهاش گواهي نا مه گرفتم ! يه زن كنار دستش نشسته بود گفت:گوش نكنيدجناب سروان شوهر من وقتي مسه شرو ور زياد ميگه! تو صندلي عقب يه جوني خواب بود كه از اين سروصدا بلند ميشه ميگه من از همون اول گفتم كه با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!يهو يه نفر از صندوق عقب داد زد گفت:ببينم بالاخره از مرز گذشتيم!!!؟


حكم:دختر=شيطان

اثبات: 

دختر=پول*طلا 

طلا=پول 

دختر=پول*پول=پول^2 

پول=شيطان 

دختر=شيطان^2 

دختر=شيطان^2√

دختر=شيطان  

4:04
نوشته شده توسط راد در یکشنبه 1387/01/11 ساعت 16:17 | لینک ثابت | نظر بدهید

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش . . . 
نوشته شده توسط راد در یکشنبه 1387/01/11 ساعت 16:10 | لینک ثابت | نظر بدهید
بزرگی را پرسیدند زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش کودکی و پیری ٬ پرسیدند پس جوانی چه شد ؟ گفت : با عاشقی سوخت با بی وفایی ساخت و با جدایی مرد . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:49  توسط علی معصومی  | 

 
~به نام آنکه عشق را بر لوح قلب عاشقان حک کرد~
   
 
دوستی را که چشم انتخاب کند ممکن است محبوب دل نشود ولی آنرا که


دل انتخاب کند بی گمان نور چشم خواهد شد...

















 
 
 |    نظر بدهید نوشته شده توسط Tina
 
   
 
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه:


توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان


بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط


ميگه: دوستت دارم










 
 
 |    4 نظر نوشته شده توسط Tina
 
   
 














 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:48  توسط علی معصومی  | 

سیاست روز (1102) جامعه (886)
زنان (278)

وبلاگهاي ثبت شده در اين بخش 4562 مورد است
» وعده ما تکرار دوم خرداد 76 در سال 88
زنده باد دوستداران دموکراسی مردم سالاری دینی
»
www.azgel.blogfa.com
نجوای آزادی
»
هاناى کوێستان
بۆ پرسی‌ ژنان
»
بی حجاب
ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت
»
اندیشکده خرد
AMIR DABIRIMEHR
»
مینیمالهای شبانه من
یادداشت های کوتاهی از زندگی و فلسفه زندگی من
»
تشکل سیاسی دانشجویی اندیشه سبز
توسعه جنبش دانشجویی
»
سلام هلال
18لغایت 24 اردیبهشت ماه هفته جهانی صلیب سرخ و هلال احمر مبارکباد.
»
محفل کوروش2
به نام ایران
»
حزب الله نو
این وبلاگ برای دفاع از حقانیت حزب الله اصیل در برابر اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد
»
قاموس عدالت
» خبر گزاری فنآوری اطلاعات ایران اسلامی
The Information Technology news of IRAN & WORLD
»
هزارویک شب
سیاسی و .....
»
بریونی ( آوای فاخته )
» سخن معلم
SMIEDU
»
فرمان آریا
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
»
عابری در کوچه باغ زندگی
واگویه های پریشانی علی
»
وبلاگ ایوب کریمی
Ayub Karimi's weblog
»
سرجمهور
عمومی،سیاسی،هنری و... با رویکرد طنز
»
بیستون جاوید
اجتماعی خبری مبادا که ترس ازمردم شما را از گفتن حقیقت بازدارد پیامبر(ص)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:43  توسط علی معصومی  | 

مطالب قدیمی‌تر